شناسنامه کتابشناختی اثر
دیک الجن
dīk-ul jin
6
نسخه ثبتشده
از قرن 11 تا 12 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/28812
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #28812
پدیدآور / مؤلف:
دیک الجن، عبدالسلام بن رغبان
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 14، ص 899
تا 900
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
داستان
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
در این نامه دارد که این گفتگو از «المثالب و المناقب من کتب العامة» از شیخ مفید گرفته شده است (در فهرست طوسی و سروی از چنین کتابی از مفید یاد نشده است). دیک الجن در این نامه ابواسحق نامیده شده و دارد که او از بزرگواران و دانشمند و شاعر و فقیه و ادیب و نحوی و صرفی و کلامی و منطقی و آگاه به بسیاری از دانشها و سرآمد در پارسایی و پرهیزگاری بوده است. به هارون گفته بودند که او زندیقی است که خدای نمیشناسد و به رستاخیز و پیامبر نمیگوید و به پیشوایی نمیگراید. او دستور داد که وی را نزدش بیاورند. دیک الجن آمد و هارون خشمگین بدو گفته که شنیدم خدا و پیامبر و پیشوا نمیشناسی و به رستاخیز نمیگرایی. وی پاسخ داد که چنین نیست من مرگ را خواب و برانگیخته شدن را بیداری و جهان را روز و گور را شب و خانه را گور و فردا را رستاخیز میپندارم و میگویم که مهر خداوندی نمیگذارد که مردم از رستگاری دور و به تبهکاری نزدیک گردند و روی همین است که برای آنها فرمانروایی خواهد بود همچنانکه در روزگار پیش بوده است. هارون پرسید که تو این شعر تو گفتهای: «اصبحت جم بلابل الصدر ×× و ابیت مطویا علی الجمر». او دنباله آنها را هم سروده خود دانست. هارون گفت تو را زندیق گفتهاند. دریافتیم که رافضی هم هستی. او گفت به گفتههای سخنچینان آشوبگر که از هر کسی پیروی میکنند و خلافت را از عباس نیای تو بازداشتند گوش مده. من این شعرهای زندقه را از ولید زندیق دارم و او از عمر سعد و او از یزید و او از معاویه و او از عمر خطاب و او از ابی بکر و او از نیای خود عبدالعزی زندقه بیاموختند و هر یک شعرهایی در بیدینی گفتهاند که در این نامه دیده میشود. هارون این شعرها که شنید بدو خلعت بخشید و گفت که این سخنان پوشیده بدار و به نادانان بر زبان میاور. (دانش پژوه)
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
قصه دیک الجن (ترجمه و شرح)؛ قمی، محمد طاهر بن محمد حسین (-1098)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
دنا 1288/4
الذریعه 317/22
متن فنخا
● دیک الجن / داستان / عربی
dīk-ul jin
دیک الجن، عبدالسلام بن رغبان، 161 - 235 قمری
dīk-ol-jenn, ‘abd-os-salām ebn-e raqabān (779 - 850)
در این نامه دارد که این گفتگو از «المثالب و المناقب من کتب العامة» از شیخ مفید گرفته شده است (در فهرست طوسی و سروی از چنین کتابی از مفید یاد نشده است). دیک الجن در این نامه ابواسحق نامیده شده و دارد که او از بزرگواران و دانشمند و شاعر و فقیه و ادیب و نحوی و صرفی و کلامی و منطقی و آگاه به بسیاری از دانشها و سرآمد در پارسایی و پرهیزگاری بوده است. به هارون گفته بودند که او زندیقی است که خدای نمیشناسد و به رستاخیز و پیامبر نمیگوید و به پیشوایی نمیگراید. او دستور داد که وی را نزدش بیاورند. دیک الجن آمد و هارون خشمگین بدو گفته که شنیدم خدا و پیامبر و پیشوا نمیشناسی و به رستاخیز نمیگرایی. وی پاسخ داد که چنین نیست من مرگ را خواب و برانگیخته شدن را بیداری و جهان را روز و گور را شب و خانه را گور و فردا را رستاخیز میپندارم و میگویم که مهر خداوندی نمیگذارد که مردم از رستگاری دور و به تبهکاری نزدیک گردند و روی همین است که برای آنها فرمانروایی خواهد بود همچنانکه در روزگار پیش بوده است. هارون پرسید که تو این شعر تو گفتهای: «اصبحت جم بلابل الصدر ×× و ابیت مطویا علی الجمر». او دنباله آنها را هم سروده خود دانست. هارون گفت تو را زندیق گفتهاند. دریافتیم که رافضی هم هستی. او گفت به گفتههای سخنچینان آشوبگر که از هر کسی پیروی میکنند و خلافت را از عباس نیای تو بازداشتند گوش مده. من این شعرهای زندقه را از ولید زندیق دارم و او از عمر سعد و او از یزید و او از معاویه و او از عمر خطاب و او از ابی بکر و او از نیای خود عبدالعزی زندقه بیاموختند و هر یک شعرهایی در بیدینی گفتهاند که در این نامه دیده میشود. هارون این شعرها که شنید بدو خلعت بخشید و گفت که این سخنان پوشیده بدار و به نادانان بر زبان میاور. (دانش پژوه)
[دنا 1288/4؛ الذریعه 317/22]
شرح و حواشی:
1- قصه دیک الجن (ترجمه و شرح)؛ قمی، محمد طاهر بن محمد حسین (-1098)
نسخههای خطی این اثر
6 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
ادبیات
تهران
|
120/8 حکمت | بیکاتب | قرن 10 و 11 | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
654/3 | عنایت الله | نزدیک به 1035ق | نستعلیق | 3 | شناسنامه ← |
| 3 |
مدرسه جعفریه
قائن
|
105/3 | بیکاتب | سهشنبه 15 ربیع الاول 1077ق | نستعلیق | 3 | شناسنامه ← |
| 4 |
دانشگاه
تهران
|
575/3 | منصور بن ایوب جزائری | 1160ق | - | 3 | شناسنامه ← |
| 5 |
مجلس
تهران
|
1227/7-طباطبائی | بیکاتب | قرن 13 | نسخ | 5 | شناسنامه ← |
| 6 |
ملی
تهران
|
3759/4 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 6 | شناسنامه ← |