شناسنامه کتابشناختی اثر
زبدة الفواید
zobdat-ol favāyed
3
نسخه ثبتشده
قرن 11 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/34504
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #34504
پدیدآور / مؤلف:
بشیرخان
تاریخ و سده تألیف:
955 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 17، ص 647
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
لغت
عناوین دیگر و همتراز:
فرهنگ شیرخانی
(farhange šīrxānī)
فرهنگ بشیر خانی
(farhang-e bašīr xānī)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
زبدة الفواید معروف به فرهنگ شیرخانی تألیف شیرخان سور افغانی متوطن هندوستان که در آن لغات فارسی و رومی و تازی و ترکی را گردآورده است. حرف اول را باب و حرف آخر را فصل قرار داد (باب الالف فصل الالف: استفتا) و شواهد منظوم فارسی بر آن افزوده است. در دیباچه آورده است که: «فقیر کتابی دیگر نوشته که او را فواید الصنایع نام نهاده. آنچه که از حروف تازی و فارسی در شعر میآید و نسبتهای هر یک جانوران و کواکب و نباتات که درک آن شاعر را واجب است و عروض و قافیه و معما و اصطلاحات و صنایع و آنچه لواحق شعر است از کلی و جزوی در وی ثبت نموده چرا که گنجایش در این مختصر نبود، و اگر کسی خواهد آنجا طلب نماید و این مختصر را در سنه خمس و خمسین و تسعمائه بود که به اتمام رسانید، اما اکثر لغات مشهوره نیز مع اختلاف معانی و اعراب ذکر کرده ... و نام این مجموعه زبدة الفواید نهاده شد عرف شیرخانی ... الخ». با این وصف در فهرست بادلین (اکسفورد) مسطور است که فرهنگ شیرخانی تلخیص زبدة الفواید است که آن نیز به نوبه خود تلخیص فواید الصنایع بوده، نسخههای این کتاب در لندن، برلین، انجمن آسیایی بنگال، کلکته، مدرسه سپهسالار موجودست. فاضل گرامی آقای ابن یوسف شیرازی درباره ارزش لغوی این کتاب در فهرست سپهسالار (ص211) مرقوم داشتهاند: «... و ازنقل لغات و جمل بسیار واضح بدست میآید که مؤلف آن چون نگارنده از علم و دانش بهره ای نداشته» و شواهدی از بیسوادی مؤلف ذکر کردهاند. (گلچین معانی)
آغاز اثر
« بسمله، حمد بی غایت و ثنای بی نهایت مرخالقی راکه جزو طبیعت انسانی ... الخ »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
شیرخانی در کتاب فرهنگنویسی فارسی در هند و پاکستان (ص75) است، ولی در فهرست سپهسالار (ص209-211) فرهنگ بشیرخانی ضبط شده است، نیز رک: نسخههای منزوی (1928/3و 1931)
دنا 1226/5
الذریعه 193/16
نسخههای منزوی 1931
متن فنخا
● زبدة الفواید = فرهنگ شیرخانی = فرهنگ بشیر خانی / لغت / فارسی
zobdat-ol favāyed = farhange šīrxānī = farhang-e bašīr xānī
بشیرخان، ق 11 قمری
bašīr-xān (- 17c)
تاریخ تألیف: 955ق
زبدة الفواید معروف به فرهنگ شیرخانی [شیرخانی در کتاب فرهنگنویسی فارسی در هند و پاکستان (ص75) است، ولی در فهرست سپهسالار (ص209-211) فرهنگ بشیرخانی ضبط شده است، نیز رک: نسخههای منزوی (1928/3و 1931)] تألیف شیرخان سور افغانی متوطن هندوستان که در آن لغات فارسی و رومی و تازی و ترکی را گردآورده است. حرف اول را باب و حرف آخر را فصل قرار داد (باب الالف فصل الالف: استفتا) و شواهد منظوم فارسی بر آن افزوده است. در دیباچه آورده است که: «فقیر کتابی دیگر نوشته که او را فواید الصنایع نام نهاده. آنچه که از حروف تازی و فارسی در شعر میآید و نسبتهای هر یک جانوران و کواکب و نباتات که درک آن شاعر را واجب است و عروض و قافیه و معما و اصطلاحات و صنایع و آنچه لواحق شعر است از کلی و جزوی در وی ثبت نموده چرا که گنجایش در این مختصر نبود، و اگر کسی خواهد آنجا طلب نماید و این مختصر را در سنه خمس و خمسین و تسعمائه بود که به اتمام رسانید، اما اکثر لغات مشهوره نیز مع اختلاف معانی و اعراب ذکر کرده ... و نام این مجموعه زبدة الفواید نهاده شد عرف شیرخانی ... الخ». با این وصف در فهرست بادلین (اکسفورد) مسطور است که فرهنگ شیرخانی تلخیص زبدة الفواید است که آن نیز به نوبه خود تلخیص فواید الصنایع بوده، نسخههای این کتاب در لندن، برلین، انجمن آسیایی بنگال، کلکته، مدرسه سپهسالار موجودست. فاضل گرامی آقای ابن یوسف شیرازی درباره ارزش لغوی این کتاب در فهرست سپهسالار (ص211) مرقوم داشتهاند: «... و ازنقل لغات و جمل بسیار واضح بدست میآید که مؤلف آن چون نگارنده از علم و دانش بهره ای نداشته» و شواهدی از بیسوادی مؤلف ذکر کردهاند. (گلچین معانی)
آغاز: بسمله، حمد بی غایت و ثنای بی نهایت مرخالقی راکه جزو طبیعت انسانی ... الخ
[دنا 1226/5؛ الذریعه 193/16؛ نسخههای منزوی 1931]
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
رضوی
مشهد
|
3717 | نور محمد حاجی | چهارشنبه 29 رجب 1058ق | نستعلیق | 522 | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
8242/1 | بیکاتب | 19 شوال 1072ق | - | 181 | شناسنامه ← |
| 3 |
سپهسالار
تهران
|
13 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 142 | شناسنامه ← |