شناسنامه کتابشناختی اثر
ذخيرة الاسكندر
ḏaxīrat-ul iskandar
22
نسخه ثبتشده
از قرن 11 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/31404
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #31404
پدیدآور / مؤلف:
ارسطو
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 16، ص 45
تا 48
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
علوم غریبه
عناوین دیگر و همتراز:
ذخیره اسکندری
(zaxīre-ye eskandarī)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
رسالهای مختصر در شرح طلسمات و نیرنجات که بنا به مقدمه کتاب ترجمه رسالهای یونانی بوده که معتصم عباسی در بازگشت از فتح عموریه در دیری پیدا نمود و آن ذخیره اسکندر ذوالقرنین نامیده میشد و حاوی دستورات ارسطو بدو بوده که در ده فن بدو نوشته است: 1. ذکر اصول و مقدمات یحتاج الی علمها؛ 2. ذکر اصول الصنعة و تدبير الاكسيرات؛ 3. تركيب السمومات؛ 4. الترياقات المختصة من السموم؛ 5. صفة الحرزة الطلسمية النافعة من الامراض العسرة البرؤ؛ 6. خواتیم کواکب السبعة؛ 7. ذکر فنون شتی من الطلسمات؛ 8. البخورات و ابواب العطف البيضة؛ 9. ذکر خواص يتعلق بالنبات؛ 10. ذکر خواص الماء الحيوان.
در آغاز دارد: معتصم بالله همین که عموریه را بگشود شنید که در آنجا دیری است کهن ساخته انطیوخوس شاگرد اسکندر ذی القرنین پسر فیلفوس یونانی که گروهی را به نگاهبانی آنچه بگماشت و روستاها برای آنان وقف کرد و قباله اینها را در روم بزرگ گذارد و از پادشاهان روم و یونان پیمان گرفت که کسی بدانجا راه نیابد. میگفتهاند که در آنجا نشانههایی از پیامبران گذشته هست. معتصم بدانجا کس فرستاد و گفت ببینید که اگر نشانه پیامبران در آنجا هست ما را بدان کاری نیست و اگر خواستهای در آنجا دیدید ما بدان سزاوارتریم، مردم آنجا مهلت خواستند تا به پادشاه روم نامه نویسند. او همین که آنجا را محاصره کرده بود دوباره نزد آنها کس فرستاد. آنان گفتند ما فرستادگان تو را بدان دیر میبریم اگر بر جان و دین ما دست میازید، معتصم پذیرفت و با آنان چنین پیمانی بست و عبدالملک بن یحیی صاحب السریه و علی بن احمد ستارهشناس و محمد بن خالد مهندس را فرستاد. آنان چیزی در آنجا نیافتند و محمد بن خالد آنجا را مساحت کرد و به معتصم گفتند ما در آنجا چیزی ندیدیم ولی ویران ساختن نشانههای پادشاهان و پیامبران خوب نیست، معتصم در خواب مأمون را بدید که بدو میگفت باید آنجا را ویران کنی چه گنجینه ذی القرنین در آنجا است و دانش ارسطو و هرمس بزرگ را در آن خواهی یافت. فرمانروا همین که بیدار شد فرمود که آن مهندس با چهار صد کارگر دیوار دیر را ویران سازند آنها صندوقی مسین یافتند که به آهن چینی پوشیده و صندوقی زرین در میان آن بود و روی آن برجسته به خط یونانی نوشته بودند. در میان آن دفتری دیدند که همه آن را از زر سرخ ساخته و هر برگی کلفتی نیم انگشت داشت و درازای دفتر یک ارش و پهنای آن سه ارش و به خط زرین و برجسته به اندازه نیمی از کلفتی برگها نزدیک به یک جو و یک روی برگها سفید و 360 برگ در دفتر بوده است و در هر برگی دوازده سطر به یونانی و رومی هر دو نوشته بودند. معتصم ترجمان خواست. دیدند چنین نوشته است «این گنجینه اسکندر پسر فیلفوس ذی القرنین است که بس گرامیش میداشت و چون میخواست که به دست هر کس نیافتد در دم مرگ بفرمود تا در اینجایش گذاردند تا شاهی دانش دوست آن را بیابد. این راز خداوندی است». سنگی در صندوق مسین دیده شد که به یونانی در آن چنین نوشته بودند: «آنطیوخوس پادشاه یونانی و شاگرد اسکندر میگوید: که او در دم بازپسین به من فرمود تا آن را نهان سازم که کسی بدان راه نیابد». کسانی را بر ترجمانهای یونانی گمارده بودند و آنها به ترجمه آنها مینگریستند و آنچه گفته میشد فرا میگرفتند. همین که ترجمانهای رومی آنچه به این زبان نوشته بود به تازی درآوردند آشکار شد که دو نوشته یونانی و رومی یکی است. معتصم به محمد بن خالد بفرمود که این دیباچه را در آغاز دفتر بنویسد. در آغاز خود این دفتر دارد: ارسطو به اسکندر گفته که تو شایستهای به دانش هرمس بزرگ که نهفتهاش میداشت و جز بلیناس بدان راه نیافت برسی. من از او آموختم و تو آنگاه که از مقدونیا بیرون میآمدی از من آن را شنیدهای و بارها درخواستی که بتو بیاموزم اکنون آن را به تو میدهم. در پایان دارد: ترجمانها گفتهاند که اینجا پایان دفتر زرینی است که در گنجینه اسکندر و در صندوق زرین گذارده بودند و اسکندر ذی القرنین پسر فیلفوس یونانی در پایان آن چنین نوشته بود: «ای کسی که به این دفتر رسیدهای اگر بخت تو را یار باشد به پادشاهی روی زمین خواهی رسید».
آغاز اثر
« بسمله. »
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
ذخیرة الاسکندر (منتخب) = ذخیره اسکندری (منتخب)؛ ارسطو (322-384)
ذخیرة الاسکندر (ترجمه) = ذخیره اسکندری (ترجمه)؛ نجم ثانی، محمد باقر (-1047)
ذخیرة الاسکندر (ترجمه) = ذخیره اسکندری (ترجمه)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
نسخههای منزوی 621/1
الذریعه 13: 10 (در فهرست مؤلفات ارسطو مقاله دکتر بدوی در مجله معهد المخطوطات العربیه 2 نام این کتاب نیامده)
سزگین 100/4 و 103
دنا 469/5 (9 نسخه)
متن فنخا
● ذخيرة الاسكندر = ذخیره اسکندری / علوم غریبه / عربی
ḏaxīrat-ul iskandar = zaxīre-ye eskandarī
ارسطو، 384 - 322؟ قبل میلاد
arastū (-384 - -322)
رسالهای مختصر در شرح طلسمات و نیرنجات که بنا به مقدمه کتاب ترجمه رسالهای یونانی بوده که معتصم عباسی در بازگشت از فتح عموریه در دیری پیدا نمود و آن ذخیره اسکندر ذوالقرنین نامیده میشد و حاوی دستورات ارسطو بدو بوده که در ده فن بدو نوشته است: 1. ذکر اصول و مقدمات یحتاج الی علمها؛ 2. ذکر اصول الصنعة و تدبير الاكسيرات؛ 3. تركيب السمومات؛ 4. الترياقات المختصة من السموم؛ 5. صفة الحرزة الطلسمية النافعة من الامراض العسرة البرؤ؛ 6. خواتیم کواکب السبعة؛ 7. ذکر فنون شتی من الطلسمات؛ 8. البخورات و ابواب العطف البيضة؛ 9. ذکر خواص يتعلق بالنبات؛ 10. ذکر خواص الماء الحيوان.
در آغاز دارد: معتصم بالله همین که عموریه را بگشود شنید که در آنجا دیری است کهن ساخته انطیوخوس شاگرد اسکندر ذی القرنین پسر فیلفوس یونانی که گروهی را به نگاهبانی آنچه بگماشت و روستاها برای آنان وقف کرد و قباله اینها را در روم بزرگ گذارد و از پادشاهان روم و یونان پیمان گرفت که کسی بدانجا راه نیابد. میگفتهاند که در آنجا نشانههایی از پیامبران گذشته هست. معتصم بدانجا کس فرستاد و گفت ببینید که اگر نشانه پیامبران در آنجا هست ما را بدان کاری نیست و اگر خواستهای در آنجا دیدید ما بدان سزاوارتریم، مردم آنجا مهلت خواستند تا به پادشاه روم نامه نویسند. او همین که آنجا را محاصره کرده بود دوباره نزد آنها کس فرستاد. آنان گفتند ما فرستادگان تو را بدان دیر میبریم اگر بر جان و دین ما دست میازید، معتصم پذیرفت و با آنان چنین پیمانی بست و عبدالملک بن یحیی صاحب السریه و علی بن احمد ستارهشناس و محمد بن خالد مهندس را فرستاد. آنان چیزی در آنجا نیافتند و محمد بن خالد آنجا را مساحت کرد و به معتصم گفتند ما در آنجا چیزی ندیدیم ولی ویران ساختن نشانههای پادشاهان و پیامبران خوب نیست، معتصم در خواب مأمون را بدید که بدو میگفت باید آنجا را ویران کنی چه گنجینه ذی القرنین در آنجا است و دانش ارسطو و هرمس بزرگ را در آن خواهی یافت. فرمانروا همین که بیدار شد فرمود که آن مهندس با چهار صد کارگر دیوار دیر را ویران سازند آنها صندوقی مسین یافتند که به آهن چینی پوشیده و صندوقی زرین در میان آن بود و روی آن برجسته به خط یونانی نوشته بودند. در میان آن دفتری دیدند که همه آن را از زر سرخ ساخته و هر برگی کلفتی نیم انگشت داشت و درازای دفتر یک ارش و پهنای آن سه ارش و به خط زرین و برجسته به اندازه نیمی از کلفتی برگها نزدیک به یک جو و یک روی برگها سفید و 360 برگ در دفتر بوده است و در هر برگی دوازده سطر به یونانی و رومی هر دو نوشته بودند. معتصم ترجمان خواست. دیدند چنین نوشته است «این گنجینه اسکندر پسر فیلفوس ذی القرنین است که بس گرامیش میداشت و چون میخواست که به دست هر کس نیافتد در دم مرگ بفرمود تا در اینجایش گذاردند تا شاهی دانش دوست آن را بیابد. این راز خداوندی است». سنگی در صندوق مسین دیده شد که به یونانی در آن چنین نوشته بودند: «آنطیوخوس پادشاه یونانی و شاگرد اسکندر میگوید: که او در دم بازپسین به من فرمود تا آن را نهان سازم که کسی بدان راه نیابد». کسانی را بر ترجمانهای یونانی گمارده بودند و آنها به ترجمه آنها مینگریستند و آنچه گفته میشد فرا میگرفتند. همین که ترجمانهای رومی آنچه به این زبان نوشته بود به تازی درآوردند آشکار شد که دو نوشته یونانی و رومی یکی است. معتصم به محمد بن خالد بفرمود که این دیباچه را در آغاز دفتر بنویسد. در آغاز خود این دفتر دارد: ارسطو به اسکندر گفته که تو شایستهای به دانش هرمس بزرگ که نهفتهاش میداشت و جز بلیناس بدان راه نیافت برسی. من از او آموختم و تو آنگاه که از مقدونیا بیرون میآمدی از من آن را شنیدهای و بارها درخواستی که بتو بیاموزم اکنون آن را به تو میدهم. در پایان دارد: ترجمانها گفتهاند که اینجا پایان دفتر زرینی است که در گنجینه اسکندر و در صندوق زرین گذارده بودند و اسکندر ذی القرنین پسر فیلفوس یونانی در پایان آن چنین نوشته بود: «ای کسی که به این دفتر رسیدهای اگر بخت تو را یار باشد به پادشاهی روی زمین خواهی رسید».
آغاز: بسمله.
[نسخههای منزوی 621/1؛ الذریعه 13: 10 (در فهرست مؤلفات ارسطو مقاله دکتر بدوی در مجله معهد المخطوطات العربیه 2 نام این کتاب نیامده)؛ سزگین 100/4 و 103؛ دنا 469/5 (9 نسخه)]
شرح و حواشی:
1- ذخیرة الاسکندر (منتخب) = ذخیره اسکندری (منتخب)؛ ارسطو (322-384)
2- ذخیرة الاسکندر (ترجمه) = ذخیره اسکندری (ترجمه)؛ نجم ثانی، محمد باقر (-1047)
3- ذخیرة الاسکندر (ترجمه) = ذخیره اسکندری (ترجمه)
نسخههای خطی این اثر
22 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
لغت نامه دهخدا
تهران
|
130/3 | محمد امین حکیم آشوب زمانی | پایان ذیحجه 1051ق | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 2 |
دهگان
اراک
|
133/2 | نورالله | غره ربیع الاول 1062ق | نسخ | 80 | شناسنامه ← |
| 3 |
ملی
تهران
|
1532 | عبداله بن حبیب الله داغیانی خنوشانی | 1149ق | نسخ | 66 | شناسنامه ← |
| 4 |
مرکز احیاء
قم
|
2126/5 | علی حسینی یزدی میبدی | قرن 13 | - | 101 | شناسنامه ← |
| 5 |
رضوی
مشهد
|
18601 | بیکاتب | قرن 13 | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 6 |
رضوی
مشهد
|
23638 | بیکاتب | قرن 13 | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 7 |
دانشگاه
تهران
|
4167 | محمد طاهر بن علی حسینی | جمادی الثانی 1022ق | نستعلیق | 51 | شناسنامه ← |
| 8 |
دانشگاه
تهران
|
458 | بیکاتب | 15 صفر 1303ق | نستعلیق | 62 | شناسنامه ← |
| 9 |
شیخ علی حیدر
مشهد
|
12 | بیکاتب | 1070ق | نستعلیق | 58 | شناسنامه ← |
| 10 |
رضوی
مشهد
|
12036 | طالقانی کورانی، ذبیح الله بن اسد الله | 1335ق | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 11 |
مرعشی
قم
|
8064/1 | بیکاتب | قرن 13 | نسخ | 40 | شناسنامه ← |
| 12 |
رضوی
مشهد
|
10696 | محمد قاسم | بیتاریخ | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 13 |
مرعشی
قم
|
9444/2 | بیکاتب | 23 محرم 1252ق | نستعلیق | 55 | شناسنامه ← |
| 14 |
بغایری، عبدالرزاق
شیراز
|
بدون شماره | بیکاتب | بیتاریخ | - | - | شناسنامه ← |
| 15 |
قاضی طباطبائی
تبریز
|
بدون شماره | بیکاتب | بیتاریخ | - | - | شناسنامه ← |
| 16 |
مدرسه سلطانی
کاشان
|
145 | عبدالرحیم بن حاج بابا نجار قزوینی | بیتاریخ | نستعلیق | 59 | شناسنامه ← |
| 17 |
مرعشی
قم
|
5857 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 91 | شناسنامه ← |
| 18 |
طبسی
قم
|
765/100 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 40 | شناسنامه ← |
| 19 |
ملک
تهران
|
3267/9 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق، شکسته | 21 | شناسنامه ← |
| 20 |
ملک
تهران
|
1841/2 | سید محمد جعفر پسر محمد باقر پسر امان الله | 17 ذیحجه 48 جلوس والا، به دستور امیر میرزا | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 21 |
ملک
تهران
|
5942/1 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 39 | شناسنامه ← |
| 22 |
ملک
تهران
|
6380/1 | بیکاتب | قرن 11 | نستعلیق، نسخ | 53 | شناسنامه ← |