شناسنامه کتابشناختی اثر
الرد علی المتعصب العنید فی الرد علی من لم یجوز اللعن علی یزید
ar-radd ‘ala-l muta‘aṣṣib-il ‘anīd fi-r radd ‘alā man lam yujawwiz-ul la‘n ‘ala-l yazīd
4
نسخه ثبتشده
قرن 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/32196
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #32196
پدیدآور / مؤلف:
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی
تاریخ و سده تألیف:
580 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 16، ص 388
تا 390
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
کلام و اعتقادات
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
دانشمند اخباری حافظ واعظ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی بن الجوزی صدیقی بغدادی حنبلی در این دفتر روشن نمود که نفرین و لعن بر یزید پسر معاویه روا است. او در دیباچه میگوید که کسی از من در یکی از مجلسهای وعظ پرسید که آیا بر یزید که با حسین کرد آنچه را که کرد و دستور داد که در شهر مدینه یغما کنند نفرین رواست؟ من بدو گفتم که همین کردههای او خود بسنده است و نیازی به نفرین ندارد و خاموشی بهتر است. باز گفت این را میدانم مگر اینکه میخواهم بدانم بر او میتوان لعن کرد؟ من گفتم آری دانشمندان پارسا که یکی از آنها احمد بن حنبل است آن را روا بداشتند. این سخن من به خواجهای که حدیث خوانده بود مگر اینکه هنوز از عصبیت عامیانه نرسته بود رسید. آن را نپذیرفته و دفتری بساخت و در آن از یزید یاری نمود. آن دفتر را یکی از شاگردانم نزد من آورد و درخواست که آن را رد نویسم.
پس دیباچه چهارده فصل است: 1. شامل حدیثهایی که در آنها به کسانی لعن شده که در تبهکاری به یکصدم یزید نمیرسند؛ 2 تا 9. سرگذشت و زندگی یزید و کارهایی که با حسین و سر بریده او و خاندان او و همچنین با مردم مدینه کرده است و به مانند مقتلی است؛ 10 تا 14. رد گفتههای این شیخ است و او یزید را فرمانروایی میداند که مردم بدو بیعت کردند و همه از او خشنود بودند به جز پنج تن. آن هم پیشوا اگر چه ستمکار هم باشد باید از او پیروی نمود گذشته از همه اینها او را معاویهای که درباره اش پیامبر فرمود: «خدایا او را راهبر و راهنما کن و راه بدو بنمای» برای فرمانروایی برگزید و او مردی بخشنده بوده و قرآن میخواند و حسین بر همچه فرمانروایی بشورید. ابن جوزی همه سخنان او را در این فصلها به خوبی رد میکند.
در روضات (ص 411 و 691) نام این دفتر چنانکه یاد کردهایم آمده است، ولی در خود متن نامبرده نشد. در کشف الظنون (537: 1) دارد که «الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم یزید» از ابن جوزی است و آغازش چنین است: «الحمدلله کفا اجلاله».
پیش از ابن جوزی عمادالدین ابوالحسن علی بن محمد بن علی کیاهراسی طبری فقیه شافعی (450-504ق) از بزرگترین شاگردان امام الحرمین جوینی و دوم غزالی بلکه برتر از او در پاسخ پرسشی که از او کردهاند درباره یزید گفت که او صحابی نبود و در روزگار عمر زاده شد و احمد و مالک و ابوحنیفه دو گونه سخن دربارهاش گفتهاند: تلویح و تصریح و ما تصریح میگوییم و آشکارا چه او بود که نرد میباخت و با یوز شکار میکرد و هماره می میخورد و سرودها درباره میدارد او در این زمینه داد سخن بداد و نام خویش در پشت برگه پاسخ نوشت. ابو حامد غزالی (450-505ق) بر خلاف کیاهراسی و در پاسخ پرسندگان لعن بر یزید را روا نداشت و گفتار او و کیاهراسی هر دو در تاریخ ابن خلکان (ش 403) و در روضات الجنات (ص 691) دیده میشود. تفتازانی در شرح مقاصد هم در این زمینه گفتگو نموده و گفت لعن بر یزید رواست و پیشینیان مانند غزالی و دیگران که از آن باز داشتهاند برای این است که مردم مبادا گستاخ شوند و درباره خلیفههای دیگر سخنی بگویند. «روضات» از ابن حجر شهاب الدین احمد هیتمی در الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع و الزندقة (چاپ شرفیه مصر در 1308 با تطهیر الجنان و اللسان عن الخطور و التفوه بثلب سيدنا معاوية بن ابی سفیان ص 125) گفته که سنیان درباره کفر یزید اختلاف دارند برخی مانند ابن جوزی و سبطش او را کافر میدانند و دستهای او را مؤمن میپندارند و گروهی از محققان توقف کردهاند. ابن جوزی در «الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم یزید» سخنان احمد حنبل و قاضی ابی یعلی را آورده است. گروهی میگویند که لعن او روا نیست و از آنها است غزالی. ابن حجر در اینجا خود هم دلیل میآورد که نباید بر او لعن کرد سپس مینویسد که ابن صلاح هم در فتاوای خود آن را روا نداشت و گفت که بهتر آن است که او را مانند دیگر خلیفههای غیرراشد و پادشاهان اسلام بدانیم نه دوستشان بداریم و نه لعن بر آنها بفرستیم. پس از این باز ابن حجر میگوید که غزالی و متولی (ابوسعید عبدالرحمن بن ابی محمد مأمون بن علی شافعی نیشابوری فقیه اصولی مدرس نظامیه م 478) و دیگران گفتهاند که کار یزید با خداست و واعظ و دیگران نباید مقتل حسین را روایت کنند و از جنگ و ستیزهای صحابه بر زبان رانند تا مبادا مردم آنها را دشمن بدارند و بدانها بد گویند چه آنها نشانههای دین اند و به گفته ابی صلاح و نووی همه آنها عادلند (نیز بنگرید به روضات). قاضی محدث مفسر ادیب ابن العربی ابوبکر محمد بن عبدالله بن محمد معافری اشبیلی مالکی (543-468) شاگرد غزالی و ابی بکر چاچی و استاد روایت و اسناد ابو عبدالله محمد بن عیشون و شیخ محیی الدین در فتوحات، میگوید که: «لم يقتل يزيد الحسين الا بسيف جده ×× ای لانه الخليفة و الحسين باغ عليه» (روضات ص 695؛ زرکلی 110: 3؛ معجم المطبوعات ص 174). در مقامع الفضل آقا میرزا محمد علی کرمانشاهی (- 1216ق) فرزند محقق بهبهانی (چاپ دوم سنگی نسخ به کوشش آقا میرزا اسحق کتابفروش در 1316ص 129) دارد که لعن بر یزید رواست و به سود نفرین کننده و به زیان او. (محمد تقی دانش پژوه، با تلخیص)
آغاز اثر
« بسمله. الحمدلله الذى نجينا بالعلم من موافقة الضلال و الاهواء و سلمنابه من موافقة الجهال الغوغاء و اشهد ان لا اله الا الله ... و ان محمدا عبده و رسوله ... و على اهل بيته الطاهرين الفضلاء و على اصحابه و اتباعه الى يوم الحشر و الجزاء و سلم. سألنى سائل فى بعض مجالس الوعظ عن يزيد بن معاوية و ما فعل فى حق الحسين ص و ما امر به من نهب المدينة فقال لى: ايجوز ان يلعن؟ فقلت يكفيه ما به و السكوت اصلح. فقال: قد علمت ان السكوت اصلح ولكن هل تجوز لعنته؟ فقلت: قد اجازها العلماء الورعون منهم احمد بن حنبل. فبلغ كلامى الى شيخ قد قرأ الاحاديث مروية و لم يخرج عن العصبية العامية فانكر ذلك و صنف جزأ ينتصر فيه ليزيد فحمله الى بعض اصحابى و سألنى الرد عليه. فقلت: ما ازال اعرف هذا الشيخ بقلة العلم و الفهم و انما يحدث من يفهم ... قال الخليل بن احمد: الناس اربعة رجل يدرى و يدرى انه يدرى فذاك عالم فخذوا عنه و رجل يدرى و لايدرى انه يدرى فذاك ناس فذكروه و رجل لايدرى و يدرى انه لايدرى فذاك مسترشد فعلموه و رجل لايدرى و لايدرى انه لايدرى فذاك جاهل فارفضوه و هذا الشيخ لايعرف المنقولات و لايفهم المقولات لكنه يقرء الحديث و لايدرى صحيحه من سقيمه و لا مقطوعه من موصوله و لا تابعيا من صحابى؛ »
انجام اثر
« قال هذا الشيخ ان قوما دخلوا على يزيد و هو يقرأ المصحف. قلنا على هذا نقطع (باندازه دو سه کلمه سفید است) جواب هذه الحجة نسئل الله عزوجل ان يمتعنا بعقولنا و يحفظنا من موافقة اهوائنا انه قريب مجيب. و الحمدلله وحده و صلى الله على من لانبى بعده و على اخيه المؤكد له عهده و على بنيه الذين باهل بهم وفده صلوة يفوت حصر (ه) و عده و تتجاوز وصفه وحده. علقت هذه الرسالة قربا الى الله تعالى و اكراما لنبيه و برابو صيه صلى الله عليهما و على ذريتهما المعصومين الائمة الطاهرين الكرام المنتجبين. »
سوابق و چاپهای اثر
تحقیق محمد کاظم المحمودی، بیجا، بی نا، 1403ق.
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
مؤلفات ابن الجوزی /103
بروکلمان، ذیل 917/1
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● الرد علی المتعصب العنید فی الرد علی من لم یجوز اللعن علی یزید / کلام و اعتقادات / عربی
ar-radd ‘ala-l muta‘aṣṣib-il ‘anīd fi-r radd ‘alā man lam yujawwiz-ul la‘n ‘ala-l yazīd
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، 508؟ - 597 قمری
ebn-e jawzī, ‘abd-or-raḥmān ebn-e ‘alī (1115 - 1201)
تاریخ تألیف: سهشنبه 9 ذیقعده 580ق
دانشمند اخباری حافظ واعظ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی بن الجوزی صدیقی بغدادی حنبلی در این دفتر روشن نمود که نفرین و لعن بر یزید پسر معاویه روا است. او در دیباچه میگوید که کسی از من در یکی از مجلسهای وعظ پرسید که آیا بر یزید که با حسین کرد آنچه را که کرد و دستور داد که در شهر مدینه یغما کنند نفرین رواست؟ من بدو گفتم که همین کردههای او خود بسنده است و نیازی به نفرین ندارد و خاموشی بهتر است. باز گفت این را میدانم مگر اینکه میخواهم بدانم بر او میتوان لعن کرد؟ من گفتم آری دانشمندان پارسا که یکی از آنها احمد بن حنبل است آن را روا بداشتند. این سخن من به خواجهای که حدیث خوانده بود مگر اینکه هنوز از عصبیت عامیانه نرسته بود رسید. آن را نپذیرفته و دفتری بساخت و در آن از یزید یاری نمود. آن دفتر را یکی از شاگردانم نزد من آورد و درخواست که آن را رد نویسم.
پس دیباچه چهارده فصل است: 1. شامل حدیثهایی که در آنها به کسانی لعن شده که در تبهکاری به یکصدم یزید نمیرسند؛ 2 تا 9. سرگذشت و زندگی یزید و کارهایی که با حسین و سر بریده او و خاندان او و همچنین با مردم مدینه کرده است و به مانند مقتلی است؛ 10 تا 14. رد گفتههای این شیخ است و او یزید را فرمانروایی میداند که مردم بدو بیعت کردند و همه از او خشنود بودند به جز پنج تن. آن هم پیشوا اگر چه ستمکار هم باشد باید از او پیروی نمود گذشته از همه اینها او را معاویهای که درباره اش پیامبر فرمود: «خدایا او را راهبر و راهنما کن و راه بدو بنمای» برای فرمانروایی برگزید و او مردی بخشنده بوده و قرآن میخواند و حسین بر همچه فرمانروایی بشورید. ابن جوزی همه سخنان او را در این فصلها به خوبی رد میکند.
در روضات (ص 411 و 691) نام این دفتر چنانکه یاد کردهایم آمده است، ولی در خود متن نامبرده نشد. در کشف الظنون (537: 1) دارد که «الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم یزید» از ابن جوزی است و آغازش چنین است: «الحمدلله کفا اجلاله».
پیش از ابن جوزی عمادالدین ابوالحسن علی بن محمد بن علی کیاهراسی طبری فقیه شافعی (450-504ق) از بزرگترین شاگردان امام الحرمین جوینی و دوم غزالی بلکه برتر از او در پاسخ پرسشی که از او کردهاند درباره یزید گفت که او صحابی نبود و در روزگار عمر زاده شد و احمد و مالک و ابوحنیفه دو گونه سخن دربارهاش گفتهاند: تلویح و تصریح و ما تصریح میگوییم و آشکارا چه او بود که نرد میباخت و با یوز شکار میکرد و هماره می میخورد و سرودها درباره میدارد او در این زمینه داد سخن بداد و نام خویش در پشت برگه پاسخ نوشت. ابو حامد غزالی (450-505ق) بر خلاف کیاهراسی و در پاسخ پرسندگان لعن بر یزید را روا نداشت و گفتار او و کیاهراسی هر دو در تاریخ ابن خلکان (ش 403) و در روضات الجنات (ص 691) دیده میشود. تفتازانی در شرح مقاصد هم در این زمینه گفتگو نموده و گفت لعن بر یزید رواست و پیشینیان مانند غزالی و دیگران که از آن باز داشتهاند برای این است که مردم مبادا گستاخ شوند و درباره خلیفههای دیگر سخنی بگویند. «روضات» از ابن حجر شهاب الدین احمد هیتمی در الصواعق المحرقة فی الرد علی اهل البدع و الزندقة (چاپ شرفیه مصر در 1308 با تطهیر الجنان و اللسان عن الخطور و التفوه بثلب سيدنا معاوية بن ابی سفیان ص 125) گفته که سنیان درباره کفر یزید اختلاف دارند برخی مانند ابن جوزی و سبطش او را کافر میدانند و دستهای او را مؤمن میپندارند و گروهی از محققان توقف کردهاند. ابن جوزی در «الرد علی المتعصب العنيد المانع من ذم یزید» سخنان احمد حنبل و قاضی ابی یعلی را آورده است. گروهی میگویند که لعن او روا نیست و از آنها است غزالی. ابن حجر در اینجا خود هم دلیل میآورد که نباید بر او لعن کرد سپس مینویسد که ابن صلاح هم در فتاوای خود آن را روا نداشت و گفت که بهتر آن است که او را مانند دیگر خلیفههای غیرراشد و پادشاهان اسلام بدانیم نه دوستشان بداریم و نه لعن بر آنها بفرستیم. پس از این باز ابن حجر میگوید که غزالی و متولی (ابوسعید عبدالرحمن بن ابی محمد مأمون بن علی شافعی نیشابوری فقیه اصولی مدرس نظامیه م 478) و دیگران گفتهاند که کار یزید با خداست و واعظ و دیگران نباید مقتل حسین را روایت کنند و از جنگ و ستیزهای صحابه بر زبان رانند تا مبادا مردم آنها را دشمن بدارند و بدانها بد گویند چه آنها نشانههای دین اند و به گفته ابی صلاح و نووی همه آنها عادلند (نیز بنگرید به روضات). قاضی محدث مفسر ادیب ابن العربی ابوبکر محمد بن عبدالله بن محمد معافری اشبیلی مالکی (543-468) شاگرد غزالی و ابی بکر چاچی و استاد روایت و اسناد ابو عبدالله محمد بن عیشون و شیخ محیی الدین در فتوحات، میگوید که: «لم يقتل يزيد الحسين الا بسيف جده ×× ای لانه الخليفة و الحسين باغ عليه» (روضات ص 695؛ زرکلی 110: 3؛ معجم المطبوعات ص 174). در مقامع الفضل آقا میرزا محمد علی کرمانشاهی (- 1216ق) فرزند محقق بهبهانی (چاپ دوم سنگی نسخ به کوشش آقا میرزا اسحق کتابفروش در 1316ص 129) دارد که لعن بر یزید رواست و به سود نفرین کننده و به زیان او. (محمد تقی دانش پژوه، با تلخیص)
آغاز: بسمله. الحمدلله الذى نجينا بالعلم من موافقة الضلال و الاهواء و سلمنابه من موافقة الجهال الغوغاء و اشهد ان لا اله الا الله ... و ان محمدا عبده و رسوله ... و على اهل بيته الطاهرين الفضلاء و على اصحابه و اتباعه الى يوم الحشر و الجزاء و سلم. سألنى سائل فى بعض مجالس الوعظ عن يزيد بن معاوية و ما فعل فى حق الحسين ص و ما امر به من نهب المدينة فقال لى: ايجوز ان يلعن؟ فقلت يكفيه ما به و السكوت اصلح. فقال: قد علمت ان السكوت اصلح ولكن هل تجوز لعنته؟ فقلت: قد اجازها العلماء الورعون منهم احمد بن حنبل. فبلغ كلامى الى شيخ قد قرأ الاحاديث مروية و لم يخرج عن العصبية العامية فانكر ذلك و صنف جزأ ينتصر فيه ليزيد فحمله الى بعض اصحابى و سألنى الرد عليه. فقلت: ما ازال اعرف هذا الشيخ بقلة العلم و الفهم و انما يحدث من يفهم ... قال الخليل بن احمد: الناس اربعة رجل يدرى و يدرى انه يدرى فذاك عالم فخذوا عنه و رجل يدرى و لايدرى انه يدرى فذاك ناس فذكروه و رجل لايدرى و يدرى انه لايدرى فذاك مسترشد فعلموه و رجل لايدرى و لايدرى انه لايدرى فذاك جاهل فارفضوه و هذا الشيخ لايعرف المنقولات و لايفهم المقولات لكنه يقرء الحديث و لايدرى صحيحه من سقيمه و لا مقطوعه من موصوله و لا تابعيا من صحابى؛
انجام: قال هذا الشيخ ان قوما دخلوا على يزيد و هو يقرأ المصحف. قلنا على هذا نقطع (باندازه دو سه کلمه سفید است) جواب هذه الحجة نسئل الله عزوجل ان يمتعنا بعقولنا و يحفظنا من موافقة اهوائنا انه قريب مجيب. و الحمدلله وحده و صلى الله على من لانبى بعده و على اخيه المؤكد له عهده و على بنيه الذين باهل بهم وفده صلوة يفوت حصر (ه) و عده و تتجاوز وصفه وحده. علقت هذه الرسالة قربا الى الله تعالى و اكراما لنبيه و برابو صيه صلى الله عليهما و على ذريتهما المعصومين الائمة الطاهرين الكرام المنتجبين.
چاپ: تحقیق محمد کاظم المحمودی، بیجا، بی نا، 1403ق.
[مؤلفات ابن الجوزی /103؛ بروکلمان، ذیل 917/1]
نسخههای خطی این اثر
4 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
853 و 4528-ف | مهدی نوری | 1 محرم 1304ق | نسخ | 31 | شناسنامه ← |
| 2 |
رضوی
مشهد
|
21757 | کازرونی ابوالقاسم | 1309ق | نستعلیق | 37 | شناسنامه ← |
| 3 |
مرعشی
قم
|
938عکسی | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 4 |
رضوی
مشهد
|
22138 | بیکاتب | قرن 14 | نسخ | - | شناسنامه ← |