شناسنامه کتابشناختی اثر
داستان رزمی حماسی
dāstān-e razmī hemāsī
1
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/26951
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #26951
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 14، ص 241
زبان و قالب:
فارسی
عناوین دیگر و همتراز:
مثنوی حماسه ملی
(masnavī hemāse-ye mellī)
هفت لشکر
(haft laškar)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
داستانی است حماسی و کمتر بزم و عشق، به پیروی «شاهنامه» حکیم فردوسی، گویا سراینده، از مردم شبه قاره هند بوده است. با سربندهای تازه نوشته: کشتی گرفتن برزو و فولادوند در برابر دو لشکر و کشتن برزو فولادوند را، نامه نوشتن شاه کیخسرو و فرستادن گیو را به طلب رستم، رسیدن رهام با شکسته لشکر به خدمت کیخسرو، عتاب شدن رهام، بازگشت لشکر به خدمت کیخسرو، عتاب شدن افراسیاب، شبیخون زدن هومان بر سپاه فغفور، رزم نمودن تیمور با هومان و گرفتاری هومان، به میدان آمدن پیران ... و گفتگو او با [...]، صلح نمودن افراسیاب با فغفور چین، آمدن فغفور تیمور به خدمت افراسیاب، به فرموده افراسیاب لشکر آرایی کردن پیران، پیش جنگ شدن تیمور، به میدان آمدن گرازه و آن طرف آمدن تیمور، رزم گرازه با تیمور و گرفتار شدن کرازه، رسیدن شکسته لشکر گرازه به خدمت شاه کیخسرو و احوالات را عرض کردن، گرفتار شدن قراخان پسر افراسیاب، رسیدن کوهکش با لشکر بی کران به دشت ترسا، مسخر نمودن فرامرز ولایات «هند و سند» خواستن دختر پادشاه هند، رفتن جهانبخش و خراجات گرفتن ...، نامه نوشتن جهانبخش به کیخسرو. برای نشانی: مسخر نمودن فرامرز ولایات هند و سند، خواستن دختر پادشاه هند. چنین خواند این دختر باستان ×× ز گفتار فرزانه راستسان / که چون شد فرامرز میل سوی هند ×× مسخر شد، از جمله هند و سند / شه هند را بود، پدر دلیر ×× که چندین بدش نام او شیر گیر/ کجا مشکل گوید او را پسر ×× یکی خواهش بود با زیب و فر / فرامرز را داد خواهرش را ×× به گردون برآورد افسرش را.
متن فنخا
● داستان رزمی حماسی = مثنوی حماسه ملی = هفت لشکر / شعر، داستان / فارسی
dāstān-e razmī hemāsī = masnavī hemāse-ye mellī = haft laškar
داستانی است حماسی و کمتر بزم و عشق، به پیروی «شاهنامه» حکیم فردوسی، گویا سراینده، از مردم شبه قاره هند بوده است. با سربندهای تازه نوشته: کشتی گرفتن برزو و فولادوند در برابر دو لشکر و کشتن برزو فولادوند را، نامه نوشتن شاه کیخسرو و فرستادن گیو را به طلب رستم، رسیدن رهام با شکسته لشکر به خدمت کیخسرو، عتاب شدن رهام، بازگشت لشکر به خدمت کیخسرو، عتاب شدن افراسیاب، شبیخون زدن هومان بر سپاه فغفور، رزم نمودن تیمور با هومان و گرفتاری هومان، به میدان آمدن پیران ... و گفتگو او با [...]، صلح نمودن افراسیاب با فغفور چین، آمدن فغفور تیمور به خدمت افراسیاب، به فرموده افراسیاب لشکر آرایی کردن پیران، پیش جنگ شدن تیمور، به میدان آمدن گرازه و آن طرف آمدن تیمور، رزم گرازه با تیمور و گرفتار شدن کرازه، رسیدن شکسته لشکر گرازه به خدمت شاه کیخسرو و احوالات را عرض کردن، گرفتار شدن قراخان پسر افراسیاب، رسیدن کوهکش با لشکر بی کران به دشت ترسا، مسخر نمودن فرامرز ولایات «هند و سند» خواستن دختر پادشاه هند، رفتن جهانبخش و خراجات گرفتن ...، نامه نوشتن جهانبخش به کیخسرو. برای نشانی: مسخر نمودن فرامرز ولایات هند و سند، خواستن دختر پادشاه هند. چنین خواند این دختر باستان ×× ز گفتار فرزانه راستسان / که چون شد فرامرز میل سوی هند ×× مسخر شد، از جمله هند و سند / شه هند را بود، پدر دلیر ×× که چندین بدش نام او شیر گیر/ کجا مشکل گوید او را پسر ×× یکی خواهش بود با زیب و فر / فرامرز را داد خواهرش را ×× به گردون برآورد افسرش را.
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دائرة المعارف
تهران
|
1855 | بیکاتب | قرن 12 | نستعلیق | 566 | شناسنامه ← |