نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

جنگ سخنوری

jong-e soxanvarī
1 نسخه ثبت‌شده قرن 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/20078
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #20078
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 10، ص 828 تا 829
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: ادبیات

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

سخنوری از جمله رسوم قلندران مناظره و مسابقه و چالشی ادبی عرفانی است به صورت معرکه‌گیری و هنگامه‌گستری که با مشاعره از جهاتی تفاوت دارد. الزام در آوردن موضوع یا کلمه‌ای خاص در شعر از لوازم سخنوری بوده و در مراحل اجرای سخنوری فرد برنده کفش و کلاه و لباس حریف را یکی پس از دیگری از تنش به در می‌آورده تا آنجا که بازنده در مقابل برنده اصطلاحاً لنگ می‌انداخته و سپس با دستور فرد برنده باز یکی یکی آنها را به تن می‌کرده. شاهد مثال از همین نسخه (ص 33): لوت عریان گشت خواهی از (نبرد) عارفان ×× پای تا سر رخت‌هایت را بپوشم این زمان / پس چو آید خلعت و نعلین پیش من بخوان ×× کفش خود را کن به پا در نزد ما بی چند و چون/ تا بدانی همچه روبه نزد شیران آمدی. درباره تاریخ سخنوری عامیانه ملا حسین واعظ کاشفی در «فتوت‌نامه سلطانی» آقای نوردین چهاردهی در کتاب اسرار فرق خاکسار (پیک فرهنگ 1369) و ابوطالب میر عابدینی در کتاب آئین قلندری (فراوان، 1374) و همچنین دکتر محمد جعفر محجوب در مجله سخن گفتارهایی دارند. در این نسخه شعرهایی که سخنوران پاطوق‌ها و سردم‌ها و قهوه‌خانه‌ها می‌خوانده‌اند آمده و به روش پرسش و پاسخ است و جز شعرهای بزرگانی چون بهایی که به صورت تضمین شده آمده دیگر سروده‌ها تا اندازه‌ای سست و عامیانه و درباره مناقب خاندان نبوت با یاد کردن بسیاری از اصطلاحات درویشان و سخنوران و بیان نفرین و دعا و است. از برخی بیت ها نام شاعر هم به دست می‌آید مانند: عارف، عطار، صفا، شوریده، خلیل، ضیاء. عارف، ص 1: از الف اول بنام داور دانای راز ×× ب بود درگه آن خالقم روی نیاز؛ عطا، ص 2: بشنو این زمزمه ای رهرو پاکیزه شهود ×× که عجایب سخنی دارد از اطوار وجود؛ صفا، ص 8: باز آمدم ز فضل خدا کز سخنوری ×× بر چرخ چارمین بزنم کوس شاعری؛ شوریده، ص 9: از الف ورد زبانم صفت الله است ×× ب بدان اول هر کار ز بسم الله است؛ خلیل، ص 19: پا می‌نهم به بزم که گردد تراب چپ ×× پور و غفور و انوری از این جواب چپ؛ ضیاء، ص 21: زبان نطق گشایم کنون بحضرت شاه ×× بصوت زمزمه لا اله الا الله.

متن فنخا

● جنگ سخنوری / ادبیات / فارسی jong-e soxanvarī سخنوری از جمله رسوم قلندران مناظره و مسابقه و چالشی ادبی عرفانی است به صورت معرکه‌گیری و هنگامه‌گستری که با مشاعره از جهاتی تفاوت دارد. الزام در آوردن موضوع یا کلمه‌ای خاص در شعر از لوازم سخنوری بوده و در مراحل اجرای سخنوری فرد برنده کفش و کلاه و لباس حریف را یکی پس از دیگری از تنش به در می‌آورده تا آنجا که بازنده در مقابل برنده اصطلاحاً لنگ می‌انداخته و سپس با دستور فرد برنده باز یکی یکی آنها را به تن می‌کرده. شاهد مثال از همین نسخه (ص 33): لوت عریان گشت خواهی از (نبرد) عارفان ×× پای تا سر رخت‌هایت را بپوشم این زمان / پس چو آید خلعت و نعلین پیش من بخوان ×× کفش خود را کن به پا در نزد ما بی چند و چون/ تا بدانی همچه روبه نزد شیران آمدی. درباره تاریخ سخنوری عامیانه ملا حسین واعظ کاشفی در «فتوت‌نامه سلطانی» آقای نوردین چهاردهی در کتاب اسرار فرق خاکسار (پیک فرهنگ 1369) و ابوطالب میر عابدینی در کتاب آئین قلندری (فراوان، 1374) و همچنین دکتر محمد جعفر محجوب در مجله سخن گفتارهایی دارند. در این نسخه شعرهایی که سخنوران پاطوق‌ها و سردم‌ها و قهوه‌خانه‌ها می‌خوانده‌اند آمده و به روش پرسش و پاسخ است و جز شعرهای بزرگانی چون بهایی که به صورت تضمین شده آمده دیگر سروده‌ها تا اندازه‌ای سست و عامیانه و درباره مناقب خاندان نبوت با یاد کردن بسیاری از اصطلاحات درویشان و سخنوران و بیان نفرین و دعا و است. از برخی بیت ها نام شاعر هم به دست می‌آید مانند: عارف، عطار، صفا، شوریده، خلیل، ضیاء. عارف، ص 1: از الف اول بنام داور دانای راز ×× ب بود درگه آن خالقم روی نیاز؛ عطا، ص 2: بشنو این زمزمه ای رهرو پاکیزه شهود ×× که عجایب سخنی دارد از اطوار وجود؛ صفا، ص 8: باز آمدم ز فضل خدا کز سخنوری ×× بر چرخ چارمین بزنم کوس شاعری؛ شوریده، ص 9: از الف ورد زبانم صفت الله است ×× ب بدان اول هر کار ز بسم الله است؛ خلیل، ص 19: پا می‌نهم به بزم که گردد تراب چپ ×× پور و غفور و انوری از این جواب چپ؛ ضیاء، ص 21: زبان نطق گشایم کنون بحضرت شاه ×× بصوت زمزمه لا اله الا الله.

نسخه‌های خطی این اثر

1 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
مجلس
تهران
16911 بی‌کاتب با تاریخ 1319ق نستعلیق 71 شناسنامه ←