نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کتاب‌شناختی اثر

جنات الوصال

jannāt-ol vesāl
2 نسخه ثبت‌شده قرن 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخه‌ها ↓
/w/19565
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #19565
پدیدآور / مؤلف: ناشناخته
تاریخ و سده تألیف: نامشخص
مأخذ فهرست‌نویسی: فنخا، ج 10، ص 345 تا 346
زبان و قالب: فارسی
رده‌های موضوعی: شعر
عناوین دیگر و هم‌تراز:
كنز الاسرار (kanz-ol asrār)

معرفی و مشخصات کتاب‌شناختی اثر (در مأخذ فنخا)

این مثنوی عرفانی به روش صوفیان اخیر شیعی ایران سروده شده و در آن به جنگ مولوی رفته مگر این که از داستان‌ها و خبرهای شیعی بهره برده شده است. شعرهای آن سست می‌باشد و شماره بیت‌های آن به 76000 می‌رسد. چنانکه از انجام دفتر 6 برمی‌آید در 1250 (ظهور الحق) سروده می‌شده است. در دنبال عنوان «در بیان جامعیت حضرت انسان کامل مکمل و سلطان دریادل ...» (ص 10) دارد: «حال ای عزیز همگی گوش و هوش شو. مفصل نثر را از نظم شنو. بو که بوی یوسف غیب را از پیراهن سخن بکشی و از کاس الکرام کلام جرعه از مدام میخانه قدم بچشی تا دمی دل را حاضر دم داری و نقدی از این (گنج اسرار) بکف آری بعناية الله و توفیقه. برقع از رخ برگرفت آن بیمثال ×× در تماشا گاه جنات الوصال /کنج اسراری که بود او بی نیاز ××گو هرافشان گشت باز از عز و ناز. در دنبال عنوان «ماجرای عشق و عقل با یکدیگر در وجود کامل جامع بشر از صنع و حکمت حضرت دادگر» (ص 17) دارد: باز گو ای پاک و معصوم از خطا ×× شمه زان سر که هو کردت عطا / بازگو ای سر معصوم علی ×× ساز دلها راز کدرت منجلی» (ص 18)؛ از اینجا برمی‌آید که سراینده این مثنوی «معصوم علی» نامیده می‌شود. این را می‌دانیم که حاج میرزا آقا معصومعلی شاه تهرانی نعمة اللهی (شیراز 14 ربیع الاول 1270 - 11 شعبان 1344) شاگرد میرزا محمد حسن شیرازی و ملامحمد حسن اردکانی و نگارنده طرائق الحقائق فرزند حاج میرزا زین العابدین نائب الصدر رحمتعلی شاه (کاظمین 14 ربیع الاول 1208- شب یک‌شنبه 17 صفر 1278) بوده است و او پسر حاج معصوم (- 1264) پسر حاج محمد حسن (- 1240) پسر حاج محمد معصوم علیشاه شهید قزوینی شیرازی دکنی که به دستور آقا محمد علی بهبهانی زندانی شده و در 1212 کشته شده یا در آب خفه گردید می‌باشد آیا سراینده این مثنوی همان حاج معصوم (م 1264) است. ریو در فهرست خود (709 الف) از جنات الوصال درویشی نعمة الهی یاد می‌کند که در میان 1135-1159 سروده شده و جز مثنوی ما است. چنین است این مثنوی ما: آغاز دفتر 1: هو العلی العظیم. بسمله. ای خدائی کاینهمه هستی ز تست ×× در دل هر ذره مستی ز تست / ای صفات و ذات پاکت لایزال×× پاک از آلایش مثل و مثال؛ انجام: گر خدا خواهد در این دفتر تو را ×× شرح او خود گوید آن سر خدا / لیک میجو از خدا فهم دیگر ×× کاین نیابی جز بعلم (بنور) دادگر. (تمت دفتر الاولى من كنز الاسرار 25 جمادی الثانی 1311) (ص 1-76) آغاز دفتر 2: هو العلی. دفتر ثانی از کنز الاسرار: ای شهنشاهی که شاهی مر توراست ×× ای که بر ذاتت شهنشاهی سزاست؛ انجام: که کند بر فرق سر مستان یار ×× از گلستان حقایق گل نثار / تا ز گل ریزی گلزار کمال ×× بو کشند از بزم جنات وصال (77-157) آغاز دفتر 3: اول دفتر سیم از کنز الاسرار. بسمله. ای خداوند کرم در رای کریم ×× کز کرم افراشتی عرش عظیم؛ انجام: چون هش از هر سو بیکسو جمع شد ×× نطق بیسو را کما هی سمع شد (مورخه هفدهم شعبان المعظم سنه 1311 دفتر سیم اتمام پذیرفت و رجوع به دفتر رابع شد بعون الله تعالی شأنه العزيز. هو العلی) (157-229) آغاز دفتر 4: بسمله. ای بیکتائی سزاوار آمده ×× و ز همه یکتا پدیدار آمده؛ انجام: خوش ره اندر جنت پنجم کنند ×× کسب نور از مهر چون انجم کنند / باده را چون ریخت در (بر) جام دگر ×× هم تو خور انجام انعام دگر. (مورخه بیست و ششم شهر رمضان من شهور سنه 1311) (229-312) آغاز دفتر 5: اول دفتر پنجم از کنز الاسرار. بسمله. ای خداوندی که از محض کرم ×× دمبدم موجود گردانی عدم؛ انجام: راهی اندر جنت سادس کنی ×× عقل را در دین و دل حارس کنی /گوش هش بگشا چو خور شد نور پاش ×× تا نماید هر نهان را بر تو فاش. (مورخه بیست و هشتم شهر ذیحجة الحرام سنه 1311) (312-395) آغاز دفتر 6: بسمله. ای خداوندیکه از جودت پدید ×× میکنی در هر نفس خلقی جدید؛ انجام: در ظهور الحق شم فتحش تمام ×× کشت از فیاضی رب الانام / پس تو هم ای مستعد تاب فیض ×× تاب جوشد باز هر جا باب فیض. (395-492) (ظهور الحق برابر است با 1250) آغاز با آله (594-722) آغاز دفتر 9: ابتداء دفتر نهم از کنز الاسرار و جنات وصال. بسمله. و به نستعین: ای خداوندی که از ایجاد تو ×× شد خراب آباد لا آباد تو / خود دل هر ذره آمد طور تو ×× گفت در هر طور انا الله نور تو (این بند که 27 بیت است هم در پایان ش 360 و آغاز ش 370 هر دو دیده می‌شود.)؛ انجام: هم تو رایه زین نهم دفتر نما ×× در دهم دفتر ببین جانرا نما /تا بری جان نوی زان دمبدم ×× از تجلی کنز اسرار قدم آغاز دفتر 10: بسمله. و به نستعین. ای خدا ای بی نهایت جود تو ×× کشته هر نابود بود از بود تو؛ انجام: فتح چون فتح هم گشت از خدا ×× شد بجلد یازده نور هدا / تا در آن گردد تجلی ساز باز ×× کنز اسراد از کرم بر اهل راز. (مورخه بیست و سوم 23 شهر ذی الحجة الحرام 1312) (830-945). آغاز دفتر 11: ابتداء دفتر یازده 11-بسمله و به نستعین. ای خدائی کز تو شد موجود و مست ×× سر بسر ذات این بالا و پست؛ انجام: بس در این فتحت گهر پاشی دگر ×× و ان سخن در دفتر اثنا عشر / تا بانجام آید از رب الانام ×× کنز اسرار اندر آن فتحت تمام. (مورخه چهار4شنبه پانزدهم 15 شهر صفر المظفر سنه 1313) (945-1055) آغاز دفتر 12: بیان دفتر دوازدهم 12-بسمله و به نستعین. ای خدائی کز تو شد هست این همه ×× وز می‌ایجاد تو مت آن همه؛ انجام: چون رسید این جسم فانی بر کمال ×× روح باقی وانمود آنگه جمال / کرد پی بن جلوه هایش چون دروغ ×× جلوه پیرا راستی را شد فروغ. (تم الکلام بعون الملک العلام یوم دوشنبه بعد از ظهر بیست و چهارم شهر ربیع الثانی من شهور سنه 1313 هجری. ای فتح و نصرت تو هوا خواهم از عدم ×× توفیق بندگی بدهم بناز از کرم / شاکر ز شکر نعمت تو عاجز است و لال ×× کام و زبان ناطقه را تو ولی نعم.) (1055-1187)

متن فنخا

● جنات الوصال = كنز الاسرار / شعر / فارسی jannāt-ol vesāl = kanz-ol asrār این مثنوی عرفانی به روش صوفیان اخیر شیعی ایران سروده شده و در آن به جنگ مولوی رفته مگر این که از داستان‌ها و خبرهای شیعی بهره برده شده است. شعرهای آن سست می‌باشد و شماره بیت‌های آن به 76000 می‌رسد. چنانکه از انجام دفتر 6 برمی‌آید در 1250 (ظهور الحق) سروده می‌شده است. در دنبال عنوان «در بیان جامعیت حضرت انسان کامل مکمل و سلطان دریادل ...» (ص 10) دارد: «حال ای عزیز همگی گوش و هوش شو. مفصل نثر را از نظم شنو. بو که بوی یوسف غیب را از پیراهن سخن بکشی و از کاس الکرام کلام جرعه از مدام میخانه قدم بچشی تا دمی دل را حاضر دم داری و نقدی از این (گنج اسرار) بکف آری بعناية الله و توفیقه. برقع از رخ برگرفت آن بیمثال ×× در تماشا گاه جنات الوصال /کنج اسراری که بود او بی نیاز ××گو هرافشان گشت باز از عز و ناز. در دنبال عنوان «ماجرای عشق و عقل با یکدیگر در وجود کامل جامع بشر از صنع و حکمت حضرت دادگر» (ص 17) دارد: باز گو ای پاک و معصوم از خطا ×× شمه زان سر که هو کردت عطا / بازگو ای سر معصوم علی ×× ساز دلها راز کدرت منجلی» (ص 18)؛ از اینجا برمی‌آید که سراینده این مثنوی «معصوم علی» نامیده می‌شود. این را می‌دانیم که حاج میرزا آقا معصومعلی شاه تهرانی نعمة اللهی (شیراز 14 ربیع الاول 1270 - 11 شعبان 1344) شاگرد میرزا محمد حسن شیرازی و ملامحمد حسن اردکانی و نگارنده طرائق الحقائق فرزند حاج میرزا زین العابدین نائب الصدر رحمتعلی شاه (کاظمین 14 ربیع الاول 1208- شب یک‌شنبه 17 صفر 1278) بوده است و او پسر حاج معصوم (- 1264) پسر حاج محمد حسن (- 1240) پسر حاج محمد معصوم علیشاه شهید قزوینی شیرازی دکنی که به دستور آقا محمد علی بهبهانی زندانی شده و در 1212 کشته شده یا در آب خفه گردید می‌باشد آیا سراینده این مثنوی همان حاج معصوم (م 1264) است. ریو در فهرست خود (709 الف) از جنات الوصال درویشی نعمة الهی یاد می‌کند که در میان 1135-1159 سروده شده و جز مثنوی ما است. چنین است این مثنوی ما: آغاز دفتر 1: هو العلی العظیم. بسمله. ای خدائی کاینهمه هستی ز تست ×× در دل هر ذره مستی ز تست / ای صفات و ذات پاکت لایزال×× پاک از آلایش مثل و مثال؛ انجام: گر خدا خواهد در این دفتر تو را ×× شرح او خود گوید آن سر خدا / لیک میجو از خدا فهم دیگر ×× کاین نیابی جز بعلم (بنور) دادگر. (تمت دفتر الاولى من كنز الاسرار 25 جمادی الثانی 1311) (ص 1-76) آغاز دفتر 2: هو العلی. دفتر ثانی از کنز الاسرار: ای شهنشاهی که شاهی مر توراست ×× ای که بر ذاتت شهنشاهی سزاست؛ انجام: که کند بر فرق سر مستان یار ×× از گلستان حقایق گل نثار / تا ز گل ریزی گلزار کمال ×× بو کشند از بزم جنات وصال (77-157) آغاز دفتر 3: اول دفتر سیم از کنز الاسرار. بسمله. ای خداوند کرم در رای کریم ×× کز کرم افراشتی عرش عظیم؛ انجام: چون هش از هر سو بیکسو جمع شد ×× نطق بیسو را کما هی سمع شد (مورخه هفدهم شعبان المعظم سنه 1311 دفتر سیم اتمام پذیرفت و رجوع به دفتر رابع شد بعون الله تعالی شأنه العزيز. هو العلی) (157-229) آغاز دفتر 4: بسمله. ای بیکتائی سزاوار آمده ×× و ز همه یکتا پدیدار آمده؛ انجام: خوش ره اندر جنت پنجم کنند ×× کسب نور از مهر چون انجم کنند / باده را چون ریخت در (بر) جام دگر ×× هم تو خور انجام انعام دگر. (مورخه بیست و ششم شهر رمضان من شهور سنه 1311) (229-312) آغاز دفتر 5: اول دفتر پنجم از کنز الاسرار. بسمله. ای خداوندی که از محض کرم ×× دمبدم موجود گردانی عدم؛ انجام: راهی اندر جنت سادس کنی ×× عقل را در دین و دل حارس کنی /گوش هش بگشا چو خور شد نور پاش ×× تا نماید هر نهان را بر تو فاش. (مورخه بیست و هشتم شهر ذیحجة الحرام سنه 1311) (312-395) آغاز دفتر 6: بسمله. ای خداوندیکه از جودت پدید ×× میکنی در هر نفس خلقی جدید؛ انجام: در ظهور الحق شم فتحش تمام ×× کشت از فیاضی رب الانام / پس تو هم ای مستعد تاب فیض ×× تاب جوشد باز هر جا باب فیض. (395-492) (ظهور الحق برابر است با 1250) آغاز با آله (594-722) آغاز دفتر 9: ابتداء دفتر نهم از کنز الاسرار و جنات وصال. بسمله. و به نستعین: ای خداوندی که از ایجاد تو ×× شد خراب آباد لا آباد تو / خود دل هر ذره آمد طور تو ×× گفت در هر طور انا الله نور تو (این بند که 27 بیت است هم در پایان ش 360 و آغاز ش 370 هر دو دیده می‌شود.)؛ انجام: هم تو رایه زین نهم دفتر نما ×× در دهم دفتر ببین جانرا نما /تا بری جان نوی زان دمبدم ×× از تجلی کنز اسرار قدم آغاز دفتر 10: بسمله. و به نستعین. ای خدا ای بی نهایت جود تو ×× کشته هر نابود بود از بود تو؛ انجام: فتح چون فتح هم گشت از خدا ×× شد بجلد یازده نور هدا / تا در آن گردد تجلی ساز باز ×× کنز اسراد از کرم بر اهل راز. (مورخه بیست و سوم 23 شهر ذی الحجة الحرام 1312) (830-945). آغاز دفتر 11: ابتداء دفتر یازده 11-بسمله و به نستعین. ای خدائی کز تو شد موجود و مست ×× سر بسر ذات این بالا و پست؛ انجام: بس در این فتحت گهر پاشی دگر ×× و ان سخن در دفتر اثنا عشر / تا بانجام آید از رب الانام ×× کنز اسرار اندر آن فتحت تمام. (مورخه چهار4شنبه پانزدهم 15 شهر صفر المظفر سنه 1313) (945-1055) آغاز دفتر 12: بیان دفتر دوازدهم 12-بسمله و به نستعین. ای خدائی کز تو شد هست این همه ×× وز می‌ایجاد تو مت آن همه؛ انجام: چون رسید این جسم فانی بر کمال ×× روح باقی وانمود آنگه جمال / کرد پی بن جلوه هایش چون دروغ ×× جلوه پیرا راستی را شد فروغ. (تم الکلام بعون الملک العلام یوم دوشنبه بعد از ظهر بیست و چهارم شهر ربیع الثانی من شهور سنه 1313 هجری. ای فتح و نصرت تو هوا خواهم از عدم ×× توفیق بندگی بدهم بناز از کرم / شاکر ز شکر نعمت تو عاجز است و لال ×× کام و زبان ناطقه را تو ولی نعم.) (1055-1187)

نسخه‌های خطی این اثر

2 نسخه
ردیف کتابخانه و مرکز نگهداری شماره نسخه کاتب تاریخ کتابت نوع خط برگ مشاهده
1
دانشگاه
تهران
369 بی‌کاتب 1311ق نستعلیق 8 شناسنامه ←
2
دانشگاه
تهران
370 بی‌کاتب 1312ق نستعلیق 1187 شناسنامه ←