نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء

rasā'il-u ixwān-iṣ-ṣafā wa xullān-il-wafā'
48 نسخه ثبت‌شده از قرن 7 تا 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/32282
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #32282
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 16، ص 414 تا 420
زبان و قالب: عربی
رده‌های موضوعی: فلسفه

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

تنی چند از حکما در اواسط قرن چهارم هجرت در بصره یا بغداد انجمن شدند و خواستند شریعت اسلامیه را از مفاسد نادانی‌ها و گمراهی‌ها منزه سازند. این مقصود از انضمام و اتفاق فلسفه یونان و آئین اسلام ممکن توانستی شد بنابراین از روی استقصاء و امعان نظر پنجاه و یک رساله تألیف کرده علوم طبیعی و ریاضی و فلسفی و الهی و عقلی را در آن جای دادند و رسائل مذکوره را اخوان الصفا نامیدند. از اعضاء این انجمن نام چهار نفر معلوم است: 1. ابوسلیمان محمد بن معشر بستی معروف به مقدسی؛ 2. ابوالحسن علی بن هارون زنجانی؛ 3. ابواحمد نهرجوری؛ 4. زید بن رفاعه عوفی. بعضی جمعیت اخوان الصفا را از فرقه باطنیه دانسته و ابوحیان توحیدی را از اعضاء این انجمن شمرده‌اند. اخوان الصفا به مجمل الحکمة نیز موسوم است. این رسائل حاوی پنجاه و یک رساله است و در تحت چهار بخش تقسیم یافته‌اند: قسم اول: ریاضیه فلسفیه، شامل سیزده رساله؛ قسم دوم: جسمانیه طبیعیه، شامل هفده رساله؛ قسم سوم: نفسانیه عقلیه، شامل ده رساله؛ قسم چهارم: ناموسیه الهیه، شامل یازده رساله. فهرست این رساله‌ها چنین است: 1. فی العدد و ماهية تركيبه؛ 2. في الهندسة و بيان ماهيتها؛ 3. في النجوم شبه المدخل في تركيب الافلاك؛ 4. في الموسيقى؛ 5. في الجغرافيا؛ 6. في النسب العددية و الهندسية؛ 7. في الصنايع العلمية؛ 8. في الصنايع العملية؛ 9. في بيان اختلاف الناس؛ 10. في الايساغوجی؛ 11. فی معنی قاطیقوریاس؛ 12. فی معنی باریز میناس؛ 13. فی معنی اتولوطیقا؛ 14. فی الهیولی و الصورة؛ 15. فی السماء و العالم؛ 16. فی الکون و الفساد؛ 17. فی الآثار العلوية؛ 18. فی تکوین المعادن؛ 19. فی مهية الطبيعة؛ 20. فی اجناس النبات؛ 21. فی أصناف الحيوانات؛ 22. فی ترکیب الجسد؛ 23. فی الحاس و المحسوس؛ 24. فی مسقط النطفة؛ 25. فی معنی قول الحکماء «الانسان عالم صغیر»؛ 26. فی كيفية نشو الانفس الجزئية فی الاجساد البشرية؛ 27. فی بیان طاقة الانسان فی المعارف؛ 28. فی مهية حكمة الموت و الحياة؛ 29. فی مهية اللذة و الالام الجسمانية؛ 30. في معرفة علل اختلاف اللغات؛ 31. فی المبادیء العقلية على رأى فیثاغورس؛ 32. فی المبادیء العقلية على رأى اخوان الصفا؛ 33. فی معنی قول الحکماء «الانسان عالم كبير»؛ 34. فی العقل و المعقول؛ 35. فی الادوار و الاکوار؛ 36. فی مهية العشق و محبة النفس و المرض الالهى؛ 37. فی مهية البعث و القسمة و كيفية المعراج؛ 38. فی كمية اجناس الحركات و كيفية اختلافها؛ 39. فی العلل و المعلولات؛ 40. في الحدود و الرسوم؛ 41. فی الاراء و المذاهب و الديانات؛ 42. فی مهية الطريق الى الله تعالى؛ 43. فی اعتقاد اخوان الصفا و مذهب الربانيين؛ 44. فی كيفية عشرة اخوان الصفا؛ 45. فی مهية الايمان و خصال المؤمنين المحققين؛ 46. فی مهية الناموس الالهی و شرائط النبوة؛ 47. فی كيفية الدعوة الى الله و الى صفوة الاخوة؛ 48. فی كيفية أحوال الروحانيين؛ 49. فی كمية أنواع السياسات و کیفیتها؛ 50. فی كيفية نضد العالم بأسره؛ 51. في مهية السحر و العزائم. استاد محمد تقی دانش پژوه در توصیف آنان آورده: این رساله‌ها گذشته از اینکه فرزانگان اسماعیلی بدانها ارج می‌نهادند دانشمندان شیعی هم آنها را چندان بی‌ارزش نمی‌دانستند. صدرای شیرازی در نگارش‌های خود از سخنان آنان گواه آورده و شاگردش فیض کاشانی در فهرست نوشته‌های خویش گزینی از همین رسائل را یکی از نگارش‌های خود خوانده و چنین گفته: «انتخاب رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا الاحدى و الخمسين فی تهذیب النفس و اصلاح الاخلاص من كلام الصوفية». نواده برادری او نورالدین محمد کاشانی هم در برخی از نگارش‌های خود از اخوان صفا یاد کرده است. دانشمند حکیم سیف الدین مظفر حسین کاشی که با صدرای شیرازی و میرفندرسکی گفتگوی علمی داشته بود هم از این رسایل گزین کرده و در آغاز آن چنین نوشته است: «هذا ما جمعه مظفر حسین بن امین الدین محمد الكاشانی من رسائل اخوان الصفا استخرج منها ما يشتمل على الفوائد و اسقط ما فيها من الزوائد كتب منها المهمات و حذف عنها المكررات استغنيت بهذه المجموعة عن جميع 10 فی رسائلها لانک وجدت فيها كلما وجدت في كلها مع ان استنباط الاصول و المقاصد منها ايسر و اسهل و الظفر على حل المشكلات و المرموزات بمطالعتها اتم و اكمل. فان المطولات الزائدة كالمختصرات القاصرة في طرفي الافراط و التفريط في اداء المعاني و المقاصد فخذ الا وسط فان خير الامور اوسطها». اخوان صفا که از مردم ایران بوده‌اند خواسته‌اند میان فلسفه و شریعت آشتی دهند و از این راه رخنه‌ای در اندیشه و پندار اشعری دستگاه فرمانروایی بیگانه عربی افکنند. چنانکه ابوسلیمان محمد بن بهرام منطقی سیستانی همین نکته را دریافته و با ابوحیان توحیدی شیرازی و ابوالعباس بخاری دو شاگرد خود گفته بود. اما این دانشمند سیستان چنین روش آنان را نپذیرفت و آن را نکوهید، اگر چه از سخنان او و ابوحیان در سراسر امتاع و مؤانسه و مقابسات پیداست که هر دو آنها از اندیشه و پندار آنان بیگانه نبودند و گویا از ترس نمی‌توانستند خود را همکار و همرأی با آنان نشان دهند. این گونه روش و کار را گویا اخوان صفا آغاز نکرده بودند بلکه از گفتگوی ابوسلیمان محمد بن معشر بستی مقدسی یکی از اخوان صفا و حریری غلام ابن طراره برمی‌آید که پیش از آنها کسانی بودند که می‌خواستند میان فلسفه و شریعت آشتی دهند، اما کاری از پیش نبردند و نومید ماندند. از آنها بود ابوزید احمد بن سهل بلخی شامستیانی فیلسوف جاحظ خراسان (234-322ق) که بدین کار پرداخت و از پادشاه خراسان نیز پیروی کرده بود. همچنین ابوتمام نیشابوری که گروه شیعی را یاری نمود و به مطرف بن محمد وزیر مرد آویز گیلی پناه برد. نیز ابوالحسن محمد بن یوسف عامری خراسانی (- 381ق) شاگرد ابوزید بلخی که او را ملحد و فیلسوف خواندند و هراسان و ترسان از شهری به شهری و گاهی هم به سپهدار نیشابور و گاهی به ابن العمید قمی (- 360ق) پناهنده می‌گشت. این سه دانشمند از این کار سودی نبردند و به آنچه می‌خواستند نرسیدند (امتاع و مؤانسه 4: 1-23؛ نیز فهرست نام‌های هر سه جلد آن و مقابسات؛ الحكمة الخالدة ص 347). این هم گفته شود که فارابی نیز در این روش کمی از اخوان صفا نداشت و گذشته از رشته‌ها و بخش‌های دیگر فلسفه که بسیار در آنها به آنان نزدیک است در سیاست و کشورداری هم چنانکه از «مبادی آراء اهل المدينة الفاضلة» و «تحصیل السعادة» و دیگر نگارش‌های او آشکار است و ابن رشد نیز بدین گواهی داده مانند همان‌ها پندار ایرانیان باستان و اندیشه فلسفی یونانی و آئین شیعی را با هم بیامیخت. پس می‌توان گفت که اخوان صفا از سخنان او و بلخی و نیشابوری و عامری بهره بردند و دفتر خویش را نگاشتند. از همه اینها پیداست که مردم ایران و به‌ویژه آنها که یکی از آئین‌های شیعی مانند زیدی و اسماعیلی و اثناعشری را داشته‌اند در بنیاد گذاردن این انجمن فرهنگی نهانی کمک بوده‌اند. شاید بتوان گفت که اسماعیلیان مصر و ایران از این گونه اندیشه و پندار بیشتر بهره‌مند شدند و تاریخ گواه است که پیروان سنت و دانشمندان دربار تازی چه اندازه به این گروه و دوستاران آنها شکنجه و رنج روا داشته و نکوهش‌ها کرده‌اند. نمونه خرده‌گیری آنها را در سخن همین حریری هم می‌بینیم که می‌گوید روش اخوان صفا را آنها که باطن و ظاهر می‌گویند و از سلام می‌نکوهند (قداحین) و هجریان (قرمطی‌ها) و آشوبگران قزوین که مردم شهرها را به سوی خود خوانده‌اند پذیرفته‌اند. این را هم می‌دانیم که مشکویه رازی و ابن‌سینا و بیشتر دانشمندانی که در نوشته‌های توحیدی از آنها یاد شده است و همه فیلسوفان اسلام تا برسد به خواجه طوسی که به دست او دستگاه تازیان در بغداد برچیده شده بلکه همه فیلسوفان شیعی همین روش را داشته‌اند. از کتاب‌های سودمند که درباره انجمن‌های نهانی خاور و باختر مانند اخوان صفا نوشته شده «تاریخ الجمعیات السریة و الحركات الهدامة» محمد عبدالله عثمان (چاپ 1926 مصر) می‌باشد.
سوابق و چاپ‌های اثر
به کوشش جمیل صلیبا، دمشق، 1949م، دو جلد؛ به کوشش بطرس بستانی، بیروت، دار صادر: 1959م

متن فنخا

● رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء / فلسفه / عربی rasā'il-u ixwān-iṣ-ṣafā wa xullān-il-wafā' تنی چند از حکما در اواسط قرن چهارم هجرت در بصره یا بغداد انجمن شدند و خواستند شریعت اسلامیه را از مفاسد نادانی‌ها و گمراهی‌ها منزه سازند. این مقصود از انضمام و اتفاق فلسفه یونان و آئین اسلام ممکن توانستی شد بنابراین از روی استقصاء و امعان نظر پنجاه و یک رساله تألیف کرده علوم طبیعی و ریاضی و فلسفی و الهی و عقلی را در آن جای دادند و رسائل مذکوره را اخوان الصفا نامیدند. از اعضاء این انجمن نام چهار نفر معلوم است: 1. ابوسلیمان محمد بن معشر بستی معروف به مقدسی؛ 2. ابوالحسن علی بن هارون زنجانی؛ 3. ابواحمد نهرجوری؛ 4. زید بن رفاعه عوفی. بعضی جمعیت اخوان الصفا را از فرقه باطنیه دانسته و ابوحیان توحیدی را از اعضاء این انجمن شمرده‌اند. اخوان الصفا به مجمل الحکمة نیز موسوم است. این رسائل حاوی پنجاه و یک رساله است و در تحت چهار بخش تقسیم یافته‌اند: قسم اول: ریاضیه فلسفیه، شامل سیزده رساله؛ قسم دوم: جسمانیه طبیعیه، شامل هفده رساله؛ قسم سوم: نفسانیه عقلیه، شامل ده رساله؛ قسم چهارم: ناموسیه الهیه، شامل یازده رساله. فهرست این رساله‌ها چنین است: 1. فی العدد و ماهية تركيبه؛ 2. في الهندسة و بيان ماهيتها؛ 3. في النجوم شبه المدخل في تركيب الافلاك؛ 4. في الموسيقى؛ 5. في الجغرافيا؛ 6. في النسب العددية و الهندسية؛ 7. في الصنايع العلمية؛ 8. في الصنايع العملية؛ 9. في بيان اختلاف الناس؛ 10. في الايساغوجی؛ 11. فی معنی قاطیقوریاس؛ 12. فی معنی باریز میناس؛ 13. فی معنی اتولوطیقا؛ 14. فی الهیولی و الصورة؛ 15. فی السماء و العالم؛ 16. فی الکون و الفساد؛ 17. فی الآثار العلوية؛ 18. فی تکوین المعادن؛ 19. فی مهية الطبيعة؛ 20. فی اجناس النبات؛ 21. فی أصناف الحيوانات؛ 22. فی ترکیب الجسد؛ 23. فی الحاس و المحسوس؛ 24. فی مسقط النطفة؛ 25. فی معنی قول الحکماء «الانسان عالم صغیر»؛ 26. فی كيفية نشو الانفس الجزئية فی الاجساد البشرية؛ 27. فی بیان طاقة الانسان فی المعارف؛ 28. فی مهية حكمة الموت و الحياة؛ 29. فی مهية اللذة و الالام الجسمانية؛ 30. في معرفة علل اختلاف اللغات؛ 31. فی المبادیء العقلية على رأى فیثاغورس؛ 32. فی المبادیء العقلية على رأى اخوان الصفا؛ 33. فی معنی قول الحکماء «الانسان عالم كبير»؛ 34. فی العقل و المعقول؛ 35. فی الادوار و الاکوار؛ 36. فی مهية العشق و محبة النفس و المرض الالهى؛ 37. فی مهية البعث و القسمة و كيفية المعراج؛ 38. فی كمية اجناس الحركات و كيفية اختلافها؛ 39. فی العلل و المعلولات؛ 40. في الحدود و الرسوم؛ 41. فی الاراء و المذاهب و الديانات؛ 42. فی مهية الطريق الى الله تعالى؛ 43. فی اعتقاد اخوان الصفا و مذهب الربانيين؛ 44. فی كيفية عشرة اخوان الصفا؛ 45. فی مهية الايمان و خصال المؤمنين المحققين؛ 46. فی مهية الناموس الالهی و شرائط النبوة؛ 47. فی كيفية الدعوة الى الله و الى صفوة الاخوة؛ 48. فی كيفية أحوال الروحانيين؛ 49. فی كمية أنواع السياسات و کیفیتها؛ 50. فی كيفية نضد العالم بأسره؛ 51. في مهية السحر و العزائم. استاد محمد تقی دانش پژوه در توصیف آنان آورده: این رساله‌ها گذشته از اینکه فرزانگان اسماعیلی بدانها ارج می‌نهادند دانشمندان شیعی هم آنها را چندان بی‌ارزش نمی‌دانستند. صدرای شیرازی در نگارش‌های خود از سخنان آنان گواه آورده و شاگردش فیض کاشانی در فهرست نوشته‌های خویش گزینی از همین رسائل را یکی از نگارش‌های خود خوانده و چنین گفته: «انتخاب رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا الاحدى و الخمسين فی تهذیب النفس و اصلاح الاخلاص من كلام الصوفية». نواده برادری او نورالدین محمد کاشانی هم در برخی از نگارش‌های خود از اخوان صفا یاد کرده است. دانشمند حکیم سیف الدین مظفر حسین کاشی که با صدرای شیرازی و میرفندرسکی گفتگوی علمی داشته بود هم از این رسایل گزین کرده و در آغاز آن چنین نوشته است: «هذا ما جمعه مظفر حسین بن امین الدین محمد الكاشانی من رسائل اخوان الصفا استخرج منها ما يشتمل على الفوائد و اسقط ما فيها من الزوائد كتب منها المهمات و حذف عنها المكررات استغنيت بهذه المجموعة عن جميع 10 فی رسائلها لانک وجدت فيها كلما وجدت في كلها مع ان استنباط الاصول و المقاصد منها ايسر و اسهل و الظفر على حل المشكلات و المرموزات بمطالعتها اتم و اكمل. فان المطولات الزائدة كالمختصرات القاصرة في طرفي الافراط و التفريط في اداء المعاني و المقاصد فخذ الا وسط فان خير الامور اوسطها». اخوان صفا که از مردم ایران بوده‌اند خواسته‌اند میان فلسفه و شریعت آشتی دهند و از این راه رخنه‌ای در اندیشه و پندار اشعری دستگاه فرمانروایی بیگانه عربی افکنند. چنانکه ابوسلیمان محمد بن بهرام منطقی سیستانی همین نکته را دریافته و با ابوحیان توحیدی شیرازی و ابوالعباس بخاری دو شاگرد خود گفته بود. اما این دانشمند سیستان چنین روش آنان را نپذیرفت و آن را نکوهید، اگر چه از سخنان او و ابوحیان در سراسر امتاع و مؤانسه و مقابسات پیداست که هر دو آنها از اندیشه و پندار آنان بیگانه نبودند و گویا از ترس نمی‌توانستند خود را همکار و همرأی با آنان نشان دهند. این گونه روش و کار را گویا اخوان صفا آغاز نکرده بودند بلکه از گفتگوی ابوسلیمان محمد بن معشر بستی مقدسی یکی از اخوان صفا و حریری غلام ابن طراره برمی‌آید که پیش از آنها کسانی بودند که می‌خواستند میان فلسفه و شریعت آشتی دهند، اما کاری از پیش نبردند و نومید ماندند. از آنها بود ابوزید احمد بن سهل بلخی شامستیانی فیلسوف جاحظ خراسان (234-322ق) که بدین کار پرداخت و از پادشاه خراسان نیز پیروی کرده بود. همچنین ابوتمام نیشابوری که گروه شیعی را یاری نمود و به مطرف بن محمد وزیر مرد آویز گیلی پناه برد. نیز ابوالحسن محمد بن یوسف عامری خراسانی (- 381ق) شاگرد ابوزید بلخی که او را ملحد و فیلسوف خواندند و هراسان و ترسان از شهری به شهری و گاهی هم به سپهدار نیشابور و گاهی به ابن العمید قمی (- 360ق) پناهنده می‌گشت. این سه دانشمند از این کار سودی نبردند و به آنچه می‌خواستند نرسیدند (امتاع و مؤانسه 4: 1-23؛ نیز فهرست نام‌های هر سه جلد آن و مقابسات؛ الحكمة الخالدة ص 347). این هم گفته شود که فارابی نیز در این روش کمی از اخوان صفا نداشت و گذشته از رشته‌ها و بخش‌های دیگر فلسفه که بسیار در آنها به آنان نزدیک است در سیاست و کشورداری هم چنانکه از «مبادی آراء اهل المدينة الفاضلة» و «تحصیل السعادة» و دیگر نگارش‌های او آشکار است و ابن رشد نیز بدین گواهی داده مانند همان‌ها پندار ایرانیان باستان و اندیشه فلسفی یونانی و آئین شیعی را با هم بیامیخت. پس می‌توان گفت که اخوان صفا از سخنان او و بلخی و نیشابوری و عامری بهره بردند و دفتر خویش را نگاشتند. از همه اینها پیداست که مردم ایران و به‌ویژه آنها که یکی از آئین‌های شیعی مانند زیدی و اسماعیلی و اثناعشری را داشته‌اند در بنیاد گذاردن این انجمن فرهنگی نهانی کمک بوده‌اند. شاید بتوان گفت که اسماعیلیان مصر و ایران از این گونه اندیشه و پندار بیشتر بهره‌مند شدند و تاریخ گواه است که پیروان سنت و دانشمندان دربار تازی چه اندازه به این گروه و دوستاران آنها شکنجه و رنج روا داشته و نکوهش‌ها کرده‌اند. نمونه خرده‌گیری آنها را در سخن همین حریری هم می‌بینیم که می‌گوید روش اخوان صفا را آنها که باطن و ظاهر می‌گویند و از سلام می‌نکوهند (قداحین) و هجریان (قرمطی‌ها) و آشوبگران قزوین که مردم شهرها را به سوی خود خوانده‌اند پذیرفته‌اند. این را هم می‌دانیم که مشکویه رازی و ابن‌سینا و بیشتر دانشمندانی که در نوشته‌های توحیدی از آنها یاد شده است و همه فیلسوفان اسلام تا برسد به خواجه طوسی که به دست او دستگاه تازیان در بغداد برچیده شده بلکه همه فیلسوفان شیعی همین روش را داشته‌اند. از کتاب‌های سودمند که درباره انجمن‌های نهانی خاور و باختر مانند اخوان صفا نوشته شده «تاریخ الجمعیات السریة و الحركات الهدامة» محمد عبدالله عثمان (چاپ 1926 مصر) می‌باشد. چاپ: به کوشش جمیل صلیبا، دمشق، 1949م، دو جلد؛ به کوشش بطرس بستانی، بیروت، دار صادر: 1959م

نسخه‌های خطی این اثر

48 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
مجلس
تهران
5255 بی‌کاتب 11 رجب 607ق ثلث، نسخ 186 شناسنامه ←
2
مجلس
تهران
1831 مبارک پسر عبدالله غلام نجیب الدین مزیدی 621ق - 344 شناسنامه ←
3
خادم حسینی
تبریز
30 بی‌کاتب جمادی الاول 670ق نسخ 275 شناسنامه ←
4
مجلس
تهران
4708 خلیل بن یوسف بن سالار بن علی 5 رمضان 686ق نسخ 412 شناسنامه ←
5
ادبیات
تهران
90/29 ـ د بی‌کاتب 700ق - 19 شناسنامه ←
6
مرعشی
قم
7869 بی‌کاتب 848ق نستعلیق، نسخ 156 شناسنامه ←
7
مرعشی
قم
7870 محمود بن دولتخان و اهیاری دکوی غره ربیع الاول 848ق نسخ 120 شناسنامه ←
8
الهیات
مشهد
203 بی‌کاتب قرن 8 یا 9 نسخ 141 شناسنامه ←
9
مولوی
مشهد
203 نامشخص - - - شناسنامه ←
10
دانشگاه
تهران
1155 محمد بن محمد بن بهاءالدین انصاری هوی 18 شعبان 968ق نسخ 424 شناسنامه ←
11
مینوی
تهران
151 بی‌کاتب قرن 9 و 10 نستعلیق - شناسنامه ←
12
مهدوی
تهران
851 بی‌کاتب قرن 11 نسخ - شناسنامه ←
13
مرعشی
قم
5300 بی‌کاتب قرن 11 نسخ 878 شناسنامه ←
14
دانشگاه
اصفهان
127 بی‌کاتب قرن 11 نستعلیق - شناسنامه ←
15
مروی
تهران
406 بی‌کاتب قرن 11 - - شناسنامه ←
16
ادبیات
اصفهان
11 نامشخص - - - شناسنامه ←
17
مهدوی
تهران
417 بی‌کاتب قرن 10 و 11 نسخ - شناسنامه ←
18
لغت نامه دهخدا
تهران
166 بی‌کاتب قرن 10 و 11 نسخ - شناسنامه ←
19
ملک
تهران
1477 بی‌کاتب قرن 11 نسخ 456 شناسنامه ←
20
دانشگاه
تهران
3708/2 بی‌کاتب یک‌شنبه ربیع الاول 1009ق نستعلیق 4 شناسنامه ←
21
مجلس
تهران
10190/9 بی‌کاتب 1019ق نستعلیق، نسخ 169 شناسنامه ←
22
رضوی
مشهد
23432 بی‌کاتب 1058ق نستعلیق - شناسنامه ←
23
ملک
تهران
1485 بی‌کاتب 1073ق نستعلیق 420 شناسنامه ←
24
رضوی
مشهد
527 عبدالله بحرانی 1097ق، این نسخه دارای دیباچه ایست در 7 صفحه نسخ 431 شناسنامه ←
25
دائرة المعارف
تهران
1662-عکسی بی‌کاتب ربیع الاول 1075ق نستعلیق، شکسته 3 شناسنامه ←
26
ملی
تهران
783 بی‌کاتب محتملاً قرن 12 نسخ 317 شناسنامه ←
27
ملی
تهران
784 بی‌کاتب محتملاً قرن 12 نسخ 229 شناسنامه ←
28
دانشگاه
تهران
7485 بی‌کاتب آغاز قرن 12 نسخ 192 شناسنامه ←
29
دانشگاه
تهران
5222-ع عبدالله فتیانی پنج‌شنبه 16 رجب 1161ق نسخ - شناسنامه ←
30
ملی
تهران
550 بی‌کاتب محتملاً قرن 13 نسخ 88 شناسنامه ←