شناسنامه کتابشناختی اثر
چهل و شش حکایت
čehel va šeš hekāyat
2
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/21094
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #21094
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 11، ص 294
تا 296
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
داستان
عناوین دیگر و همتراز:
جامع الحکایات
(jāme‘-ol hekāyāt)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
مجموعه بزرگ و نفیسی است از افسانههای عامیانه مشهور و غیر مشهور که متأسفانه آغاز و انجام آن افتاده است و به همین جهت نام اصلی کتاب معلوم نیست و مؤلف که در هیچ جای آن از خود نام نبرده است شناخته نمیشود. نثر کتاب ساده و روان و آمیخته به نظم فارسی است. اشعار غالباً از فردوسی و نظامی و سعدی و حافظ است و مؤلف از معاصران خود نیز ابیاتی نقل کرده، ولی نام هیچ شاعری را به قلم نیاورده است. در میان اشعار عصری که صاحبان بعضی از آنها را میشناسم و از شعرای ایرانی هستند که به هندوستان مهاجرت کردهاند، بیت ذیل بر حسب عصر و زمان مؤخر از همه است: «دلم پرست ز خون بر لبم مزن انگشت ×× که همچو شیشه میگریه در گلو دارم». و این بیت به ضبط امین احمد رازی در تذکره هفت اقلیم که به سال 1002 هجری تألیف آن پایان یافته است از بوعلی اسیری پسر صحیفی ذوالقدر شیرازی است که بنا به گفته تقی الدین اوحدی مؤلف تذکره عرفات العاشقین (مؤلفه 1022-1024ق) در اوایل قرن یازدهم هجری در هندوستان به سر میبرده و مرگ بیهنگام وی در آغاز جوانی پدر پیرش را از پای درآورده است. از این رو و به قرینه دو سه افسانه هندی که در این کتاب است میتوان احتمال داد که مجموعه مزبور در اوایل قرن یازدهم هجری به دست یکی از ایرانیان مهاجر و شاید به درخواست جلال الدین محمد اکبرشاه (963-1014ق) در هندوستان تألیف یافته باشد چه وی را به شنیدن این گونه داستانها رغبتی وافر بود و قصه پردازان نزد او منزلتی داشتند. از ابوالفضل علامی منقول است که به دستور اکبرشاه داستان امیر حمزه را استادان نامدار خط و تصویر و تذهیب به مدت چند سال با مخارجی سنگین در چند مجلد چنان ساخته و پرداخته بودند که نظیر آن در عالم هنر به وجود نیامده بود و در آن کتاب یک صفحه خط بود و یک صفحه تصویر و جمعاً دارای هزار و چهارصد مجلس بود [به دستور ناصرالدین شاه قاجار نیز کتاب هزار و یک شب به همین ترتیب تنظیم یافت و نسخه آن که شامل چندین مجلد است در کتابخانه سلطنتی ایران موجود و محفوظ است.] مؤلف در آغاز بعضی از داستانها مینویسد: «در جامع الحکایات چنین روایت کردهاند ...» ولی این عبارت ناظر به جوامع الحکایات و لوامع الروایات تألیف سدیدالدین محمد عوفی بخاری نیست و هیچ حکایتی از آن کتاب نقل نشده است و شاید غرض از جامع الحکایات همین کتاب مورد بحث ما باشد. والله اعلم. بعضی از داستانها چندان مفصل است که جا دارد خود کتابی جداگانه باشد، به خصوص که در ضمن آنها داستانهای فرعی دیگر نیز آمده است. بعد از هر حکایت نخست فواید آن ذکر شده، آنگاه به عبارت ذیل یا با اندک اختلافی نظیر آن پایان میپذیرد: «صد هزار آفرین خدای بر نویسنده و خواننده و شنونده و مؤلف و صاحب کتاب باد، و بر آن مؤمن و موحدی که بگوید آمین یا رب العالمین» یا: «صد هزار آفرین رب العالمین و درود سید المرسلين ... الخ»
روی هم رفته مجموعه بسیار نفیس و با ارزشی است و به لحاظ اهمیتی که دارد فهرست چهل و شش حکایت اصلی آن ذیلاً مذکور میگردد: 1. قصه شاهزاده ملک محمد پسر پادشاه چین و عاشق شدنش بر گلعذار دختر شاه پریان و احوالات ایشان؛ 2. قصه شهریار با دختر عم و بیان آنچه بر سر ایشان گذشت؛ 3. قصه عظیم بصرهای با دختر داود یهودی و بیان حالاتی چند که در میان ایشان گذشت در دارالخلافه بغداد؛ 4. قصه فرخ جوهری با فرخنده بانو دختر پادشاه دیلمان و احوالات ایشان؛ 5. قصه شاهزاده قاسم پسر اقباس شاه پادشاه ختا و عاشق شدن بر صورت گوهر بانو دختر پادشاه یمن و شرح احوال او؛ 6. قصه درویش ادهم با مشک افروز دختر پادشاه فارس و شرح احوال ایشان؛ 7. قصه شیخ محمود پسر شیخ علاءالدوله سمنانی و شرح احوال او؛ 8. قصه مسعود پسر خواجه سعید و رفتن او به شهر بنفش پوشان و داخل شدن به حمام و آنچه بر سر او گذشت؛ 9. قصه جوان طالب علم و کنیزکی که بر وی عاشق بود و احوال ایشان؛ 10. قصه شاهزاده هرمز پسر قیصر روم و عاشق شدن بر جمال گل دختر پادشاه خوزستان و شرح احوال ایشان از گفته شیخ عطار عليه الرحمة و الغفران؛ 11. قصه شاهزاده بهرام پسر پادشاه روم و عاشق شدن بر صورت گلندام دختر فغفور چین و رفتن بهرام به چین و شکست دادن بهزاد بلغاری را و به دست در آوردن گلندام و به شهر خود آمدن [در این داستان از بهرامنامه نظامی شعر زیادی آورده است]؛ 12. قصه ابوالعلای کرمانی و مختار پسر او و آنچه بر سر ایشان گذشت؛ 13. قصه شیرزاد و شمسه بانو و کامل وزیر و شیر زرین قبا و احوالات ایشان؛ 14. قصه شاهزاده مهر پسر پادشاه مشرق و عاشق شدن بر ماه دختر هلال شاه مغربی و احوالات ایشان؛ 15. قصه سلیم جوهری با حجاج بن یوسف ملعون و سرگذشت گفتن به جهت حجاج؛ 16. قصه حبیب عطار ساحر و طلسمات او؛ 17. قصه پسر خواجه سعید ملک محمد نام و قحطی شدن در مصر و فروختن پدر او را به دختر شاه مصر؛ 18. قصه جهان افروز دختر پادشاه چین و عاشق شدن به ملک حسین پسر خواجه منصور و احوالات ایشان؛ 19. قصه عاشق شدن پادشاه زاده و باغبان بچه بر دختر زاهد و احوالات ایشان؛ 20. قصه پسر پادشاه کرمان و اراده سفر کردن و رخصت گرفتن از پدر و رفتن به شهر بغداد و به چاه انداختن جهود طباخ او را و حصیر بافتن ملکزاده و بردن جهود طباخ را به خدمت خلیفه بغداد و رسوا شدن جهود و بیرون آوردن خلیفه شاهزاده را از چاه و احوالات او؛ 21. قصه خور پیروز و فرخ روز پسران دهقان و دشمنی کردن جماعتی با ایشان و کشتن خور پیروز یکی از ایشان را و در عوض کشتن ایشان فرخ روز را و رسیدن خور پیروز از شجاعت پادشاهی و مقهور ساختن دشمنان را؛ 22. قصه تمیم بن حبیب الداری انصاری و عجایباتی که بر سر او گذشت و احوالات او؛ 23. قصه شاهزاده نیاز پسر شاه قباد و عاشق شدن بر صورت ناز دختر پادشاه فتنه و احوالات ایشان؛ 24. قصه حامد پسر خالد جوهری که بعد از فوت پدر اسراف نمود و مالها را ضایع ساخت و مشقت و ریاضت بسیار کشید و آخر الامر به مراد رسید؛ 25. قصه دزد و قاضی بغداد و مباحثه کردن دزد با قاضی و احوالات ایشان؛ 26. قصه مرد لشکری و زن صالحه او و رفتن مرد لشکری به خدمت ملکزاه و زن دسته گل به او دادن و آمدن لشکری به خدمت ملکزاده و آزمودن ملکزاده آن زن را؛ 27. قصه امیرزادهای که از برادر خود که پادشاه شده بود قهر نمود و خریدن فال نیکو در راه و رفتن و پادشاه شدن و احوالات او؛ 28. قصه احمد و شاهزاده محمود و جوانمرد کاردان و رفتن ایشان به شهر قسطنطنیه و عاشق شدن شاهزاده به منیجه بانو دختر پادشاه قسطنطنیه و رسیدن شاهزاده به وصال آن ماه روی و احوالات ایشان؛ 29. قصه بختیار و ده وزیر و فرخ سوار و دشمنی کردن وزیران با شاهزاده و به مراد رسیدن آن عالیمقدار و احوالات ایشان، متضمن ده حکایت؛ 30. قصه پادشاه مصر و آوازه هزار گیسو شنیدن و رفتن وزیر و هزار گیسو را آوردن و عاشق شدن آزاد بخت به هزارگیسو و به اتفاق هزارگیسو از پدر گریختن و احوالات ایشان؛ 31. قصه مهر و وفا و عشقبازی ایشان با یکدیگر و جداشدن از هم و بعد از مشقت بسیار به هم رسیدن و احوالات ایشان؛ 32. قصه ابوالفوارس ملاح و در چاه گذاشتن خواجه بازرگان او را و بیرون آمدن ابوالفوارس و انتقام کشیدن از خواجه و احوالات ایشان؛ 33. قصه پسر پادشاه مشرق و دختر پادشاه مغرب که حق سبحانه و تعالی تقدیر کرده بود که ایشان به یکدیگر برسند، و سیمرغ خواست که آن قضا را بگرداند و در خدمت حضرت سلیمان پیغمبر علیه السلام ادعا کرده نتوانست و شرمنده شد و از خجالت به کوه قاف گریخت؛ 34. قصه پادشاه زاده ایران و در خواب دیدن او دختر پادشاه روم را و عاشق شدن شاهزاده بر جمال آن پری پیکر و به طلب آن دختر شهر به شهر رفتن و او را به دست درآوردن و به مراد رسیدن و احوالات ایشان؛ 35. قصه خواجه تاجر و پسر وزیر و برهمن و طوطی و نجار و احوالات ایشان؛ 36. قصه بازرگان احمق و زن مکاره او که در ولایت نیشابور واقع شده بوده است و احوالات ایشان؛ 37. قصه خواجه فرعی و پارسایی کردن زن خواجه مسعود و احوالات ایشان؛ 38. قصه رای کامرود و معالجت طوطی و مثل آوردن و احوالات ایشان؛ 39. قصه پسر پادشاه و زن او و گریختن آن زن و پشیمان شدن و برگردیدن و خود را دیوانه وانمودن و احوال او؛ 40. قصه زرگر و نجار و مصاحبت ایشان با یکدیگر و آشنایی چند ساله را برطرف کردن زرگر و مکر نمودن نجار و احوالات ایشان؛ 41. قصه ملکزاده بنی اسرائیلی و فرستادن پدر او را به تجارت و احوالات او؛ 42. قصه موش و گربه و گرفتن گربه موش را و مکر کردن موش مر گربه را و خود را از دست او رهانیدن و احوالات ایشان؛ 43. قصه دله مخترا دختر خواجه جعفر بغدادی و مکر کردن او با مردم بغداد و عیاریهای آن مکاره و شرح احوالات او. متضمن دوازده داستان دیگر؛ 44. قصه فیروز بخت پسر ملک نوادر پادشاه قسطنطنیه و عاشق شدن او بر سمن ترک دختر پادشاه ختای و احوالات ایشان؛ 45. قصه ملک نوبهار شاه پسر ملک نوروز شاه هرات و پسر برزیگر و احوالات ایشان؛ حکایت چهل و ششم در قصه پسر پادشاه هند کردیس شاه و تعلیم نمودن حکیم سندباد آن نیکو خصال را و مصلحت در خاموشی او دیدن در نزد پدر و تحریک کردن کنیزک در کشتن شاهزاده در خدمت پادشاه و تمثیل آوردن هفت وزیر و او را از کشتن رهانیدن و به حرف درآمدن شاهزاده بعد از هفت روز و سیاست کردن کنیزک را و احوالات ایشان، متضمن بیست و شش داستان. (گلچین معانی)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
رک: آیین اکبری (ج 1ص 78)
متن فنخا
● چهل و شش حکایت = جامع الحکایات / داستان / فارسی
čehel va šeš hekāyat = jāme‘-ol hekāyāt
مجموعه بزرگ و نفیسی است از افسانههای عامیانه مشهور و غیر مشهور که متأسفانه آغاز و انجام آن افتاده است و به همین جهت نام اصلی کتاب معلوم نیست و مؤلف که در هیچ جای آن از خود نام نبرده است شناخته نمیشود. نثر کتاب ساده و روان و آمیخته به نظم فارسی است. اشعار غالباً از فردوسی و نظامی و سعدی و حافظ است و مؤلف از معاصران خود نیز ابیاتی نقل کرده، ولی نام هیچ شاعری را به قلم نیاورده است. در میان اشعار عصری که صاحبان بعضی از آنها را میشناسم و از شعرای ایرانی هستند که به هندوستان مهاجرت کردهاند، بیت ذیل بر حسب عصر و زمان مؤخر از همه است: «دلم پرست ز خون بر لبم مزن انگشت ×× که همچو شیشه میگریه در گلو دارم». و این بیت به ضبط امین احمد رازی در تذکره هفت اقلیم که به سال 1002 هجری تألیف آن پایان یافته است از بوعلی اسیری پسر صحیفی ذوالقدر شیرازی است که بنا به گفته تقی الدین اوحدی مؤلف تذکره عرفات العاشقین (مؤلفه 1022-1024ق) در اوایل قرن یازدهم هجری در هندوستان به سر میبرده و مرگ بیهنگام وی در آغاز جوانی پدر پیرش را از پای درآورده است. از این رو و به قرینه دو سه افسانه هندی که در این کتاب است میتوان احتمال داد که مجموعه مزبور در اوایل قرن یازدهم هجری به دست یکی از ایرانیان مهاجر و شاید به درخواست جلال الدین محمد اکبرشاه (963-1014ق) در هندوستان تألیف یافته باشد چه وی را به شنیدن این گونه داستانها رغبتی وافر بود و قصه پردازان نزد او منزلتی داشتند. از ابوالفضل علامی منقول است [رک: آیین اکبری (ج 1ص 78)] که به دستور اکبرشاه داستان امیر حمزه را استادان نامدار خط و تصویر و تذهیب به مدت چند سال با مخارجی سنگین در چند مجلد چنان ساخته و پرداخته بودند که نظیر آن در عالم هنر به وجود نیامده بود و در آن کتاب یک صفحه خط بود و یک صفحه تصویر و جمعاً دارای هزار و چهارصد مجلس بود [به دستور ناصرالدین شاه قاجار نیز کتاب هزار و یک شب به همین ترتیب تنظیم یافت و نسخه آن که شامل چندین مجلد است در کتابخانه سلطنتی ایران موجود و محفوظ است.] مؤلف در آغاز بعضی از داستانها مینویسد: «در جامع الحکایات چنین روایت کردهاند ...» ولی این عبارت ناظر به جوامع الحکایات و لوامع الروایات تألیف سدیدالدین محمد عوفی بخاری نیست و هیچ حکایتی از آن کتاب نقل نشده است و شاید غرض از جامع الحکایات همین کتاب مورد بحث ما باشد. والله اعلم. بعضی از داستانها چندان مفصل است که جا دارد خود کتابی جداگانه باشد، به خصوص که در ضمن آنها داستانهای فرعی دیگر نیز آمده است. بعد از هر حکایت نخست فواید آن ذکر شده، آنگاه به عبارت ذیل یا با اندک اختلافی نظیر آن پایان میپذیرد: «صد هزار آفرین خدای بر نویسنده و خواننده و شنونده و مؤلف و صاحب کتاب باد، و بر آن مؤمن و موحدی که بگوید آمین یا رب العالمین» یا: «صد هزار آفرین رب العالمین و درود سید المرسلين ... الخ»
روی هم رفته مجموعه بسیار نفیس و با ارزشی است و به لحاظ اهمیتی که دارد فهرست چهل و شش حکایت اصلی آن ذیلاً مذکور میگردد: 1. قصه شاهزاده ملک محمد پسر پادشاه چین و عاشق شدنش بر گلعذار دختر شاه پریان و احوالات ایشان؛ 2. قصه شهریار با دختر عم و بیان آنچه بر سر ایشان گذشت؛ 3. قصه عظیم بصرهای با دختر داود یهودی و بیان حالاتی چند که در میان ایشان گذشت در دارالخلافه بغداد؛ 4. قصه فرخ جوهری با فرخنده بانو دختر پادشاه دیلمان و احوالات ایشان؛ 5. قصه شاهزاده قاسم پسر اقباس شاه پادشاه ختا و عاشق شدن بر صورت گوهر بانو دختر پادشاه یمن و شرح احوال او؛ 6. قصه درویش ادهم با مشک افروز دختر پادشاه فارس و شرح احوال ایشان؛ 7. قصه شیخ محمود پسر شیخ علاءالدوله سمنانی و شرح احوال او؛ 8. قصه مسعود پسر خواجه سعید و رفتن او به شهر بنفش پوشان و داخل شدن به حمام و آنچه بر سر او گذشت؛ 9. قصه جوان طالب علم و کنیزکی که بر وی عاشق بود و احوال ایشان؛ 10. قصه شاهزاده هرمز پسر قیصر روم و عاشق شدن بر جمال گل دختر پادشاه خوزستان و شرح احوال ایشان از گفته شیخ عطار عليه الرحمة و الغفران؛ 11. قصه شاهزاده بهرام پسر پادشاه روم و عاشق شدن بر صورت گلندام دختر فغفور چین و رفتن بهرام به چین و شکست دادن بهزاد بلغاری را و به دست در آوردن گلندام و به شهر خود آمدن [در این داستان از بهرامنامه نظامی شعر زیادی آورده است]؛ 12. قصه ابوالعلای کرمانی و مختار پسر او و آنچه بر سر ایشان گذشت؛ 13. قصه شیرزاد و شمسه بانو و کامل وزیر و شیر زرین قبا و احوالات ایشان؛ 14. قصه شاهزاده مهر پسر پادشاه مشرق و عاشق شدن بر ماه دختر هلال شاه مغربی و احوالات ایشان؛ 15. قصه سلیم جوهری با حجاج بن یوسف ملعون و سرگذشت گفتن به جهت حجاج؛ 16. قصه حبیب عطار ساحر و طلسمات او؛ 17. قصه پسر خواجه سعید ملک محمد نام و قحطی شدن در مصر و فروختن پدر او را به دختر شاه مصر؛ 18. قصه جهان افروز دختر پادشاه چین و عاشق شدن به ملک حسین پسر خواجه منصور و احوالات ایشان؛ 19. قصه عاشق شدن پادشاه زاده و باغبان بچه بر دختر زاهد و احوالات ایشان؛ 20. قصه پسر پادشاه کرمان و اراده سفر کردن و رخصت گرفتن از پدر و رفتن به شهر بغداد و به چاه انداختن جهود طباخ او را و حصیر بافتن ملکزاده و بردن جهود طباخ را به خدمت خلیفه بغداد و رسوا شدن جهود و بیرون آوردن خلیفه شاهزاده را از چاه و احوالات او؛ 21. قصه خور پیروز و فرخ روز پسران دهقان و دشمنی کردن جماعتی با ایشان و کشتن خور پیروز یکی از ایشان را و در عوض کشتن ایشان فرخ روز را و رسیدن خور پیروز از شجاعت پادشاهی و مقهور ساختن دشمنان را؛ 22. قصه تمیم بن حبیب الداری انصاری و عجایباتی که بر سر او گذشت و احوالات او؛ 23. قصه شاهزاده نیاز پسر شاه قباد و عاشق شدن بر صورت ناز دختر پادشاه فتنه و احوالات ایشان؛ 24. قصه حامد پسر خالد جوهری که بعد از فوت پدر اسراف نمود و مالها را ضایع ساخت و مشقت و ریاضت بسیار کشید و آخر الامر به مراد رسید؛ 25. قصه دزد و قاضی بغداد و مباحثه کردن دزد با قاضی و احوالات ایشان؛ 26. قصه مرد لشکری و زن صالحه او و رفتن مرد لشکری به خدمت ملکزاه و زن دسته گل به او دادن و آمدن لشکری به خدمت ملکزاده و آزمودن ملکزاده آن زن را؛ 27. قصه امیرزادهای که از برادر خود که پادشاه شده بود قهر نمود و خریدن فال نیکو در راه و رفتن و پادشاه شدن و احوالات او؛ 28. قصه احمد و شاهزاده محمود و جوانمرد کاردان و رفتن ایشان به شهر قسطنطنیه و عاشق شدن شاهزاده به منیجه بانو دختر پادشاه قسطنطنیه و رسیدن شاهزاده به وصال آن ماه روی و احوالات ایشان؛ 29. قصه بختیار و ده وزیر و فرخ سوار و دشمنی کردن وزیران با شاهزاده و به مراد رسیدن آن عالیمقدار و احوالات ایشان، متضمن ده حکایت؛ 30. قصه پادشاه مصر و آوازه هزار گیسو شنیدن و رفتن وزیر و هزار گیسو را آوردن و عاشق شدن آزاد بخت به هزارگیسو و به اتفاق هزارگیسو از پدر گریختن و احوالات ایشان؛ 31. قصه مهر و وفا و عشقبازی ایشان با یکدیگر و جداشدن از هم و بعد از مشقت بسیار به هم رسیدن و احوالات ایشان؛ 32. قصه ابوالفوارس ملاح و در چاه گذاشتن خواجه بازرگان او را و بیرون آمدن ابوالفوارس و انتقام کشیدن از خواجه و احوالات ایشان؛ 33. قصه پسر پادشاه مشرق و دختر پادشاه مغرب که حق سبحانه و تعالی تقدیر کرده بود که ایشان به یکدیگر برسند، و سیمرغ خواست که آن قضا را بگرداند و در خدمت حضرت سلیمان پیغمبر علیه السلام ادعا کرده نتوانست و شرمنده شد و از خجالت به کوه قاف گریخت؛ 34. قصه پادشاه زاده ایران و در خواب دیدن او دختر پادشاه روم را و عاشق شدن شاهزاده بر جمال آن پری پیکر و به طلب آن دختر شهر به شهر رفتن و او را به دست درآوردن و به مراد رسیدن و احوالات ایشان؛ 35. قصه خواجه تاجر و پسر وزیر و برهمن و طوطی و نجار و احوالات ایشان؛ 36. قصه بازرگان احمق و زن مکاره او که در ولایت نیشابور واقع شده بوده است و احوالات ایشان؛ 37. قصه خواجه فرعی و پارسایی کردن زن خواجه مسعود و احوالات ایشان؛ 38. قصه رای کامرود و معالجت طوطی و مثل آوردن و احوالات ایشان؛ 39. قصه پسر پادشاه و زن او و گریختن آن زن و پشیمان شدن و برگردیدن و خود را دیوانه وانمودن و احوال او؛ 40. قصه زرگر و نجار و مصاحبت ایشان با یکدیگر و آشنایی چند ساله را برطرف کردن زرگر و مکر نمودن نجار و احوالات ایشان؛ 41. قصه ملکزاده بنی اسرائیلی و فرستادن پدر او را به تجارت و احوالات او؛ 42. قصه موش و گربه و گرفتن گربه موش را و مکر کردن موش مر گربه را و خود را از دست او رهانیدن و احوالات ایشان؛ 43. قصه دله مخترا دختر خواجه جعفر بغدادی و مکر کردن او با مردم بغداد و عیاریهای آن مکاره و شرح احوالات او. متضمن دوازده داستان دیگر؛ 44. قصه فیروز بخت پسر ملک نوادر پادشاه قسطنطنیه و عاشق شدن او بر سمن ترک دختر پادشاه ختای و احوالات ایشان؛ 45. قصه ملک نوبهار شاه پسر ملک نوروز شاه هرات و پسر برزیگر و احوالات ایشان؛ حکایت چهل و ششم در قصه پسر پادشاه هند کردیس شاه و تعلیم نمودن حکیم سندباد آن نیکو خصال را و مصلحت در خاموشی او دیدن در نزد پدر و تحریک کردن کنیزک در کشتن شاهزاده در خدمت پادشاه و تمثیل آوردن هفت وزیر و او را از کشتن رهانیدن و به حرف درآمدن شاهزاده بعد از هفت روز و سیاست کردن کنیزک را و احوالات ایشان، متضمن بیست و شش داستان. (گلچین معانی)
نسخههای خطی این اثر
2 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
رضوی
مشهد
|
4267 | بیکاتب | قرن 12 | نستعلیق | 458 | شناسنامه ← |
| 2 |
الهیات
مشهد
|
36 عکسی | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |