شناسنامه کتابشناختی اثر
الجمع بین رأیی الحکیمین
al-jam‘ bayn-a ra’yay-al ḥakīmayn
50
نسخه ثبتشده
از قرن 9 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/19397
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #19397
پدیدآور / مؤلف:
فارابی، محمد بن محمد
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 10، ص 290
تا 293
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
فلسفه
عناوین دیگر و همتراز:
الجمع بین رأیی افلاطون و ارسطو
(al-jam‘ bayn-a ra’yay-i aflāṭūn wa arasṭū)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
فارابی رأی افلاطون و ارسطو را در اثبات مبدع اول و در امر نفس و عقل و مجازات خیر و شر و غیره به یک جای جمع کرده تا اتفاق عقاید هر دو حکیم دانسته شود و تنازع و اختلاف زائل گردد: «اردت فی مقالتی هذه ان اشرع فی الجمع بین رأییها و الابانة عما یدل علیه فحوی قولیهما لیظهر الاتفاق بین ما کانا یعتقدانه.». در این کتاب تأثیر نوافلاطونیان را در اندیشه فارابی میتوان دید. زیرا او نیز همانند ایشان تلاش میکند که میان آن دو حکیم یونانی در موارد حدوث و قدم عالم و اثبات آفریدگار و این که او علت همه چیز است و نیز در مسائل عقل، نفس، کیفر و پاداش و بسیاری از امور اخلاق و سیاست و منطق که غالباً مورد اختلاف متفکران آن زمان بوده، وفق دهد. منظور و هدف فارابی از تألیف این رساله بر طبق آنچه خود در مقدمه آن نگاشته، اثبات توافق میان آراء افلاطون و آراء ارسطو، در مسائلی مانند: حدوث و قدم عالم، اثبات مبدء اول، صدور اسباب از حق، نفس، عقل، ثواب و عقاب و برخی دیگر از موضوعات اجتماعی، اخلاقی و منطقی است. وی 17 موضوع را که مردم تصور میکنند ارسطو افلاطون درباره آن اختلاف عقیده دارند و یا خود ارسطو درباره آن دو سخن متناقض دارد و نیز منشأ تصور اختلاف را یاد کرده و در ارجاع سخنان متناقض ایشان به یک حقیقت، کوشیده است. آقای بدیع الزمان فروزانفر در مقاله محققانهای که درباره فارابی و مؤلفاتش نوشته و مرحوم دهخدا تمام آن را در لغتنامه آورده است میگوید: فارابی یازده مسئله فلسفی که به عقیده افلاطون مختلف تعبیر شده ... طرح میکند ... و به خیال خود آنها را بر یکدیگر تطبیق میکند. و بعضی آراء را با هم وفق داده و بعضی را نتوانسته است وفق دهد مانند مسئله ابصار که در نتیجه، اشکال را بر طرفین وارد میداند ... البته چنانچه ملاحظه میگردد در این رساله 17 مسئله طرح شده که 7 مسئله آن فلسفی و بقیه منطقی، اخلاقی و اجتماعی یا به قول خود فارابی مدنی است. از آخرین مسئلهای که فارابی در این رساله طرح کرده (مسئله ثواب و عقاب) برمیآید که در تألیف این رساله منظور دیگری نیز داشته و علاوه بر اثبات توافق افلاطون و ارسطو میخواسته است بعضی مسائل فلسفی را که با ظواهر شرع مخالف مینموده است بر اصول دینی و شرعی تطبیق کند و به عبارت دیگر برخی مسائل را که این دو فیلسوف متهم به داشتن عقیدهای بر خلاف اصول و مبانی شرع درباره آنند به نحوی تأویل کند که رفع تهمت از آن شود. درباره این که چه عاملی او را وادار کرد تا به گفته خود «شبهت اختلاف افلاطون و ارسطو را رفع و مردم را متوجه توافق عقیده آنان کند» وی خود چنین میگوید: «چون دیدم اکثر مردم این عصر در حدوث و قدم عالم بحث میکنند، ناچار شدم رسالهای تألیف کنم تا سخن آنان را در ضمن آن رساله روشن و نزاع را از میان مرتفع سازم زیرا این مقصود مهم و این منظور نافع است. چه در تعریف فلسفه میگوئیم: «فلسفه شناختن حقایق موجودات است همچنانکه هستند» و این دو حکیم خود اصول و مبانی فلسفه را تقریر کرده اند و آنچه ایشان میگویند اصل و قانون فلسفه و مرجع و منبع این فن است و این سخن را اگر کافه ارباب عقل تصدیق نکنند، بیشتر صاحبان فهم درست و عقل صافی بدان گواهی میدهند و چون سخن راست (خبر صادق) آن است که با محکی عنه (واقعیت) مطابق باشد پس اگر اختلافی میان سخن این دو حکیم باشد ناچار، یا تعریف فلسفه نادرست است و یا بر خلاف مفروض، این دو تن حکیم نیستند. ولیکن تعریف فلسفه درست است و همچنین شهرت عظیم فضیلت ارسطو و افلاطون و ارجمندی مقام ایشان در فن فلسفه بیاصل نیست، زیرا هیچ حجتی قویتر از توافق عقلای بیشمار مخصوصاً پس از تأمل و مطالعه، بر یک رای نیست، به خصوص که این اتفاق سخن در این مورد به جایی رسیده که فلسفهدانی این دو حکیم ضرب المثل شده است و سخن ایشان در مسائل فلسفی معتمد و دلیل شمرده میشود. بنابراین مقدمه ناچار باید قبول کنیم که مردم به خطا تصور میکنند که این دو فیلسوف با یکدیگر در برخی از مسائل اختلاف اساسی دارند. فارابی پس از بیان مطالب فوق به شرح علل و موجبات اساسی پیدایش عقاید نادرست و شیوع مطالب مخالف واقع در میان مردم پرداخته و با دقت و موشکافی در عین حال سادگی مخصوص به خویش تحلیل کرده و به نکات روانی و اجتماعی جالبی اشاره کرده است.
آغاز اثر
« الحمد لواهب العقل و مبدعه و مصور الكل و مخترعه كفاء إحسانه القديم و إفضاله و الصلاة على سيد أنبيائه محمد و آله ... إنى لما رأيت أكثر أهل زماننا خاضوا و تنازعوا »
انجام اثر
« ذلك عن مبالغة الظنون الفاسدة و الأوهام المدخولة و اكتساب الوزر بما ينسب إلى هؤلاء الأفاضل مما هم منه براء بمعزل وعند هذا الكلام يختم القول رمنا بيانه من الجمع بين رأیی الحکمین أفلاطون و أرسطو »
سوابق و چاپهای اثر
این کتابچه در 1325ق با «مقالات فارابی» چاپ شده است. در سال 1315ق، در هامش شرح حكمة الاشراق، در تهران چاپ شده؛ در سال 1315 ق مستقلاً نیز در تهران به چاپ رسیده است؛ عبدالحسین مشکوة الدینی آن را به فارسی ترجمه کرده و با مقدمه و شرح و حواشی در سال 1353 ش چاپ شده؛ ایران، بی ناشر، 1315 قمری، با تصحیح و مقابله ابراهیم بن احمد لاریجانی، سنگی، جیبی، 79 ص (صص 1-79)
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
تعليقة على الجمع بين الرأيين؛ میرداماد، محمد باقر بن محمد (- 1041)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الذریعة 135/5
ریحانة الأدب 264/4و 261/4
معجم المطبوعات 1425/2
متن فنخا
● الجمع بین رأیی الحکیمین = الجمع بین رأیی افلاطون و ارسطو / فلسفه / عربی
al-jam‘ bayn-a ra’yay-al ḥakīmayn = al-jam‘ bayn-a ra’yay-i aflāṭūn wa arasṭū
فارابی، محمد بن محمد، 260؟ - 339 قمری
fārābī, mohammad ebn-e mohammad (875 - 951)
فارابی رأی افلاطون و ارسطو را در اثبات مبدع اول و در امر نفس و عقل و مجازات خیر و شر و غیره به یک جای جمع کرده تا اتفاق عقاید هر دو حکیم دانسته شود و تنازع و اختلاف زائل گردد: «اردت فی مقالتی هذه ان اشرع فی الجمع بین رأییها و الابانة عما یدل علیه فحوی قولیهما لیظهر الاتفاق بین ما کانا یعتقدانه.». در این کتاب تأثیر نوافلاطونیان را در اندیشه فارابی میتوان دید. زیرا او نیز همانند ایشان تلاش میکند که میان آن دو حکیم یونانی در موارد حدوث و قدم عالم و اثبات آفریدگار و این که او علت همه چیز است و نیز در مسائل عقل، نفس، کیفر و پاداش و بسیاری از امور اخلاق و سیاست و منطق که غالباً مورد اختلاف متفکران آن زمان بوده، وفق دهد. منظور و هدف فارابی از تألیف این رساله بر طبق آنچه خود در مقدمه آن نگاشته، اثبات توافق میان آراء افلاطون و آراء ارسطو، در مسائلی مانند: حدوث و قدم عالم، اثبات مبدء اول، صدور اسباب از حق، نفس، عقل، ثواب و عقاب و برخی دیگر از موضوعات اجتماعی، اخلاقی و منطقی است. وی 17 موضوع را که مردم تصور میکنند ارسطو افلاطون درباره آن اختلاف عقیده دارند و یا خود ارسطو درباره آن دو سخن متناقض دارد و نیز منشأ تصور اختلاف را یاد کرده و در ارجاع سخنان متناقض ایشان به یک حقیقت، کوشیده است. آقای بدیع الزمان فروزانفر در مقاله محققانهای که درباره فارابی و مؤلفاتش نوشته و مرحوم دهخدا تمام آن را در لغتنامه آورده است میگوید: فارابی یازده مسئله فلسفی که به عقیده افلاطون مختلف تعبیر شده ... طرح میکند ... و به خیال خود آنها را بر یکدیگر تطبیق میکند. و بعضی آراء را با هم وفق داده و بعضی را نتوانسته است وفق دهد مانند مسئله ابصار که در نتیجه، اشکال را بر طرفین وارد میداند ... البته چنانچه ملاحظه میگردد در این رساله 17 مسئله طرح شده که 7 مسئله آن فلسفی و بقیه منطقی، اخلاقی و اجتماعی یا به قول خود فارابی مدنی است. از آخرین مسئلهای که فارابی در این رساله طرح کرده (مسئله ثواب و عقاب) برمیآید که در تألیف این رساله منظور دیگری نیز داشته و علاوه بر اثبات توافق افلاطون و ارسطو میخواسته است بعضی مسائل فلسفی را که با ظواهر شرع مخالف مینموده است بر اصول دینی و شرعی تطبیق کند و به عبارت دیگر برخی مسائل را که این دو فیلسوف متهم به داشتن عقیدهای بر خلاف اصول و مبانی شرع درباره آنند به نحوی تأویل کند که رفع تهمت از آن شود. درباره این که چه عاملی او را وادار کرد تا به گفته خود «شبهت اختلاف افلاطون و ارسطو را رفع و مردم را متوجه توافق عقیده آنان کند» وی خود چنین میگوید: «چون دیدم اکثر مردم این عصر در حدوث و قدم عالم بحث میکنند، ناچار شدم رسالهای تألیف کنم تا سخن آنان را در ضمن آن رساله روشن و نزاع را از میان مرتفع سازم زیرا این مقصود مهم و این منظور نافع است. چه در تعریف فلسفه میگوئیم: «فلسفه شناختن حقایق موجودات است همچنانکه هستند» و این دو حکیم خود اصول و مبانی فلسفه را تقریر کرده اند و آنچه ایشان میگویند اصل و قانون فلسفه و مرجع و منبع این فن است و این سخن را اگر کافه ارباب عقل تصدیق نکنند، بیشتر صاحبان فهم درست و عقل صافی بدان گواهی میدهند و چون سخن راست (خبر صادق) آن است که با محکی عنه (واقعیت) مطابق باشد پس اگر اختلافی میان سخن این دو حکیم باشد ناچار، یا تعریف فلسفه نادرست است و یا بر خلاف مفروض، این دو تن حکیم نیستند. ولیکن تعریف فلسفه درست است و همچنین شهرت عظیم فضیلت ارسطو و افلاطون و ارجمندی مقام ایشان در فن فلسفه بیاصل نیست، زیرا هیچ حجتی قویتر از توافق عقلای بیشمار مخصوصاً پس از تأمل و مطالعه، بر یک رای نیست، به خصوص که این اتفاق سخن در این مورد به جایی رسیده که فلسفهدانی این دو حکیم ضرب المثل شده است و سخن ایشان در مسائل فلسفی معتمد و دلیل شمرده میشود. بنابراین مقدمه ناچار باید قبول کنیم که مردم به خطا تصور میکنند که این دو فیلسوف با یکدیگر در برخی از مسائل اختلاف اساسی دارند. فارابی پس از بیان مطالب فوق به شرح علل و موجبات اساسی پیدایش عقاید نادرست و شیوع مطالب مخالف واقع در میان مردم پرداخته و با دقت و موشکافی در عین حال سادگی مخصوص به خویش تحلیل کرده و به نکات روانی و اجتماعی جالبی اشاره کرده است.
آغاز: الحمد لواهب العقل و مبدعه و مصور الكل و مخترعه كفاء إحسانه القديم و إفضاله و الصلاة على سيد أنبيائه محمد و آله ... إنى لما رأيت أكثر أهل زماننا خاضوا و تنازعوا
انجام: ذلك عن مبالغة الظنون الفاسدة و الأوهام المدخولة و اكتساب الوزر بما ينسب إلى هؤلاء الأفاضل مما هم منه براء بمعزل وعند هذا الكلام يختم القول رمنا بيانه من الجمع بين رأیی الحکمین أفلاطون و أرسطو
چاپ: این کتابچه در 1325ق با «مقالات فارابی» چاپ شده است. در سال 1315ق، در هامش شرح حكمة الاشراق، در تهران چاپ شده؛ در سال 1315 ق مستقلاً نیز در تهران به چاپ رسیده است؛ عبدالحسین مشکوة الدینی آن را به فارسی ترجمه کرده و با مقدمه و شرح و حواشی در سال 1353 ش چاپ شده؛ ایران، بی ناشر، 1315 قمری، با تصحیح و مقابله ابراهیم بن احمد لاریجانی، سنگی، جیبی، 79 ص (صص 1-79)
[الذریعة 135/5؛ ریحانة الأدب 264/4و 261/4؛ معجم المطبوعات 1425/2]
شرح و حواشی:
1- تعليقة على الجمع بين الرأيين؛ میرداماد، محمد باقر بن محمد (- 1041)
نسخههای خطی این اثر
50 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مجلس
تهران
|
630/13 | بیکاتب | قرن 8 | - | - | شناسنامه ← |
| 2 |
مجلس
تهران
|
644/3 | بیکاتب | 886ق | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 3 |
دانشگاه
تهران
|
2314/3-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 4 |
ملک
تهران
|
1667 | بیکاتب | قرن 10 | نستعلیق، شکسته | 17 | شناسنامه ← |
| 5 |
سپهسالار
تهران
|
1215/8 | بیکاتب | قرن 10 | - | - | شناسنامه ← |
| 6 |
بیانی، مهدی (دکتر)
تهران
|
237/41 | بیکاتب | قرن 11 | - | - | شناسنامه ← |
| 7 |
ملک
تهران
|
4694/36 | عبدالقادر اردوبادی | قرن 11 | نستعلیق | 14 | شناسنامه ← |
| 8 |
مجلس
تهران
|
1837/3 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 36 | شناسنامه ← |
| 9 |
مجلس
تهران
|
5138/16 | بیکاتب | قرن 11 | نستعلیق | 4 | شناسنامه ← |
| 10 |
دانشگاه
تهران
|
2401/59 | رضا بن موسی کشمیری | قرن 11 | نستعلیق | 8 | شناسنامه ← |
| 11 |
مرعشی
قم
|
12589/25 | بیکاتب | قرن 11 | شکسته نستعلیق | 6 | شناسنامه ← |
| 12 |
الهیات
تهران
|
242/36 | بیکاتب | قرن 11 | شکسته نستعلیق | 7 | شناسنامه ← |
| 13 |
دانشگاه
اصفهان
|
346/6 | محمد مؤمن جنابذی | 15 صفر 1015ق | نستعلیق | 22 | شناسنامه ← |
| 14 |
ملی
تهران
|
2971/4 | بیکاتب | 1023ق | - | 24 | شناسنامه ← |
| 15 |
دانشگاه
اصفهان
|
280/10 | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 16 |
سپهسالار
تهران
|
2919/15 | بیکاتب | 12 ذیقعده 1035ق | - | 7 | شناسنامه ← |
| 17 |
دانشگاه
تهران
|
2508/8-ف | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 18 |
دانشگاه
تهران
|
1030/19-ف | بیکاتب | 1042ق | - | - | شناسنامه ← |
| 19 |
مرعشی
قم
|
11855/2 | بیکاتب | 1049ق | نستعلیق | 20 | شناسنامه ← |
| 20 |
مجلس
تهران
|
1307/5ط | رضی الدین | 1051ق | نستعلیق، نسخ | 24 | شناسنامه ← |
| 21 |
دانشگاه
تهران
|
7208/10 و 223/10-ف و 2830/10-ف | محمد مؤمن یزدی | 1053ق | نستعلیق | 21 | شناسنامه ← |
| 22 |
دانشگاه
اصفهان
|
680/4 | بیکاتب | 1064ق | نستعلیق | 10 | شناسنامه ← |
| 23 |
رضوی
مشهد
|
126 | بیکاتب | بیتاریخ | نستعلیق | 23 | شناسنامه ← |
| 24 |
مجلس
تهران
|
4954/14 | میر جعفر بن عبدالله حسینی | 1069ق | نسخ | 21 | شناسنامه ← |
| 25 |
مرعشی
قم
|
286/79 | شاه مراد بن نقدعلی فراهانی ورامینی | 1072ق | نستعلیق | 9 | شناسنامه ← |
| 26 |
مهدوی
تهران
|
259/9 | بیکاتب | 1073ق | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 27 |
دانشگاه
تهران
|
253/4 | حیدر بن علی کرکی | 1075ق | تعلیق | - | شناسنامه ← |
| 28 |
رضوی
مشهد
|
ض 15088 | محمد مومن | 1078ق | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 29 |
مرکز احیاء
قم
|
1861/5 | رفیع الدین محمد بن غیاث الدین محمد | چهارشنبه 21 ذیحجه 1082ق | نستعلیق | 10 | شناسنامه ← |
| 30 |
هاشمی، نورالدین (خاندان)
شیراز
|
17/4 | بیکاتب | 21 ذیحجه 1082ق | - | - | شناسنامه ← |