شناسنامه کتابشناختی اثر
جاودان نامه
jāvedān-nāme
3
نسخه ثبتشده
قرن 11 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/18774
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #18774
پدیدآور / مؤلف:
علی الاعلى
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 10، ص 22
تا 24
زبان و قالب:
فارسی
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
«جاوداننامه»، یا به اصطلاح کردان «جوداننامه» اسم نوعی است برای کتابهای مقدس فرقهای از صوفیان که در ایران به نام حروفیه و نقطویه شهرت داشتهاند. پس از فشار و کشتارهای متوالی مانند واقعه سوء قصد نسبت به شاهرخ به سال 830 که در حبیب السیر (جلد 3، جزء 3، ص 200) یاد شده و واقعه قتل عام ملاحده قزوین به دست شاه عباس به سال 1002 و کشتن بزرگان ایشان خسرو نقطوی و ملاسلیمان طبیب ساوجی، میر سید احمد کاشی و به دست آمدن نامههایی که میان آنها و ابوالفضل دکن هندی موجد مذهب اکبری هندی داد و ستد شده به تفصیلی که در «عالم آرای عباسی» یاد شده این طایفه در ایران پنهان و نابود شدند و در کشور عثمانی با فرقه بکتاشیه آمیخته شده و بدان نام شهرت یافتند. تاریخ اعتقاد به خاصیت داشتن حروف در اسلام بسیار کهنه است.
ابن ندیم (-377ق) (ص 429) معزمین یعنی دعانویسان را دو گروه دانسته، یکی را به نام طریقه محموده و روش پسندیده نام نهاده، دوم روش مذموم و ناپسندیده. وی میگوید: نخستین کسی که در اسلام به این علم پرداخت ابونصر احمد بن هلال بکیل است و بعد از وی هلال بن وصیف صاحب «الروح المتلاشية» و «المفاخر فی الاعمال» و «تفسیر ما قالته الشیاطین لسلیمان» و بعد از وی ابن الامام بود که همزمان المعتز خلیفه عباسی (251-255ق) بود.
ابن خلدون (732-784ق) در بند 22 از فصل ششم از کتاب اول مقدمهای که بر تاریخ نگاشته زیر عنوان «علم السحر و الطلسمات» مطالبی آورده که برای شناسایی مذهب حروفیه نیز مفید است. وی سپس در بند 23 همان فصل زیر عنوان «علم اسرار الحروف» بهتفصیل این مذهب را معرفی کرده است. وی میگوید: این علم سیمیا نام دارد و از وقتی که غلاة متصوفه در اسلام یافت شدند و به خیال راه یافتن به ماورای حواس افتادند و قائل به درجات نزولی و صعودی وجود شدند و ارواح افلاک را مظاهر اسمائی خدا دانستند، این علم یافت شد، زیرا که اسماء مرکب از حروف است، پس حروف در حقیقت تشکیلدهنده همه عوالم و روح عالم هستند و بنابراین میتوان بهوسیله حروف و اسماء حسنی در عالم طبیعت تأثیر نمود. سپس درباره چگونگی تأثیر حروف و سبب آن اختلاف کرده، دستهای گویند علت این تأثیر همانا مزاج حروف است. برای حروف مانند عناصر اربعه چهار قسم مزاج قائلند، هفت حرف آتشین مزاج که عبارت است از «ا، هـ، ط، م، ف، س، ذ» و هفت حرف هوائی «ب، و، ی، ن، ض، ت، ظ» و هفت حرف خاکی «د، ح، ل، ع، ر، خ، ش» و هفت حرف آبی مزاج «ج، ث، ز، ص، غ، ق، ک». بهوسیله حروف آتشین بیماریهای سرد دفع و حرارت را تقویت کنند، مانند تأثیرات مریخ، بهوسیله حرفهای آبی اعمال ضد آن انجام دهند. دستهای دیگر علت تأثیر حروف را در عددی که در آن حرف پنهان است میدانند. اینان میگویند هر حرفی نماینده عددیست (ا ب ج د = 1-2-3-4). موضوع علم کیمیا نزد ایشان تأثیر جسم در جسم است و موضوع علم سیمیا تاثیر روح در جسم میباشد. تناسب میان حرف و عدد در نزد اینها و تناسب میان حرفها و مزاجهای چهارگانه نزد دسته اول، امری علمی و منطقی نیست، بلکه یک مسئله کشفی و ذوقی میباشد.
همچنین ابن خلدون میگوید: فرق اهل طلسم و اهل اسماء آن است که اهل طلسم و سحر به برخی ریاضتهای جسمانی احتیاج دارند، اما اهل اسماء ریاضتشان ریاضت اکبر است و تصرفات ایشان کرامت خدایی میباشد و تحت قانون در نیاید لیکن گاهی اینان نیز قانونهایی برای ارتباط میان کلمات و ستارگان وضع کرده همان تقسیمات کاهنان و نجومیان را در حروف و کلمات آرند و برخی به این نیز اکتفا نکرده مانند مسلمه مجریطی و احمد بونی آیات قرآن را نیز دستهبندی کرده و هر دسته را با یکی از ستارگان و هر ستاره را با قطعهای از عالم طبیعت مربوط دانند. همچنین در اینجا ابن خلدون استخراج جواب از حروف سؤال را یکی از انواع علم سیمیا (علم الحروف) شمرده و به ذکر مباحث این علوم پرداخته است. باید اضافه کرد که ابن خلدون در 732-784ق میزیسته و گفتار او راجع به حروفیان قرن هشتم و هفتم میباشد و پس از وی تا قرن نهم که کتاب موضوع بحث ما در آن نگاشته شده است اندکی تغییر رخ داده یعنی از جنبه علمی - به قول ابن خلدون: طلسمی و سحری - این افکار کاسته شده و بر جنبه دعائی آن - بقول ابن خلدون: اسمائی و ریاضت کبری - افزوده شده است.
تاریخ طایفه حروفیان و عقاید ایشان اگر چه بهطور تفصیل در یکجا جمع نشده لیکن در کتب مختلف تاریخ زیاد به آن برخورد میشود. مستر براون در جلد سوم تاریخ ادبیات خود ترجمه آقای حکمت بحثی درباره این طائفه دارد و از کتاب «کشف الاسرار» نگارش اسحاق افندی - که ردی است بر بکتاشیه و حروفیه و به سال 1291 چاپ شده - نقل میکند: حروفیان شش کتاب به نام «جاوداننامه» دارند برخی از آنها نگارش ملا فضل الله استرابادی رئیس حروفیان در قرن هشتم است و این مرد همان است که در کشف الظنون دو کتاب به نام «جاودان کبیر و صغیر» بدو نسبت داده و در حقیقت مجدد و مروج این مذهب است و متأخران خود را به مذهب او منتسب کردهاند. وی معاصر امیر تیمور گورکان بوده و به دست میرانشاه پسر امیر تیمور و به فتوای علما به سال 796 کشته شد. ششمین جاوداننامه، که به گفته اسحاق افندی نام برده بدترین آنها است، «عشق نامه» نام دارد و نگارش عزالدین عبدالمجید به فرشته معروف به فرشتهزاده میباشد. شرح حال فضل الله استرآبادی مؤسس این فرقه در ریاض العارفین به نام نعیمی مشهدی آمده است. مستر براون همانجا میگوید: تواریخ برخی از رجال این فرقه بهطور فهرست در یک صفحه در بریتیش موزیوم موجود میباشد و رونوشت آن از این قرار است:
تولد فضل الله استرآبادی (1337 م=740ق)
ظهور و دعوت او (1386 م =788ق)
شهادت او (1393م=796ق)
وفات خلیفه او علی الاعلی (1419=822ق)
وفات قاتل فضل الله میرانشاه بن امیر تیمور (1400 م-803ق)
از سخنان این طایفه چنان فهمیده میشود که تاریخ خود را از فضل الله مذکور بالاتر نمیبرند و خود را از حروفیان قدیم ممتاز میدانند. همچنین میان حروفیان کشور عثمانی و حروفیان ایران اندک اندک اختلاف عقیدت پیدا شد. نسیمی شاگرد فضل الله استرآبادی که بهقول رضا قلی هدایت در ریاض العارفین در شیراز میزیست و کاشفی نگارنده اسرار قاسمی در هرات نیمه شیعه بودهاند و فرزند کاشفی صفی الدین صاحب «حرز الامان»، چون در دوره صفوی میزیسته شیعه دو آتشه بوده در حالیکه شیعیگری حروفیان کشور عثمانی ضعیفتر است.
براون میگوید: نام بیشتر کتب ایشان با لفظ «نامه» ختم میگردد مانند «محبتنامه» فضل الله، «استوانامه» میر غیاث الدین، «عرشنامه»، «عشقنامه»، «آدمنامه»، «آخرتنامه» و جز آن.
موضوع گفتگوی ما یکی از این جاویداننامهها میباشد و نگارنده آن در برگ 24پ از آیتی که در ماه رمضان 817 بر دل او وارد شده یاد میکند و نیز در برگ 117پ از تفکرات خود در سال 815 یاد میکند. بنابراین نگارنده این کتاب تا سال 817 زنده بوده و چون فضل اله استرآبادی بسال 796 کشته شده و جانشین وی (علی الاعلی) به ترکیه فرار کرده و در آنجا به سال 822 مرده بنابراین احتمال میرود نگارنده این کتاب همین علی الاعلی باشد و نیز نگارنده در برگ 288پ از دوری استاد سعید شهید شکایت میکند و در برگ 292پ از برادر سعید شهید خود و فرزند خود به نام نورالله یاد میکند و از نظر مذهبی نگارنده در برگ 4پ علی را نقطه تحت الباء و در برگ 42 اما المتقین خوانده و در برگ 18 بقیه را روا دانسته و در برگ 118پ از المهدی من اولاد فاطمه نام برد، و در برگ 32 از نماز اشراقی گفتگو میکند.
این تفسیر عرفانی به زبان فارسی ساده و عامیانه نوشته شده، هیچگونه ترتیبی برای آیهها و موضوعها در آن مراعات نگردیده بلکه قطعههایی است جدا جدا هر یک در چند صفحه در موضوعهای گوناگون در شبهای مختلف در جلسات دوستان و مریدها گفته شده است. هر قطعه در نسخه این کتابخانه بجمله «و الحمد لله رب العالمین» ختم میگردد [لیکن در «جاودان نامه» دیگر که در کتابخانه آقای دهخدا موجود است به جمله «والسلام» ختم میگردد] و در آخر برخی قطعهها تاریخ القاء آن را در هفته و ماه تعیین نموده است. نویسنده به جای کلماتی چون «حضرت» و «فیاض» و «جل شانه» و «الهی» حرفهایی استعمال میکند مانند «ح» و «ف» و «ج» و «ی». در چند مورد فلاسفه را «حکیمان بی دانش» خوانده. جمله «ذلک فضل الله یوتیه من یشاء» را بسیار استعمال میکند، و در حاشیه صفحه اول نسخه این کتابخانه حرف «ف» را علامت «فضل الله» دانستهاند و این اشاره به نام فضل الله استرآبادی موسس فرقه میباشد. (علینقی منزوی در توصیف نسخه ش 363 دانشگاه)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
نسخههای منزوی 38/1
فهرستواره منزوی 263/7
متن فنخا
● جاودان نامه / تفسیر، عرفان و تصوف / فارسی
jāvedān-nāme
علی الاعلى، - 822 قمری
‘alī-yol-a‘lā (- 1420)
«جاوداننامه»، یا به اصطلاح کردان «جوداننامه» اسم نوعی است برای کتابهای مقدس فرقهای از صوفیان که در ایران به نام حروفیه و نقطویه شهرت داشتهاند. پس از فشار و کشتارهای متوالی مانند واقعه سوء قصد نسبت به شاهرخ به سال 830 که در حبیب السیر (جلد 3، جزء 3، ص 200) یاد شده و واقعه قتل عام ملاحده قزوین به دست شاه عباس به سال 1002 و کشتن بزرگان ایشان خسرو نقطوی و ملاسلیمان طبیب ساوجی، میر سید احمد کاشی و به دست آمدن نامههایی که میان آنها و ابوالفضل دکن هندی موجد مذهب اکبری هندی داد و ستد شده به تفصیلی که در «عالم آرای عباسی» یاد شده این طایفه در ایران پنهان و نابود شدند و در کشور عثمانی با فرقه بکتاشیه آمیخته شده و بدان نام شهرت یافتند. تاریخ اعتقاد به خاصیت داشتن حروف در اسلام بسیار کهنه است.
ابن ندیم (-377ق) (ص 429) معزمین یعنی دعانویسان را دو گروه دانسته، یکی را به نام طریقه محموده و روش پسندیده نام نهاده، دوم روش مذموم و ناپسندیده. وی میگوید: نخستین کسی که در اسلام به این علم پرداخت ابونصر احمد بن هلال بکیل است و بعد از وی هلال بن وصیف صاحب «الروح المتلاشية» و «المفاخر فی الاعمال» و «تفسیر ما قالته الشیاطین لسلیمان» و بعد از وی ابن الامام بود که همزمان المعتز خلیفه عباسی (251-255ق) بود.
ابن خلدون (732-784ق) در بند 22 از فصل ششم از کتاب اول مقدمهای که بر تاریخ نگاشته زیر عنوان «علم السحر و الطلسمات» مطالبی آورده که برای شناسایی مذهب حروفیه نیز مفید است. وی سپس در بند 23 همان فصل زیر عنوان «علم اسرار الحروف» بهتفصیل این مذهب را معرفی کرده است. وی میگوید: این علم سیمیا نام دارد و از وقتی که غلاة متصوفه در اسلام یافت شدند و به خیال راه یافتن به ماورای حواس افتادند و قائل به درجات نزولی و صعودی وجود شدند و ارواح افلاک را مظاهر اسمائی خدا دانستند، این علم یافت شد، زیرا که اسماء مرکب از حروف است، پس حروف در حقیقت تشکیلدهنده همه عوالم و روح عالم هستند و بنابراین میتوان بهوسیله حروف و اسماء حسنی در عالم طبیعت تأثیر نمود. سپس درباره چگونگی تأثیر حروف و سبب آن اختلاف کرده، دستهای گویند علت این تأثیر همانا مزاج حروف است. برای حروف مانند عناصر اربعه چهار قسم مزاج قائلند، هفت حرف آتشین مزاج که عبارت است از «ا، هـ، ط، م، ف، س، ذ» و هفت حرف هوائی «ب، و، ی، ن، ض، ت، ظ» و هفت حرف خاکی «د، ح، ل، ع، ر، خ، ش» و هفت حرف آبی مزاج «ج، ث، ز، ص، غ، ق، ک». بهوسیله حروف آتشین بیماریهای سرد دفع و حرارت را تقویت کنند، مانند تأثیرات مریخ، بهوسیله حرفهای آبی اعمال ضد آن انجام دهند. دستهای دیگر علت تأثیر حروف را در عددی که در آن حرف پنهان است میدانند. اینان میگویند هر حرفی نماینده عددیست (ا ب ج د = 1-2-3-4). موضوع علم کیمیا نزد ایشان تأثیر جسم در جسم است و موضوع علم سیمیا تاثیر روح در جسم میباشد. تناسب میان حرف و عدد در نزد اینها و تناسب میان حرفها و مزاجهای چهارگانه نزد دسته اول، امری علمی و منطقی نیست، بلکه یک مسئله کشفی و ذوقی میباشد.
همچنین ابن خلدون میگوید: فرق اهل طلسم و اهل اسماء آن است که اهل طلسم و سحر به برخی ریاضتهای جسمانی احتیاج دارند، اما اهل اسماء ریاضتشان ریاضت اکبر است و تصرفات ایشان کرامت خدایی میباشد و تحت قانون در نیاید لیکن گاهی اینان نیز قانونهایی برای ارتباط میان کلمات و ستارگان وضع کرده همان تقسیمات کاهنان و نجومیان را در حروف و کلمات آرند و برخی به این نیز اکتفا نکرده مانند مسلمه مجریطی و احمد بونی آیات قرآن را نیز دستهبندی کرده و هر دسته را با یکی از ستارگان و هر ستاره را با قطعهای از عالم طبیعت مربوط دانند. همچنین در اینجا ابن خلدون استخراج جواب از حروف سؤال را یکی از انواع علم سیمیا (علم الحروف) شمرده و به ذکر مباحث این علوم پرداخته است. باید اضافه کرد که ابن خلدون در 732-784ق میزیسته و گفتار او راجع به حروفیان قرن هشتم و هفتم میباشد و پس از وی تا قرن نهم که کتاب موضوع بحث ما در آن نگاشته شده است اندکی تغییر رخ داده یعنی از جنبه علمی - به قول ابن خلدون: طلسمی و سحری - این افکار کاسته شده و بر جنبه دعائی آن - بقول ابن خلدون: اسمائی و ریاضت کبری - افزوده شده است.
تاریخ طایفه حروفیان و عقاید ایشان اگر چه بهطور تفصیل در یکجا جمع نشده لیکن در کتب مختلف تاریخ زیاد به آن برخورد میشود. مستر براون در جلد سوم تاریخ ادبیات خود ترجمه آقای حکمت بحثی درباره این طائفه دارد و از کتاب «کشف الاسرار» نگارش اسحاق افندی - که ردی است بر بکتاشیه و حروفیه و به سال 1291 چاپ شده - نقل میکند: حروفیان شش کتاب به نام «جاوداننامه» دارند برخی از آنها نگارش ملا فضل الله استرابادی رئیس حروفیان در قرن هشتم است و این مرد همان است که در کشف الظنون دو کتاب به نام «جاودان کبیر و صغیر» بدو نسبت داده و در حقیقت مجدد و مروج این مذهب است و متأخران خود را به مذهب او منتسب کردهاند. وی معاصر امیر تیمور گورکان بوده و به دست میرانشاه پسر امیر تیمور و به فتوای علما به سال 796 کشته شد. ششمین جاوداننامه، که به گفته اسحاق افندی نام برده بدترین آنها است، «عشق نامه» نام دارد و نگارش عزالدین عبدالمجید به فرشته معروف به فرشتهزاده میباشد. شرح حال فضل الله استرآبادی مؤسس این فرقه در ریاض العارفین به نام نعیمی مشهدی آمده است. مستر براون همانجا میگوید: تواریخ برخی از رجال این فرقه بهطور فهرست در یک صفحه در بریتیش موزیوم موجود میباشد و رونوشت آن از این قرار است:
تولد فضل الله استرآبادی (1337 م=740ق)
ظهور و دعوت او (1386 م =788ق)
شهادت او (1393م=796ق)
وفات خلیفه او علی الاعلی (1419=822ق)
وفات قاتل فضل الله میرانشاه بن امیر تیمور (1400 م-803ق)
از سخنان این طایفه چنان فهمیده میشود که تاریخ خود را از فضل الله مذکور بالاتر نمیبرند و خود را از حروفیان قدیم ممتاز میدانند. همچنین میان حروفیان کشور عثمانی و حروفیان ایران اندک اندک اختلاف عقیدت پیدا شد. نسیمی شاگرد فضل الله استرآبادی که بهقول رضا قلی هدایت در ریاض العارفین در شیراز میزیست و کاشفی نگارنده اسرار قاسمی در هرات نیمه شیعه بودهاند و فرزند کاشفی صفی الدین صاحب «حرز الامان»، چون در دوره صفوی میزیسته شیعه دو آتشه بوده در حالیکه شیعیگری حروفیان کشور عثمانی ضعیفتر است.
براون میگوید: نام بیشتر کتب ایشان با لفظ «نامه» ختم میگردد مانند «محبتنامه» فضل الله، «استوانامه» میر غیاث الدین، «عرشنامه»، «عشقنامه»، «آدمنامه»، «آخرتنامه» و جز آن.
موضوع گفتگوی ما یکی از این جاویداننامهها میباشد و نگارنده آن در برگ 24پ از آیتی که در ماه رمضان 817 بر دل او وارد شده یاد میکند و نیز در برگ 117پ از تفکرات خود در سال 815 یاد میکند. بنابراین نگارنده این کتاب تا سال 817 زنده بوده و چون فضل اله استرآبادی بسال 796 کشته شده و جانشین وی (علی الاعلی) به ترکیه فرار کرده و در آنجا به سال 822 مرده بنابراین احتمال میرود نگارنده این کتاب همین علی الاعلی باشد و نیز نگارنده در برگ 288پ از دوری استاد سعید شهید شکایت میکند و در برگ 292پ از برادر سعید شهید خود و فرزند خود به نام نورالله یاد میکند و از نظر مذهبی نگارنده در برگ 4پ علی را نقطه تحت الباء و در برگ 42 اما المتقین خوانده و در برگ 18 بقیه را روا دانسته و در برگ 118پ از المهدی من اولاد فاطمه نام برد، و در برگ 32 از نماز اشراقی گفتگو میکند.
این تفسیر عرفانی به زبان فارسی ساده و عامیانه نوشته شده، هیچگونه ترتیبی برای آیهها و موضوعها در آن مراعات نگردیده بلکه قطعههایی است جدا جدا هر یک در چند صفحه در موضوعهای گوناگون در شبهای مختلف در جلسات دوستان و مریدها گفته شده است. هر قطعه در نسخه این کتابخانه بجمله «و الحمد لله رب العالمین» ختم میگردد [لیکن در «جاودان نامه» دیگر که در کتابخانه آقای دهخدا موجود است به جمله «والسلام» ختم میگردد] و در آخر برخی قطعهها تاریخ القاء آن را در هفته و ماه تعیین نموده است. نویسنده به جای کلماتی چون «حضرت» و «فیاض» و «جل شانه» و «الهی» حرفهایی استعمال میکند مانند «ح» و «ف» و «ج» و «ی». در چند مورد فلاسفه را «حکیمان بی دانش» خوانده. جمله «ذلک فضل الله یوتیه من یشاء» را بسیار استعمال میکند، و در حاشیه صفحه اول نسخه این کتابخانه حرف «ف» را علامت «فضل الله» دانستهاند و این اشاره به نام فضل الله استرآبادی موسس فرقه میباشد. (علینقی منزوی در توصیف نسخه ش 363 دانشگاه)
[نسخههای منزوی 38/1؛ فهرستواره منزوی 263/7]
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
363 | <!-- page: 24 --> محمد | اول محرم 1019ق | نستعلیق | 339 | شناسنامه ← |
| 2 |
ادبیات
مشهد
|
124 فیاض | محمد بن الیاس | دوشنبه غره شعبان 1038ق | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 3 |
دانشگاه
تهران
|
3469/1 و 6101-ف | بیکاتب | بیتاریخ | - | 68 | شناسنامه ← |