شناسنامه کتابشناختی اثر
خورشید و مهپاره
xoršīd va mahpāre
7
نسخه ثبتشده
قرن 13 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/26710
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #26710
پدیدآور / مؤلف:
حکیم قمی، سعید بن محمد باقر
تاریخ و سده تألیف:
1052 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 14، ص 178
تا 179
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
شعر
عناوین دیگر و همتراز:
گل رعنا
(gol-e ra‘nā)
سعید و حکیم
(sa‘īd va hakīm)
اهدا / به درخواست:
شاه عباس دوم (1052-1078ق)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
مثنوی بزمی و عرفانی است از شاعری که خود را قمی و «حکیم» تخلص نموده و دارای حدود 3680 بیت است. سراینده مثنوی گویا «میرزا محمد سعید بن حکیم محمد باقر قمی» طبیب و فیلسوف که با برادرش «محمد حسینی» پزشک شاه عباس دوم بودهاند و تا سال 1083ق در قید حیات بوده و در قم در گذشتهاند، در فهرست کتابخانه مجلس (386/3) سراینده میر محمد محسن طبیب دانسته شده که بر خلاف نظر صاحب الذریعة است. چنین است عنوانهای آن: کتاب خورشید و مه پاره؛ با معشوق حقیقی عشق بازی کردن؛ در مقام خطاب ایستادگی کردن؛ در شبستان حضور با شمع هویت پروانگی کردن گلدسته نعمت چمن پیرای بهارستان آفرینش بستن؛ سلم بیان برافراشتن و قدم بر ذروه معراج سخن گذاشتن در شبستان حضور هویت پروانگی کردن؛ در منقبت ساقی کوثر جرعه توفیق نوشیدن؛ با ساقی کوثر درد دل کردن؛ در مدح صاحب قرآن ثانی علم کیانی بر افراشتن تیغ جرئت از نیام آوردن و تعریف شمشیر صاحب قرآن ثانی کردن؛ تیر مراد بر هدف مقصود زدن و تعریف اندازی کردن؛ از سهام حوادث سپرداری خویش کردن؛ گوی سخن در میدان افکندن؛ بر آستان قرب استادن و زبان به دعای شاه گشادن؛ تعریف نظم این فسانه رنگین و سبب عقد این جواهر بستن؛ آغاز این فسانه شور انگیز و زبانه آتش بیز؛ بیطاقت شدن گلسرخ در عشق شهریار و نامه نوشتن؛ عاشق شدن شهریار به گلرخ و خواسته گاری کردن او را و طلوع خورشید؛ سواد این ارقام عنبرین فام را که شب امید عاشقان بی آرام است و حکایت مهپاره روشنی دادن؛ بزبان عشق مهپاره هنگامه سخن را گرم کردن؛ غزل گفتن مهپاره؛ بیطاقت شدن مهپاره از عشق خورشید و پرده از آتش دل بر افکندن؛ غزل گفتن مه پاره؛ عاشق شدن خورشید پیش مهپاره؛ خار خار بی طاقتی در پیراهن طاقت خورشید افتادن و اظهار ناشکیبی کردن؛ غزل گفتن خورشید؛ آگاه شدن پدر از حال خورشید و نصیحت کردن؛ بیمار شدن خورشید از هجران و عجز طبیبان از معالجه آن و طرح عمارت افکندن؛ شعله فشانی زبانه نال و گرم کردن هنگامه وصال؛ پیوستن خورشید بمه پاره مرتبه دیگر و گسستن عقد این گوهر؛ غزل خواندن خورشید؛ افتادن خورشید در زوال؛ بر تخت نشستن مه پاره بجای پدر و دربند کردن مرزبان را؛ افتاده مه پاره از اوج کمال به حضیض وصال؛ سردادن مرزبان صبا را بدریا و رسیدن او به خورشید؛ خلاصی یافتن خورشید از جزیره زنگیان به معاونت سعد فرزند خوانده اشمر زنگی و افتادن بجزیره دیگر که دلشاد دختر پادشاه کابل در آنجا بود؛ عاشق شدن سعد بدلشاد و جدایی ایشان؛ صحبت داشتن وزیر با خورشید و شناختن سعد را که فرزند اوست؛ حکایت کردن وزیر شاه بهرام سر گذشت خود را؛ جنگ کردن خورشید با عین بلا به مرزبان و کشتن ایشان را؛ پیدا کردن خورشید مه پاره را و بر تخت نشاندن او را؛ گلدسته عقد محبت بستن و مشاطگی عروس سخن کردن؛ توجه نمودن خورشید بجانب ایران و نشستن بر تخت؛ در گلشن دعای صاحب قرآن ثانی گل افشانی کردن و خاتمه این بهار را شگفتگی بخشیدن. در آن آمده که من از شهر قمم و استاد طبیعی و الهی و آشنای به منطق و شفا و قانون خوانده و پزشکم و کارم شاعری نیست و در دهه سوم «این دسته گل» را که یکی از «پنج دسته» است ساختم و اگر عمرم به دهه پنج برسد «گلدسته ز پنج گل بندم» و گوهر من هم سلک بگوهر نظامی است و «من دانم و شه ... کاین عقد طراز هفت گنج است»
آغاز اثر
« ای قبله نمای عشق بازی ×× معشوق حقیقی و مجازی / یاد تو بهشت آتش افروز ×× سودای تو شمع انجمن سوز ... »
انجام اثر
« تا هست بعالم از طرب نام ×× تا هست نشان شیشه و جام / هم باد زمانه بر مدادش ×× هم ساغر عیش و نوش بادش »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الذریعة 451/9 و 173/19
دنا 1053/4 (7 نسخه)
متن فنخا
● خورشید و مهپاره = گل رعنا = سعید و حکیم / شعر / فارسی
xoršīd va mahpāre = gol-e ra‘nā = sa‘īd va hakīm
حکیم قمی، سعید بن محمد باقر، ق11قمری
hakīm-e qomī, sa‘īd ebn-e mohammad bāqer (- 17c)
به دستور: شاه عباس دوم (1052-1078ق)
تاریخ تألیف: 1052ق
مثنوی بزمی و عرفانی است از شاعری که خود را قمی و «حکیم» تخلص نموده و دارای حدود 3680 بیت است. سراینده مثنوی گویا «میرزا محمد سعید بن حکیم محمد باقر قمی» طبیب و فیلسوف که با برادرش «محمد حسینی» پزشک شاه عباس دوم بودهاند و تا سال 1083ق در قید حیات بوده و در قم در گذشتهاند، در فهرست کتابخانه مجلس (386/3) سراینده میر محمد محسن طبیب دانسته شده که بر خلاف نظر صاحب الذریعة است. چنین است عنوانهای آن: کتاب خورشید و مه پاره؛ با معشوق حقیقی عشق بازی کردن؛ در مقام خطاب ایستادگی کردن؛ در شبستان حضور با شمع هویت پروانگی کردن گلدسته نعمت چمن پیرای بهارستان آفرینش بستن؛ سلم بیان برافراشتن و قدم بر ذروه معراج سخن گذاشتن در شبستان حضور هویت پروانگی کردن؛ در منقبت ساقی کوثر جرعه توفیق نوشیدن؛ با ساقی کوثر درد دل کردن؛ در مدح صاحب قرآن ثانی علم کیانی بر افراشتن تیغ جرئت از نیام آوردن و تعریف شمشیر صاحب قرآن ثانی کردن؛ تیر مراد بر هدف مقصود زدن و تعریف اندازی کردن؛ از سهام حوادث سپرداری خویش کردن؛ گوی سخن در میدان افکندن؛ بر آستان قرب استادن و زبان به دعای شاه گشادن؛ تعریف نظم این فسانه رنگین و سبب عقد این جواهر بستن؛ آغاز این فسانه شور انگیز و زبانه آتش بیز؛ بیطاقت شدن گلسرخ در عشق شهریار و نامه نوشتن؛ عاشق شدن شهریار به گلرخ و خواسته گاری کردن او را و طلوع خورشید؛ سواد این ارقام عنبرین فام را که شب امید عاشقان بی آرام است و حکایت مهپاره روشنی دادن؛ بزبان عشق مهپاره هنگامه سخن را گرم کردن؛ غزل گفتن مهپاره؛ بیطاقت شدن مهپاره از عشق خورشید و پرده از آتش دل بر افکندن؛ غزل گفتن مه پاره؛ عاشق شدن خورشید پیش مهپاره؛ خار خار بی طاقتی در پیراهن طاقت خورشید افتادن و اظهار ناشکیبی کردن؛ غزل گفتن خورشید؛ آگاه شدن پدر از حال خورشید و نصیحت کردن؛ بیمار شدن خورشید از هجران و عجز طبیبان از معالجه آن و طرح عمارت افکندن؛ شعله فشانی زبانه نال و گرم کردن هنگامه وصال؛ پیوستن خورشید بمه پاره مرتبه دیگر و گسستن عقد این گوهر؛ غزل خواندن خورشید؛ افتادن خورشید در زوال؛ بر تخت نشستن مه پاره بجای پدر و دربند کردن مرزبان را؛ افتاده مه پاره از اوج کمال به حضیض وصال؛ سردادن مرزبان صبا را بدریا و رسیدن او به خورشید؛ خلاصی یافتن خورشید از جزیره زنگیان به معاونت سعد فرزند خوانده اشمر زنگی و افتادن بجزیره دیگر که دلشاد دختر پادشاه کابل در آنجا بود؛ عاشق شدن سعد بدلشاد و جدایی ایشان؛ صحبت داشتن وزیر با خورشید و شناختن سعد را که فرزند اوست؛ حکایت کردن وزیر شاه بهرام سر گذشت خود را؛ جنگ کردن خورشید با عین بلا به مرزبان و کشتن ایشان را؛ پیدا کردن خورشید مه پاره را و بر تخت نشاندن او را؛ گلدسته عقد محبت بستن و مشاطگی عروس سخن کردن؛ توجه نمودن خورشید بجانب ایران و نشستن بر تخت؛ در گلشن دعای صاحب قرآن ثانی گل افشانی کردن و خاتمه این بهار را شگفتگی بخشیدن. در آن آمده که من از شهر قمم و استاد طبیعی و الهی و آشنای به منطق و شفا و قانون خوانده و پزشکم و کارم شاعری نیست و در دهه سوم «این دسته گل» را که یکی از «پنج دسته» است ساختم و اگر عمرم به دهه پنج برسد «گلدسته ز پنج گل بندم» و گوهر من هم سلک بگوهر نظامی است و «من دانم و شه ... کاین عقد طراز هفت گنج است»
آغاز: ای قبله نمای عشق بازی ×× معشوق حقیقی و مجازی / یاد تو بهشت آتش افروز ×× سودای تو شمع انجمن سوز ...
انجام: تا هست بعالم از طرب نام ×× تا هست نشان شیشه و جام / هم باد زمانه بر مدادش ×× هم ساغر عیش و نوش بادش
[الذریعة 451/9 و 173/19؛ دنا 1053/4 (7 نسخه)]
نسخههای خطی این اثر
7 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
18777 | بیکاتب | قرن 11 | - | - | شناسنامه ← |
| 2 |
ملک
تهران
|
5257 | بیکاتب | 4 رجب 1228ق | نستعلیق، شکسته | 133 | شناسنامه ← |
| 3 |
ملک
تهران
|
5288 | بیکاتب | 5 رمضان 1253ق | نستعلیق | 130 | شناسنامه ← |
| 4 |
مرعشی
قم
|
13362 | محمد باقر بن محمد جعفر آشتیانی | صفر 1254ق | نستعلیق | 159 | شناسنامه ← |
| 5 |
دانشگاه
تهران
|
3168 | آقا میرزا عبدالله پسر حاجی میرزا حسن وزیر پسر میرزا خلیل وزیر پسر میرزا جعفر وزیر پسر میرزا محمد علی وزیر الکای مراغه | 14 ذیحجه 1255ق، به گواهی عبدالرحیم پسر میرزا مصطفی شیخ الاسلام در 27 ربیع الثانی 1344 | نستعلیق | 131 | شناسنامه ← |
| 6 |
مرعشی
قم
|
13362 | بیکاتب | قرن 13 | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 7 |
ملک
تهران
|
5397 | بیکاتب | قرن 14 | نستعلیق | 162 | شناسنامه ← |