شناسنامه کتابشناختی اثر
الحشائش
al-ḥašā’iš
3
نسخه ثبتشده
قرن 9 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/24103
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #24103
پدیدآور / مؤلف:
پدانیوس دیوسکوریدس
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 13، ص 46
تا 48
زبان و قالب:
عربی
(translation)
ردههای موضوعی:
طب
عناوین دیگر و همتراز:
الادوية المفردة
(al-adwīyat-ul mufrada)
خواص الاشجار
(xawāṣṣ-ul ašjār)
هیولى علاج الطب
(hayūlā ‘ilāj-iṭ ṭibb)
اهدا / به درخواست:
نجم الدین الب اینانج قتلغ بک ابوالمظفر البی (548-575ق) فرزند تمرتاش بن ایلغازی بن ارتق
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
masīhī, mehrān ebn-e manṣūr (12c)
اصل کتاب تألیف پدانیوس دیوسکوریدس (قرن اول میلادی) یا چنان که در کتب عربی مسطور است دیوسقوریدس از مشاهیر اطبای متقدم و فحول علمای علوم ادویه مفرده است که آن را احیاناً به اسامی دیگری از قبیل مفردات و یا به لحاظ تعداد مقالات اصلی که پنج مقاله است به خمس مقالات نیز موسوم کردهاند و آن که موضوعاً اختصاص دارد به بحث و تحقیق در باب خواص و منافع عقاقیر و مفردات ادویه از همان زمان تألیف به جهت اشتمال بر دقائق و بدایع نکات علمی بهخصوص به جهت بسط و اشباع و تفصیل و جامعیت غالباً بل دائماً مطمح نظر و محل اعتنای تام عموم طبقات اطبا بوده و قرنها چه در بلاد و نواحی مختلف اروپایی به زبان اصلی یونانی و ترجمه لاتینی و چه در اقطار و انحاء ممالک وسیع اسلامی به واسطه ترجمه سریانی و عربی همواره نزد کافه مؤلفین کتابهای طبی و قرابادین از ارکان و امهات کتب در نوع خود محسوب میشده است.
اصل این کتاب چنان که مذکور شد به زبان یونانی است و در آن مؤلف بالغ بر ششصد گونه از نباتات و تعداد کثیری از پرندگان و حیوانات بری و بحری را به تفصیل و اشباع تمام مورد مطالعه و مداقه قرار داده و آن را به حسب موضوعات در پنج «مقاله» مرتب و مدون نموده است: 1. بیان افاویه و ادویه خوشبو و ادهان و صمغها و انواع درختان؛ 2. بیان حیوانات و حبوب و دانه های خوراکی؛ 3. بیان عصارات و اصول نباتات و گیاهانی که دارای خاصیت پادزهری است؛ 4. بیان گیاهان دارویی سرد و مسهلهای گیاهی گرم؛ 5. بیان انواع اشربه و ادویه معدنی. (دو مقاله نیز در آخر دارد یکی در سموم و دیگری راجع به دواب که هر دو مقاله به زعم بعضی منحول و از موضوعات حنین یا حبیش است). از این کتاب نسخ متعددی به زبان یونانی موجود است. متن یونانی حشائش یک بار به اهتمام آلدوس مانوتیوس در سال 1499 و بار دیگر در سنوات 14-1907 به اهتمام ماکس ولما در برلین به طبع رسیده و به موازات آن نقلهای متعددی نیز در زمانهای مختلف به زبانهای اروپایی به عمل آمده که اهم آنها بدون قصد استقصا عبارت است از ترجمه لاتینی مارچلو ویرجیلیو مطبوع در سال 1259 و ترجمه فرانسوی مطبوع در سال 1576 و ترجمه اسپانیائی کاستیلی مطبوع در سال 1566 و ترجمه انگلیسی جان گودیر که در سال 1655 به عمل آمده و در سال 1934 به طبع رسیده است.
اما ترجمههایی که از آن در اعصار مختلف اسلامی به زبان سریانی و عربی و فارسی صورت گرفته عبارت است از: الف- ترجمه سریانی ابوزید حنین بن اسحق عبادی (194-260ق) که آن را به جهت بختیشوع بن جبرائیل به عمل آورده بوده است؛ ب- ترجمه اصطفانس بن باسیلوس (اصطفن، استفان بن بسیل) از اصحاب حنین و از حذاق ناقلین کتب طبی یونانی به زبان عربی که آن را به نام محمد بن موسی (-259ق) عالم ریاضی معروف و حنین اصلاحاتی در آن به عمل آورده؛ ج- ترجمه عربی بهنام بن موسی که یک نسخه مصور فوق العاده نفیسی از آن که روی پوست آهو کتابت شده در کتابخانه ملی پاریس محفوظ است و نام کامل مترجم مطابق با مسطورات آخر مقاله اول از این قرار است: «نجزت المقالة الاولی من کتاب دیسقوریدس الحکیم نقل العبد الفقیر الراجی رحمة ربه بهنام بن موسى بن یوسف المسیحی المتطبب المعروف بابن البواب رحمه الله». کلمات و الفاظ یونانی این ترجمه در مقایسه با ترجمه اصطفن بسیار کم است ؛ د- ترجمه ابوسالم ملطی از علمای قرن ششم که آن را مترجم به موجب نقل مهران بن منصور به جهت «المولى العالم العادل الکبیر فخرالدین» (الحشائش ورق 15ر) از زبان سریانی تعریب نموده بوده است و این فخرالدین بی هیچ شک و شبههای هیچ کس نمیتواند باشد جز همان فخرالدین ابوالحارث قرا ارسلان (539-562ق) فرزند رکن الدوله داود بن سقمان بن ارتق از امرای ارتقيه شعبه حصن كيفا، و نباید اشتباه نمود این ابوسالم ملطی را با حکیم ابوسالم النصرانی الیعقوبی الملطی معروف به ابن کرایا که به موجب تقریر ابن العبری از ملازمان دربار سلطان علاءالدین کیقباد از سلاطین سلجوقی شعبه آسیای صغیر و مردی قصیر الباع و قلیل العلم در طب و فصیح اللهجه در زبان رومی بوده و در سال 632 با خوردن سم قاتل درگذشته است (مختصر الدول 444، طبع صالحانی)؛ هـ- ترجمه مهران بن منصور بن مهران که عبارت باشد از همین کتاب ما نحن فیه که در این موضع از کتاب درصدد معرفی یک نسخه از آن هستیم. از احوال این شخص با فحص بلیغی که در مظان مختلف به عمل آمد مع الاسف هیچ اطلاعی به دست نیامد نه استطرادا و نه به طریق اولی مستقلاً و اصالة الا این که از قرار معلوم وی از رجال علمی و فضلای قرن ششم هجری بوده و زبان سریانی و عربی را نیکو میدانسته و علاوه بر ترجمه این کتاب یعنی الحشائش یکی از مشاهیر مصنفات ارسطو را نیز موسوم به السماء و العالم چنان که در آخر نسخه شماره 149 محفوظ در کتابخانه آستان قدس مسطور است در سال 553 به زبان عربی نقل نموده (ظاهراً بل قطعاً از سریانی و این نسخه مورخ سال 1055 هجری است و از قرار تصریح کاتب استنساخ آن از روی نسخهای به عمل آمده که در آخر آن نوشته بوده «فرغ من تسوید بیاضه مهران بن منصور بن مهران المسیحی فی شهور سنة ثلث و خمسین و خمسمائة الهجریة»). ترجمه این کتاب را به قراری که مهران در مقدمه آن اظهار نموده به دستور ملک دیاربکر نجم الدین الب اینانج قتلغ بک ابوالمظفر البی (548-575ق) فرزند تمرتاش بن ایلغازی بن ارتق به عمل آورده و در تعلیل ترجمه مجدد آن گفته است که بعد از قراءت ترجمه ابوسالم ملطی در مجلس نجم الدین الب اینانج به لحاظ این که الفاظ و کلمات آن به نظر وی غیر سلیس و عاری از حلیه فصاحت آمد مرا تکلیف فرمود تا به ترجمه آن اقدام نمایم و من به موجب دستور وی آن را از روی ترجمه سریانی ربان حنین (بن اسحق) نقل به عربی نمودم. این نجم الدین البی که مهران را به ترجمه این کتاب موظف و بدین سبب نام خود را در جریده ایام مؤبد نموده یکی از حکام معروف ارتقيه شعبه ماردین است که در استحداث بقاع و تشیید ابنیه خیریه صاحب همت عالی بوده و مهران بن منصور ذکر بعضی از فضایل اعمال و مستحدثات او را نظیر جسر قرامان (قرهمان واقع در روم) و بیمارستان میافارقین در دیباچه مفصلی که بر این کتاب نگاشته برای ابد مخلد داشته است، از این ترجمه یک نسخه مشتمل بر 148 ورق تحت رقم 2947 در کتابخانه ملی پاریس محفوظ است؛ و- ترجمه علی بن شریف حسینی به زبان فارسی که از آن یک نسخه مورخ سال 867 در سرای احمد موجود است؛ ز- ترجمه غیاث الدین محمد رضوی که از روی نقل مهران ایضاً به زبان فارسی به عمل آمده و یک نسخه از آن مورخ 1068 در کتابخانه بنیاد شرقشناسی فرهنگستان لنینگراد (ش D143) محفوظ است (432: 1، ش 3336)، (مراجعه شود در خصوص این دو ترجمه اخیر به نامه آستان قدس، شماره اول، دوره دهم، 160-163). (غلامعلی عرفانیان)
آغاز اثر
« آغاز: «بسم الله الرحمن الرحيم قال مهران بن منصور بن مهران الحمدلله الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی و الذی اخرج المرعى فجعله عثا احوی و خلق فيه الدا و الدوا و الغذا و الشفا و قدر فيه النمو و القوى هو القادر على النشأة الاخرى». »
سوابق و چاپهای اثر
مقدمة كتاب الحشاوش، ترجمه مهران بن منصور بن مهران، دمشق، المجمع العلمى العربی، تحقیق صلاح الدين المنجد، الطبعة الاولى، 1965م، 83ص + 4 لوحات
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الفهرست 408، اخبار الحکما 184
مراجعه شود به یادداشتهای قزوینی 264: 4
مجله معهد المخطوطات 2/5 ص 297 و 1/4 ص 171 و 1/3 ص 71
تذاكير ديوان الآثار القديمة بالهند صفة المعمورة على البيروني ص 109
مقدمة كتاب الحشائش و الادوية لديسقوريدوس چاپ منجد
متن فنخا
● الحشائش = الادوية المفردة = خواص الاشجار = هیولى علاج الطب / طب / عربی
al-ḥašā’iš = al-adwīyat-ul mufrada = xawāṣṣ-ul ašjār = hayūlā ‘ilāj-iṭ ṭibb
پدانیوس دیوسکوریدس، ق 1 میلادی
pedānīyūs dīyūskorīdos (- 1c)
مترجم: مسیحی، مهران بن منصور، ق 6 قمری
masīhī, mehrān ebn-e manṣūr (12c)
به دستور: نجم الدین الب اینانج قتلغ بک ابوالمظفر البی (548-575ق) فرزند تمرتاش بن ایلغازی بن ارتق
اصل کتاب تألیف پدانیوس دیوسکوریدس (قرن اول میلادی) یا چنان که در کتب عربی مسطور است دیوسقوریدس از مشاهیر اطبای متقدم و فحول علمای علوم ادویه مفرده است که آن را احیاناً به اسامی دیگری از قبیل مفردات و یا به لحاظ تعداد مقالات اصلی که پنج مقاله است به خمس مقالات نیز موسوم کردهاند و آن که موضوعاً اختصاص دارد به بحث و تحقیق در باب خواص و منافع عقاقیر و مفردات ادویه از همان زمان تألیف به جهت اشتمال بر دقائق و بدایع نکات علمی بهخصوص به جهت بسط و اشباع و تفصیل و جامعیت غالباً بل دائماً مطمح نظر و محل اعتنای تام عموم طبقات اطبا بوده و قرنها چه در بلاد و نواحی مختلف اروپایی به زبان اصلی یونانی و ترجمه لاتینی و چه در اقطار و انحاء ممالک وسیع اسلامی به واسطه ترجمه سریانی و عربی همواره نزد کافه مؤلفین کتابهای طبی و قرابادین از ارکان و امهات کتب در نوع خود محسوب میشده است.
اصل این کتاب چنان که مذکور شد به زبان یونانی است و در آن مؤلف بالغ بر ششصد گونه از نباتات و تعداد کثیری از پرندگان و حیوانات بری و بحری را به تفصیل و اشباع تمام مورد مطالعه و مداقه قرار داده و آن را به حسب موضوعات در پنج «مقاله» مرتب و مدون نموده است: 1. بیان افاویه و ادویه خوشبو و ادهان و صمغها و انواع درختان؛ 2. بیان حیوانات و حبوب و دانه های خوراکی؛ 3. بیان عصارات و اصول نباتات و گیاهانی که دارای خاصیت پادزهری است؛ 4. بیان گیاهان دارویی سرد و مسهلهای گیاهی گرم؛ 5. بیان انواع اشربه و ادویه معدنی. (دو مقاله نیز در آخر دارد یکی در سموم و دیگری راجع به دواب که هر دو مقاله به زعم بعضی [الفهرست 408، اخبار الحکما 184] منحول و از موضوعات حنین یا حبیش است). از این کتاب نسخ متعددی به زبان یونانی موجود است. متن یونانی حشائش یک بار به اهتمام آلدوس مانوتیوس در سال 1499 و بار دیگر در سنوات 14-1907 به اهتمام ماکس ولما در برلین به طبع رسیده و به موازات آن نقلهای متعددی نیز در زمانهای مختلف به زبانهای اروپایی به عمل آمده که اهم آنها بدون قصد استقصا عبارت است از ترجمه لاتینی مارچلو ویرجیلیو مطبوع در سال 1259 و ترجمه فرانسوی مطبوع در سال 1576 و ترجمه اسپانیائی کاستیلی مطبوع در سال 1566 و ترجمه انگلیسی جان گودیر که در سال 1655 به عمل آمده و در سال 1934 به طبع رسیده است.
اما ترجمههایی که از آن در اعصار مختلف اسلامی به زبان سریانی و عربی و فارسی صورت گرفته عبارت است از: الف- ترجمه سریانی ابوزید حنین بن اسحق عبادی (194-260ق) که آن را به جهت بختیشوع بن جبرائیل به عمل آورده بوده است؛ ب- ترجمه اصطفانس بن باسیلوس (اصطفن، استفان بن بسیل) از اصحاب حنین و از حذاق ناقلین کتب طبی یونانی به زبان عربی که آن را به نام محمد بن موسی (-259ق) عالم ریاضی معروف و حنین اصلاحاتی در آن به عمل آورده؛ ج- ترجمه عربی بهنام بن موسی که یک نسخه مصور فوق العاده نفیسی از آن که روی پوست آهو کتابت شده در کتابخانه ملی پاریس محفوظ است و نام کامل مترجم مطابق با مسطورات آخر مقاله اول از این قرار است: «نجزت المقالة الاولی من کتاب دیسقوریدس الحکیم نقل العبد الفقیر الراجی رحمة ربه بهنام بن موسى بن یوسف المسیحی المتطبب المعروف بابن البواب رحمه الله». کلمات و الفاظ یونانی این ترجمه در مقایسه با ترجمه اصطفن بسیار کم است [مراجعه شود به یادداشتهای قزوینی 264: 4]؛ د- ترجمه ابوسالم ملطی از علمای قرن ششم که آن را مترجم به موجب نقل مهران بن منصور به جهت «المولى العالم العادل الکبیر فخرالدین» (الحشائش ورق 15ر) از زبان سریانی تعریب نموده بوده است و این فخرالدین بی هیچ شک و شبههای هیچ کس نمیتواند باشد جز همان فخرالدین ابوالحارث قرا ارسلان (539-562ق) فرزند رکن الدوله داود بن سقمان بن ارتق از امرای ارتقيه شعبه حصن كيفا، و نباید اشتباه نمود این ابوسالم ملطی را با حکیم ابوسالم النصرانی الیعقوبی الملطی معروف به ابن کرایا که به موجب تقریر ابن العبری از ملازمان دربار سلطان علاءالدین کیقباد از سلاطین سلجوقی شعبه آسیای صغیر و مردی قصیر الباع و قلیل العلم در طب و فصیح اللهجه در زبان رومی بوده و در سال 632 با خوردن سم قاتل درگذشته است (مختصر الدول 444، طبع صالحانی)؛ هـ- ترجمه مهران بن منصور بن مهران که عبارت باشد از همین کتاب ما نحن فیه که در این موضع از کتاب درصدد معرفی یک نسخه از آن هستیم. از احوال این شخص با فحص بلیغی که در مظان مختلف به عمل آمد مع الاسف هیچ اطلاعی به دست نیامد نه استطرادا و نه به طریق اولی مستقلاً و اصالة الا این که از قرار معلوم وی از رجال علمی و فضلای قرن ششم هجری بوده و زبان سریانی و عربی را نیکو میدانسته و علاوه بر ترجمه این کتاب یعنی الحشائش یکی از مشاهیر مصنفات ارسطو را نیز موسوم به السماء و العالم چنان که در آخر نسخه شماره 149 محفوظ در کتابخانه آستان قدس مسطور است در سال 553 به زبان عربی نقل نموده (ظاهراً بل قطعاً از سریانی و این نسخه مورخ سال 1055 هجری است و از قرار تصریح کاتب استنساخ آن از روی نسخهای به عمل آمده که در آخر آن نوشته بوده «فرغ من تسوید بیاضه مهران بن منصور بن مهران المسیحی فی شهور سنة ثلث و خمسین و خمسمائة الهجریة»). ترجمه این کتاب را به قراری که مهران در مقدمه آن اظهار نموده به دستور ملک دیاربکر نجم الدین الب اینانج قتلغ بک ابوالمظفر البی (548-575ق) فرزند تمرتاش بن ایلغازی بن ارتق به عمل آورده و در تعلیل ترجمه مجدد آن گفته است که بعد از قراءت ترجمه ابوسالم ملطی در مجلس نجم الدین الب اینانج به لحاظ این که الفاظ و کلمات آن به نظر وی غیر سلیس و عاری از حلیه فصاحت آمد مرا تکلیف فرمود تا به ترجمه آن اقدام نمایم و من به موجب دستور وی آن را از روی ترجمه سریانی ربان حنین (بن اسحق) نقل به عربی نمودم. این نجم الدین البی که مهران را به ترجمه این کتاب موظف و بدین سبب نام خود را در جریده ایام مؤبد نموده یکی از حکام معروف ارتقيه شعبه ماردین است که در استحداث بقاع و تشیید ابنیه خیریه صاحب همت عالی بوده و مهران بن منصور ذکر بعضی از فضایل اعمال و مستحدثات او را نظیر جسر قرامان (قرهمان واقع در روم) و بیمارستان میافارقین در دیباچه مفصلی که بر این کتاب نگاشته برای ابد مخلد داشته است، از این ترجمه یک نسخه مشتمل بر 148 ورق تحت رقم 2947 در کتابخانه ملی پاریس محفوظ است؛ و- ترجمه علی بن شریف حسینی به زبان فارسی که از آن یک نسخه مورخ سال 867 در سرای احمد موجود است؛ ز- ترجمه غیاث الدین محمد رضوی که از روی نقل مهران ایضاً به زبان فارسی به عمل آمده و یک نسخه از آن مورخ 1068 در کتابخانه بنیاد شرقشناسی فرهنگستان لنینگراد (ش D143) محفوظ است (432: 1، ش 3336)، (مراجعه شود در خصوص این دو ترجمه اخیر به نامه آستان قدس، شماره اول، دوره دهم، 160-163). (غلامعلی عرفانیان)
آغاز: آغاز: «بسم الله الرحمن الرحيم قال مهران بن منصور بن مهران الحمدلله الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی و الذی اخرج المرعى فجعله عثا احوی و خلق فيه الدا و الدوا و الغذا و الشفا و قدر فيه النمو و القوى هو القادر على النشأة الاخرى».
آغاز مقاله اول: «بسم الله الرحمن الرحيم قال صاحب الكتاب و لما شا الاكثرون من القدما و المدثين ان يدونوا كتبا كثيرة في قوى الادوية و اختيارها التى نحن بها عارفون ايها المحب ارية لانهم لم يأتوا على ذكر جميع ما يحتاج الى معرفته منها».
آغاز مقاله دوم: «بسم الله الرحمن الرحيم المقالة الثانية من كتاب ديسقوريذوس مهذانیوس فی الکلام علی هیولی الطب، اما المقالة الاولى ايها الحبيب اريه فقد ذكرنا من هيولى الطب».
آغاز مقاله سوم: «بسم الله الرحمن الرحيم اما في المقالة المتقدمة لهذه فقد كلمنا ايها الحبيب اريوس على الا فاويه و الادهان المطيبة و غير المطيبة».
آغاز مقاله چهارم: «بسم الله الرحمن الرحيم المقالة الرابعة من كتاب ذيسقوريدس العين زربى فى هيولى الطب و بالله نستمد حسن المعونة اما فى المقالة التى تقدمت ايها المحب اريوس فقد تكلمنا على قوى الا فاويه».
آغاز مقاله پنجم: «بسم الله الرحمن الرحيم قد اتينا في المقالات الاربعة التى تقدمت من هذا الكتاب ايها المحب اريه على جميع القول في ذكر الافاويه»
[آغاز مقاله ششم: «نبتدى بعون الله تعالى و حسن توفيقه بنقل المقالة السادسة من كتاب ديسقوريدس العين زربي في هيولى علاج الطب التى زعم بعض الناس انها منحولة اليه و من الله سبحانه و تعالى نستمد المعونة و الهداية الى الصواب بجوده قد ذكرنا في المقالات الخمس المتقدمة من هذا الكتاب ايها الحبيب اريوس»]
[آغاز مقاله هفتم: «بسم الله الرحمن الرحيم المقالة السابعة من كتاب ديسقوريدس العين زربى في هيولى العلاج قال من بعد ما اتممنا الكلام في المقالة السابعة (كذا، شاید: السابقة) ايها الحبيب اريوس»]
چاپ: مقدمة كتاب الحشاوش، ترجمه مهران بن منصور بن مهران، دمشق، المجمع العلمى العربی، تحقیق صلاح الدين المنجد، الطبعة الاولى، 1965م، 83ص + 4 لوحات
[مجله معهد المخطوطات 2/5 ص 297 و 1/4 ص 171 و 1/3 ص 71؛ تذاكير ديوان الآثار القديمة بالهند صفة المعمورة على البيروني ص 109؛ مقدمة كتاب الحشائش و الادوية لديسقوريدوس چاپ منجد]
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
رضوی
مشهد
|
5079 | بیکاتب | اواخر قرن 8 | نسخ | 285 | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
1423-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 3 |
دائرة المعارف
تهران
|
493-عکسی | اختیار بن حسین خراسانی | 18 شعبان 866ق | نسخ | 210 | شناسنامه ← |