نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

داستان سه درویش

dāstān-e se darvīš
1 نسخه ثبت‌شده قرن 12 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/26981
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #26981
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 14، ص 246
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: داستان

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

از سراینده ای با تخلص «سراج، سراجا» که بایستی از قرن 11 و یا آغاز قرن 12 باشد، که در «کلیات» سراینده دارای 4 مثنوی است. مثنوی است در حدود 710 بیت و در آغاز می‌گوید: «سراجا روز محشر بس همینت ×× که در دل هست حب شاه دینت»؛ با سربندهای: مناجات، سپس سبب نظم. در اینجا می‌گوید: شبی در خواب گلستانی را دیدم، با گلها و هر گلی را بلبلی، جز آنکه سه غنچه ناشکفته بود، سروش درونی بدو می‌گوید این سه غنچه از آن تست که شکوفا سازی، آنها داستان «سه درویش» اند: «بود این غنچه‌های ناشکفته ×× در این گلشن ز بهر تو نهفته ... / بود آن داستانی از «سه درویش» ×× تو باید نظم آن را آوری پیش». سپس مجلس سلطان محمود و حکایت کردن درویش اول از احوال خود: درویشی بنام خلیل الله فرزند فخرالدین، که مرغی او را ربوده بر فراز کاخی در میان باغی می‌نشاند و شگفتیها و دلباختن به دختر شاه پریان ... حکایت کردن درویش دوم، که فرزند شاه یونان بود، درویش سوم و بیان احوال خود و زن مکاره. در منابع در دسترس نشانی از این مثنوی به دست نیامد.

متن فنخا

● داستان سه درویش / داستان / فارسی dāstān-e se darvīš از سراینده ای با تخلص «سراج، سراجا» که بایستی از قرن 11 و یا آغاز قرن 12 باشد، که در «کلیات» سراینده دارای 4 مثنوی است. مثنوی است در حدود 710 بیت و در آغاز می‌گوید: «سراجا روز محشر بس همینت ×× که در دل هست حب شاه دینت»؛ با سربندهای: مناجات، سپس سبب نظم. در اینجا می‌گوید: شبی در خواب گلستانی را دیدم، با گلها و هر گلی را بلبلی، جز آنکه سه غنچه ناشکفته بود، سروش درونی بدو می‌گوید این سه غنچه از آن تست که شکوفا سازی، آنها داستان «سه درویش» اند: «بود این غنچه‌های ناشکفته ×× در این گلشن ز بهر تو نهفته ... / بود آن داستانی از «سه درویش» ×× تو باید نظم آن را آوری پیش». سپس مجلس سلطان محمود و حکایت کردن درویش اول از احوال خود: درویشی بنام خلیل الله فرزند فخرالدین، که مرغی او را ربوده بر فراز کاخی در میان باغی می‌نشاند و شگفتیها و دلباختن به دختر شاه پریان ... حکایت کردن درویش دوم، که فرزند شاه یونان بود، درویش سوم و بیان احوال خود و زن مکاره. در منابع در دسترس نشانی از این مثنوی به دست نیامد.

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
دائرة المعارف
تهران
1066/3 حق و یردی بن ایقاض غلام شاه دین 1110ق نستعلیق 24 شناسنامه ←