شناسنامه کتابشناختی اثر
جامع الاخبار
jāmi‘-ul axbār
261
نسخه ثبتشده
از قرن 10 تا 14 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/18435
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #18435
پدیدآور / مؤلف:
شعیری سبزواری، محمد بن محمد
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 9، ص 785
تا 804
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
حدیث
عناوین دیگر و همتراز:
معارج الیقین فی اصول الدین
(ma‘ārij-ul yaqīn fī uṣūl-id dīn)
معارج الیقین فی اصول الدین لمن اراد التقوی
(ma‘ārij-ul yaqīn fī uṣūl-id dīn li-man arād-at taqwā)
معارج التقی لمن اراد کمال التقوی
(ma‘ārij-ut tuqā li-man arād-a kamāl-ut taqwā)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
مؤلف میگوید از بیست سالگی درصدد جمع کتابی بودم که شامل موعظه و ترغیب و ترهیب از اخبار ائمه اطهار و آیات قرآن باشد تا حال که به پنجاه سالگی رسیدم این کتاب را مرتب نمودم و مسالک دین را در آن جای دادم. شامل چهارده «باب» و یکصد و سی و سه «فصل» است [نسخهها در تعداد ابواب و فصول یکسان نیستند]: باب 1. توحید و عدل شامل سه فصل؛ 2. فضائل رسول اکرم (ص) و خاندان گرامش و زیارت پیامبر و اولادش، در پانزده فصل؛ 3. معرفت ایمان و اسلام و حق مؤمن و فضیلت زیارت او، در هفت فصل؛ 4. وضو و نماز و مستحبات آن، نه فصل؛ 5. فضیلت تسبیح و ذکر و تحمید و استغفار و صلوات، در سه فصل؛ 6. زکوه و روزه و جهاد و ...، در چهار فصل؛ 7. فضیلت عدالت و یاری کردن مؤمن و خوشحال نمودن او و ظلم و رشوه و رد مظالم، در هفت فصل؛ 8. ازدواج و ثواب خدمت عیال و نظر به نامحرم، در هشت فصل؛ 9. فضیلت زهد و اخلاص و اطاعت الهی و توکل، صبر و شکر، ده هشت فصل؛ 10. دعا و اوقات آن و اجابت دعا، در سه فصل؛ 11. فقر و سخاوت و رد سائل و ...، در پنج فصل؛ 11. قتل مؤمن و ربا و زنا ... و موسیقی، در ده فصل؛ 13. عیادت مریض و مرگ و وصیت سئوال قبر و حال میت و بهشت و دوزخ، در هفت فصل؛ 14. توبه و سایر صفات، در سی و چهار فصل.
تألیف این کتاب به افراد مختلفی نسبت داده شده و نام کتاب در برخی نسخهها «تفسیر المعانی الظاهرة فی کنوز الدنیا و الآخرة» درج شده و در برخی نسخ آن را «معارج الیقین» نامیدهاند. از این کتاب سه تحریر متفاوت دیده میشود: 1- دارای 141 فصل بوده و به نام جامع الاخبار مکرر چاپ شده؛ 2- تحریری دیگر که دارای 14 باب و هر باب دارای چند فصل است و در عدد فصلها در نسخهها اختلاف فراوان است؛ 3- تحریری که همانند تحریر اول است ولی دیباچهای جز آن دارد و در این دیباجه نام آن «معارج الیقین فی اصول الدین» آمده است و در نسخههای این تحریر مؤلف کتاب محمد بن محمد بن محمد شعیری سبزواری و تاریخ تألیف 679 آمده است. دست کم چهار بار به فارسی ترجمه شده است، از آن میان به نام «کاشف الاستار» از ملا شرف الدین محمد خویدی.
درباره مؤلف آن سخن بسیار رفته و به افرادی نسبت داده شده که عبارت اند از شیخ صدوق و شیخ ابوالحسن علی بن ابی سعد بن ابی الفرج خیاط و محمد بن محمد شعیری و جعفر بن محمد دوریستی و حسن بن محمد سبزواری و ابوعلی طبرسی (صاحب تفسیر مجمع البیان) و ابونصر طبرسی (صاحب مکارم الاخلاق). لیکن نسبت کتاب به شیخ صدوق، درست نیست. چه آنکه در فصل نود و شش از أخطب خوارزم و در فصل صدم از سدید الدین محمود حمصی که در طبقات متأخر از شیخ صدوق هستند نقل حدیث شده است. آنچه از باب 78 کتاب استفاده میشود نام مؤلف محمد بن محمد و ظاهراً از مردمان اواخر قرن ششم هجری است. در برخی تحریرها به نام مؤلف محمد بن محمد بن محمد سبزواری و تاریخ تألیف 6 صفر 679 تصریح شده است. شیخ حر عاملی در کتاب «وسایل» خود، از آن نقل نکرده و نگارنده آن را ناشناخته میدانست.
فهرستنگار کتابخانه آیة الله مرعشی بررسی گذرایی بر اساس نسخ موجود در این کتابخانه و در مسائل مطروحه در اطراف این کتاب و مؤلف آن دارند که نقل آن خالی از فایدت نیست گرچه هنوز نمیتوان نظری قاطع در این باره داد: آنچه گمان ما را در این باره و همچنین درباره محدوده زمانی مؤلف، چیره نموده، نکتههایی است که به طور خلاصه به آنها اشاره میکنیم:
1- در اغلب نسخههای فراوان خطی این کتاب که دست کم 15 جلد در این کتابخانه مورد نظر ما است، حد مشترک نام مؤلف در باب تقلیم اظفار، محمد بن محمد ذکر شده است. در 15 نسخه یاد شده، هشت مورد، نام مؤلف محمد بن محمد و سه مورد، محمد بن محمد الشعیری و چهار نسخه باقی مانده فاقد نام مؤلف است. در نسخههای چاپی هم، بنا بر آنچه در نسخههای خطی بوده است. نام مؤلف محمد بن محمد آمده و بنا به نقل در بعضی از نسخههای خطی نام مؤلف محمد بن محمد السبزواری آمده است که علاوه بر اثبات قدر مشترک محمد بن محمد نسبت شعیری را هم نفی نمیکند. علاوه بر این علمای اهل فن کتابشناسی که در کتب خود به تفضیل درباره این کتاب، سخن گفتهاند، نام محمد بن محمد الشعیری را هم به عنوان مؤلف ذکر کردهاند.
2- نام کتاب: در غالب نسخههای خطی و چاپی و در زبان خاصه و عامه و در کتب آنان، نام کتاب جامع الاخبار آمده ولی نامهای دیگری نیز در نسخه دیده میشود که به این ترتیب است: معارج الیقین، معارج الیقین فی اصول الدین؛ معارج الیقین فی اصول الدین لمن اراد التقوی؛ معارج التقی لمن اراد التقوی، معارج التقی لمن اراد کمال التقوی. در نامهای یاد شده به نظر میرسد که نام جامع الاخبار نام خاص نباشد؛ بلکه نام موضوعی بوده و شاید هم نامی باشد، که مؤلف از آن عدول نموده است. در ملاحظه نامهای دیگر، جمله لمن اراد التقوی در بخش دوم نام، از حیث قافیه و تناسب معنوی، نام معارج التقوی را تقویت میکند، زیرا موضوع اصلی این کتاب سنن و آداب است و با معارج التقوی سازش دارد، نه صرف اعتقادات که معارج الیقین فی اصول الدین تناسب داشته باشد، بلکه به ظن قوی، کلمه تقی در مقام مسامحه نگارش با کلمه یقین التباس پیدا کرده و آغاز اشتباه در نامگذاری شده است.
3- زمان تألیف و دوره زندگانی مؤلف: مرحوم آقا بزرگ تهرانی، درباره این کتاب، و مؤلف و زمان تألیف آن، تحقیق جامعی انجام داده و بر اساس مندرجات متن کتاب، حدودی تعیین کرده و در نتیجه اواخر قرن 6 ق را برای تعیین زمان مؤلف ترجیح داده است. ایشان متن روایتی را که در فصل 5 آورده شده و تاریخ 508 ق در آن قید شده است، ذکر نموده، سپس نقل مؤلف را از مقتل خوارزمی و همچنین نقل با واسطه او از سدید الدین محمود حمصی (زنده در سال 583 ق) یاد آوری کرده و جمع همه این فاصلهها را برای مؤلف که بنا به تخمین ایشان هفتاد سال است، بعید دانسته است، ایشان در ادامه بحث، با اینکه روایت مندرج در فصل 5، گویای زنده بودن ابومنصور الزیادی 527 ق در زمان تألیف است و اگر آن را نقل مستقیم مؤلف بدانیم، مفهوم آن این است که تألیف، پیش از سال 527ق و آن با نقلهای مؤلف از رجال نیمه دوم قرن 6 ق آن هم با واسطه سازگار نیست.
ما میگوییم درگذشت ابو منصور، علی بن عبد الله الزیادی در 527 ق و تألیف کتاب مقتل اثر موفق خوارزمی در سال 544ق، 17 سال فاصله دارد و اما نقل حدیث با واسطه از سدید الدین حمصی که تا تاریخ 583 ق زنده بوده است، مشکل زمانی ایجاد نمیکند؛ زیرا وجود واسطه در نقل، تنها دلالت بر فاصله زمانی ندارد، بلکه فاصله مکانی و عدم دسترسی به منقول عنه را نیز، نشان میدهد، علاوه بر این دلیلی هم وجود ندارد که زمان نقل روایت از حمصی را به آخر روزگار وی پیوند دهیم.
از نکتههای یاد شده، این بهره را میتوان گرفت که روایت از ابومنصور الزیادی درگذشته به سال 527 ق و از کتاب مقتل تألیف شده در سال 544ق و همچنین روایت از سدید الدین حمصی - ولو با واسطه - با توجه به اینکه حمصی از مشایخ منتجب الدین درگذشته به سال 585 ق بوده و بنا به قرائن، قطعاً پیش از منتجب الدین درگذشته است و از معمرین روات بوده است، در محدوده زمانی، بین 40 تا 50 سال، قابل حصول است، ولی این سوال پیش میآید که اگر زمان تألیف را در محدوده سال 527 ق یعنی سال درگذشت ابو منصور الزیادی قرار دهیم که عبارت مؤلف با کلمه ادام الله جماله به آن اشاره میکند، چگونه با نقل از کتابی که در سال 544 ق تألیف شده، سازگاری دارد؟
در جواب این سؤال باید بگوییم زمان تألیف بازنگری افزودن و کاستن در آثار مکتوب ممکن است در زمان بیشتری صورت بگیرد و این امر بستگی به بازتاب اثر در جامعه و یافتههای نوی مؤلف دارد. در ملاحظه بعضی از کتب تاریخ، حدیث و غیر این ها، بسیار دیده میشود که نسخه ها نسبت به هم، کاستی فزونی دارند که غالب این ها به کاتبان و نسخه نویسان نسبت داده میشود، ولی در حقیقت بعضی از این تغییرات، برمیگردد به بازنگریهای مؤلف، که چند نمونه ذکر میکنیم: سید اجل، ابن طاووس حلی - رفع الله درجته - که کتاب شریف اقبال را در سال 650 ق تألیف کرده است، دست کم در سه مورد که همراه ذکر تاریخ انجام گرفته است، مانند فصلی که درباره 28 محرم است و فصلی درباره دهم صفر از سال 656 ق که در آنها از عنایات الهیه، در حفظ او و خانواده اش از حوادث فتح بغداد، به وسیله مغول و ذکر دعوت هلاکو از ایشان و تعیین او برای نقابت علویون، سخن رفته است و در فصلی در اعمال دوازدهم ربیع الاول از سال 662 ق درباره خصیصهای از خصائص خود ذکری به میان آورده است، و ظهور این موارد به دلیل ذکر تاریخ است، ولی آن بخش هائی که نیازی به ذکر تاریخ ندارند، فقط در مقابله نسخه نسخه ها معلوم میشود.
همچنین در کتاب گرانقدر ریاض السالکین سید علی خان مدنی در موارد عدیده، بخشهایی از متن کتاب خود را مشخص میکند که به وسیله بعضی از معاصرین وی - بنا به تعبیر او - سرقت شده است، و امثال اینها که ذکر بیشتر آنان، باعث تطویل است. با ذکر این نمونهها، احتمال بازنگری مؤلف در کتاب مقبول و جامعی، مانند کتاب حاضر، احتمالی عقلی خواهد بود؛ که محتوای نسخههای موجود که در بحث نسخه به آن نیز اشاره خواهیم کرد، این نظریه را تقویت میکند. حدیث مسند در فصل 5 این کتاب که موضوع آن حدیث بسیار مهم «غدیر» است و با شکل خاصی که القاب و عناوین اجتماعی راوی، همراه با دعای «ادام الله جلاله» ذکر شده، بسیار بعید است که «معلق» باشد، یعنی بین مؤلف نیز وجود دارد که مؤلف با ذکر این سند در صدر کتاب، در شاخصترین مبحث متنازع فیه، خواسته است که یکی از طرق روایتی خود را به مشایخ روایتی ذکر نموده و بر همین اساس، بدون تکرار طریق خود، احادیث کتب معروفه را متنا و سندا بیاورد. و اما شکل دیگر قضیه یعنی اینکه سند حدیث یاد شده را محذوف بدانیم که عقیده صاحب الذریعة بر همین است و مؤلف را از دوره زندگانی ابو منصور الزیادی بگسلانیم چگونه و با چه حجتی به دوره معین دیگری پیوند دهیم که ترجیح بلا مرجح نباشد.
نسخههای کتاب: این کتاب نسخههای فراوان دارد و کمیت و کیفیتهای گوناگون است و نسخههایی که در همین کتابخانه (مرعشی) مد نظر ما قرار دارند، بخش عمدهای از اختلافات نسخهها را به همدیگر منعکس میکنند. در این نسخهها اختلاف زیادی وجود دارد که بسیاری از آنها، از سلیقه و اعمال نظر نسخهنویسان و نسخهبرداران که نسخه متقن مصححی در اختیار نداشتهاند، سرچشمه میگیرد، ولی همه این اختلافات را نمیتوان از کاتبان و نسخهنگاران دانست، بلکه قرائنی وجود دارد که احتمال بازنگری و افزودن مؤلف را در مواردی تقویت میکند. تغییراتی که احتمالاً از سوی کاتبان و نسخهنویسان ایجاد شده، اجمالاً مانند موارد زیر است:
1- دوگانگی: ترتیب کتاب از حیث ابواب و فصول، به طوری که بعضی از نسخهها به ابواب و هر بابی به فصولی تقسیم شده که قطعاً تحریف است، زیرا فصول این کتاب به صورتی تنظیم نگردیده که بتوان بخشهایی از آنها را تحت عنوان بابی جمع نموده و به هم مرتبط ساخت.
2- جابهجایی بعضی از فصول و تقدیم و تاخیر آنها که به جز استحسان کاتب توجیه دیگری ندارد.
3- ایجاد تغییر در نام مؤلف بر اساس حدس و گمان
4- تحریف و تصحیف جزیی که شایعترین اختلاف در بین نسخهها است که از نام کتاب و نام مؤلف شروع شده و نامهای راویان حدیث، کلمات و عبارات متن را شامل میشود و به افزودن و کاستن بعضی از عبارات و کلمات و حتی گاهی داخل نمودن بعضی از حواشی در متن، منجر میشود.
در مورد نام مؤلف، که گاهی با وصف الشعیری و به ندرت با نسبت سبزواری و غالباً بدون توصیف محمد بن محمد آمده است، وجود چند اظهار نظر در حاشیه که در دو نسخه از نسخههای این کتابخانه با متن یکسان دیده میشود، این گمان را تقویت میکند که وصف الشعیری عمدا و بر اساس پندار غلطی حذف گردیده است. در دو نسخه یاد شده، که با فاصله بیش از صد سال نوشته شده اند، اظهار نظر میشود که مؤلف همان محمد بن محمد (شیخ مفید) است، این حاشیهها که با عبارات و کلمات یکسان نوشته شده است، نشاندهنده نسخه، یا نسخههای دیگری است که مااخذ این نسخهها بوده و بنیانگذار این بدعت، شخص کم اطلاعی بوده است که در میان علمای اسلام، کسی را به نام محمد بن محمد به جز شیخ مفید، اعلی الله درجته، نمیشناخته است.
نسخه دیگری در میان نسخههای ما، مطلبی را در فصل دوم، از کتاب کشف الغمة، اربلی نقل نموده است که در نسخه دیگری همان مطلب در حاشیه آمده است و روشن است که توسط کاتب به متن کتاب نقل شده است، با توجه به اینکه علی بن عیسی الاربلی در سال 692 ق درگذشته و با تاریخ تألیف این کتاب سازگار نیست.
مورد دیگری که در نسخهها اختلاف زیاد دارد، کلمه است که در سیاق نقل حدیث فصل 5 از ابومنصور الزيادی آمده است و به سه شکل نگاشته شده است «القصه، القضیة و القصبة». در این باره، عقیده صاحب الذریعة بر صحت «القصبة» است که مقصود از آن، در عرف اهل بیهق در آن زمان سبزوار باشد و ظاهراً ظن مقرون به صحت است.
این کتاب علاوه بر حسن ترتیب انتظام و شمول محتوای آن بر اکثر مباحث سنن و آداب ویژگی دیگری دارد که از آن جمله روایات و احادیث منحصر در عبارات و موضوع یا منحصر در طریق روایی است که یک نمونه ذکر میکنیم: در فصل فضائل «بسم الله الرحمن الرحیم» حدیثی در فضیلت سوره مبارکه «یس»، با سندی ذکر نموده که آن حدیث در کتاب ثواب الاعمال «صدوق» است، ولی در سلسله روایات، در سه واسطه اولیه، مغایرات دارند. شایان توجه است که مطالب یاد شده اطلاعات خامی است که در اختیار پژوهندگان آثار اهل البیت قرار دادیم و تاکید داریم که جای تحقیق در این اثر نفیس که قطعا، در اثر حادثه ویرانگر حمله مغول که از خراسان آغاز شد، رشتههای اطلاعات ما با مؤلف و رجال آن، گسسته است، بسیار، باز بوده و مجال تفحص برای علاقمند وسیع است. این کتاب، در الذریعة تحت سه عنوان ، دو بار با عنوان جامع الاخبار با دو ویژگی و یک بار به عنوان معارج الیقین یاد شده است و در عنوان اخیر صاحب الذریعة به نقل ابن ادریس در کتاب السرائر از این کتاب، اشاره نموده است، ولی متأسفانه در نسخههای موجود السرائر به دست نیاوردیم. (سید محمود مرعشی)
آغاز اثر
« الحمدلله الاول بلا اول كان قبله والآخر بلا آخر يكون بعده الذي قصرت عن رؤيته ابصار الناظرين وعجزت عن نعته اوهام الواصفين ... اما بعد فانی مذكنت ابن عشرين ... متشوق الى جمع كتاب يشتمل فصولا جامعة للزهد و الموعظة و الترغيب و الترهيب من الاخبار المنقولة. »
انجام اثر
« و قال عليه السلام حاكيا عن الله تعالى انا عند ظن عبدی بی و قال عليه السلام بشر المستضعفين المقهورين من بعدی بالجنة و قال عليه السلام بشر المشائين الى المساجد فی الظلم بنور تام يوم القيمة تم الكتاب و الله الموفق للصواب و قد وفيت بما شرطته و كتب من اخبار النبى خاتم النبيين و الايمة الراشدين المعصومین و لله الحمد على حسن تأییده و تیسیره اولا و آخرا حمدا متواليا متواترا متضاعفا متكاثرا لا ينقصى عدده و لا ينقطع مده اسئل الله ان يجعل ذالك خالصا لوجهه و لمرضاته و العمل بما فيه حسبنا الله و نعم الوكيل نعم المولى و نعم النصير »
سوابق و چاپهای اثر
به دستور آخوند ملا محمد خراسانی تربتی بایگی، به خط محمد بن علی تبریزی، 1283، چاپ سنگی، جامع الاخبار در این چاپ دارای 151 فصل میباشد؛ قم، موسسه آل البيت، 1413ق؛ مشار عربی، صص 239-240؛ ایران، سنگی، بی ناشر، 1270ق، رقعی
شروح، حواشی و منظومهها (در فنخا)
جامع الاخبار (ترجمه) (2عنوان)
تتمة جامع الاخبار
جامع الاخبار (ترجمه)
جامع الاخبار المبوب
كاشف الاستار = ترجمه جامع الاخبار؛ خویدکی، محمد بن رضا (-12)
بدائع الانظار فی شرح جامع الاخبار مهدوی؛ قمی، حبیب الله بن زین العابدین (1289-1359)
جامع الاخبار (ترجمه)؛ کنتوری، تصدق حسین بن غلام حسین (-14)
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الذريعة 33/5 و 36 و 185/21
فهرست منتخب الدین 133 و 42
مراة الكتب 172/2
طبقات اعلام الشيعة (قرن 6) 284و285
تاریخ بیهقی 332
چاپ: هند
صحيفة الابرار 396
ریحانة الادب 9/6
فهرستگان نسخههای خطی حدیث 331/3 ( 184 نسخه)
مكتبة امیر المومنین 293/1
دنا 530/3 - 537 (238 نسخه)
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● جامع الاخبار = معارج الیقین فی اصول الدین = معارج الیقین فی اصول الدین لمن اراد التقوی = معارج التقی لمن اراد کمال التقوی / حدیث / عربی
jāmi‘-ul axbār = ma‘ārij-ul yaqīn fī uṣūl-id dīn = ma‘ārij-ul yaqīn fī uṣūl-id dīn li-man arād-at taqwā = ma‘ārij-ut tuqā li-man arād-a kamāl-ut taqwā
شعیری سبزواری، محمد بن محمد، ق 7 قمری
ša‘īrī sabzevārī, mohammad ebn-e mohammad (- 13c)
مؤلف میگوید از بیست سالگی درصدد جمع کتابی بودم که شامل موعظه و ترغیب و ترهیب از اخبار ائمه اطهار و آیات قرآن باشد تا حال که به پنجاه سالگی رسیدم این کتاب را مرتب نمودم و مسالک دین را در آن جای دادم. شامل چهارده «باب» و یکصد و سی و سه «فصل» است [نسخهها در تعداد ابواب و فصول یکسان نیستند]: باب 1. توحید و عدل شامل سه فصل؛ 2. فضائل رسول اکرم (ص) و خاندان گرامش و زیارت پیامبر و اولادش، در پانزده فصل؛ 3. معرفت ایمان و اسلام و حق مؤمن و فضیلت زیارت او، در هفت فصل؛ 4. وضو و نماز و مستحبات آن، نه فصل؛ 5. فضیلت تسبیح و ذکر و تحمید و استغفار و صلوات، در سه فصل؛ 6. زکوه و روزه و جهاد و ...، در چهار فصل؛ 7. فضیلت عدالت و یاری کردن مؤمن و خوشحال نمودن او و ظلم و رشوه و رد مظالم، در هفت فصل؛ 8. ازدواج و ثواب خدمت عیال و نظر به نامحرم، در هشت فصل؛ 9. فضیلت زهد و اخلاص و اطاعت الهی و توکل، صبر و شکر، ده هشت فصل؛ 10. دعا و اوقات آن و اجابت دعا، در سه فصل؛ 11. فقر و سخاوت و رد سائل و ...، در پنج فصل؛ 11. قتل مؤمن و ربا و زنا ... و موسیقی، در ده فصل؛ 13. عیادت مریض و مرگ و وصیت سئوال قبر و حال میت و بهشت و دوزخ، در هفت فصل؛ 14. توبه و سایر صفات، در سی و چهار فصل.
تألیف این کتاب به افراد مختلفی نسبت داده شده و نام کتاب در برخی نسخهها «تفسیر المعانی الظاهرة فی کنوز الدنیا و الآخرة» درج شده و در برخی نسخ آن را «معارج الیقین» نامیدهاند. از این کتاب سه تحریر متفاوت دیده میشود: 1- دارای 141 فصل بوده و به نام جامع الاخبار مکرر چاپ شده؛ 2- تحریری دیگر که دارای 14 باب و هر باب دارای چند فصل است و در عدد فصلها در نسخهها اختلاف فراوان است؛ 3- تحریری که همانند تحریر اول است ولی دیباچهای جز آن دارد و در این دیباجه نام آن «معارج الیقین فی اصول الدین» آمده است و در نسخههای این تحریر مؤلف کتاب محمد بن محمد بن محمد شعیری سبزواری و تاریخ تألیف 679 آمده است. دست کم چهار بار به فارسی ترجمه شده است، از آن میان به نام «کاشف الاستار» از ملا شرف الدین محمد خویدی.
درباره مؤلف آن سخن بسیار رفته و به افرادی نسبت داده شده که عبارت اند از شیخ صدوق و شیخ ابوالحسن علی بن ابی سعد بن ابی الفرج خیاط و محمد بن محمد شعیری و جعفر بن محمد دوریستی و حسن بن محمد سبزواری و ابوعلی طبرسی (صاحب تفسیر مجمع البیان) و ابونصر طبرسی (صاحب مکارم الاخلاق). لیکن نسبت کتاب به شیخ صدوق، درست نیست. چه آنکه در فصل نود و شش از أخطب خوارزم و در فصل صدم از سدید الدین محمود حمصی که در طبقات متأخر از شیخ صدوق هستند نقل حدیث شده است. آنچه از باب 78 کتاب استفاده میشود نام مؤلف محمد بن محمد و ظاهراً از مردمان اواخر قرن ششم هجری است. در برخی تحریرها به نام مؤلف محمد بن محمد بن محمد سبزواری و تاریخ تألیف 6 صفر 679 تصریح شده است. شیخ حر عاملی در کتاب «وسایل» خود، از آن نقل نکرده و نگارنده آن را ناشناخته میدانست.
فهرستنگار کتابخانه آیة الله مرعشی بررسی گذرایی بر اساس نسخ موجود در این کتابخانه و در مسائل مطروحه در اطراف این کتاب و مؤلف آن دارند که نقل آن خالی از فایدت نیست گرچه هنوز نمیتوان نظری قاطع در این باره داد: آنچه گمان ما را در این باره و همچنین درباره محدوده زمانی مؤلف، چیره نموده، نکتههایی است که به طور خلاصه به آنها اشاره میکنیم:
1- در اغلب نسخههای فراوان خطی این کتاب که دست کم 15 جلد در این کتابخانه مورد نظر ما است، حد مشترک نام مؤلف در باب تقلیم اظفار، محمد بن محمد ذکر شده است. در 15 نسخه یاد شده، هشت مورد، نام مؤلف محمد بن محمد و سه مورد، محمد بن محمد الشعیری و چهار نسخه باقی مانده فاقد نام مؤلف است. در نسخههای چاپی هم، بنا بر آنچه در نسخههای خطی بوده است. نام مؤلف محمد بن محمد آمده و بنا به نقل در بعضی از نسخههای خطی نام مؤلف محمد بن محمد السبزواری آمده است که علاوه بر اثبات قدر مشترک محمد بن محمد نسبت شعیری را هم نفی نمیکند. علاوه بر این علمای اهل فن کتابشناسی که در کتب خود به تفضیل درباره این کتاب، سخن گفتهاند، نام محمد بن محمد الشعیری را هم به عنوان مؤلف ذکر کردهاند.
2- نام کتاب: در غالب نسخههای خطی و چاپی و در زبان خاصه و عامه و در کتب آنان، نام کتاب جامع الاخبار آمده ولی نامهای دیگری نیز در نسخه دیده میشود که به این ترتیب است: معارج الیقین، معارج الیقین فی اصول الدین؛ معارج الیقین فی اصول الدین لمن اراد التقوی؛ معارج التقی لمن اراد التقوی، معارج التقی لمن اراد کمال التقوی. در نامهای یاد شده به نظر میرسد که نام جامع الاخبار نام خاص نباشد؛ بلکه نام موضوعی بوده و شاید هم نامی باشد، که مؤلف از آن عدول نموده است. در ملاحظه نامهای دیگر، جمله لمن اراد التقوی در بخش دوم نام، از حیث قافیه و تناسب معنوی، نام معارج التقوی را تقویت میکند، زیرا موضوع اصلی این کتاب سنن و آداب است و با معارج التقوی سازش دارد، نه صرف اعتقادات که معارج الیقین فی اصول الدین تناسب داشته باشد، بلکه به ظن قوی، کلمه تقی در مقام مسامحه نگارش با کلمه یقین التباس پیدا کرده و آغاز اشتباه در نامگذاری شده است.
3- زمان تألیف و دوره زندگانی مؤلف: مرحوم آقا بزرگ تهرانی، درباره این کتاب، و مؤلف و زمان تألیف آن، تحقیق جامعی انجام داده و بر اساس مندرجات متن کتاب، حدودی تعیین کرده و در نتیجه اواخر قرن 6 ق را برای تعیین زمان مؤلف ترجیح داده است. ایشان متن روایتی را که در فصل 5 آورده شده و تاریخ 508 ق در آن قید شده است، ذکر نموده، سپس نقل مؤلف را از مقتل خوارزمی و همچنین نقل با واسطه او از سدید الدین محمود حمصی (زنده در سال 583 ق) یاد آوری کرده و جمع همه این فاصلهها را برای مؤلف که بنا به تخمین ایشان هفتاد سال است، بعید دانسته است، ایشان در ادامه بحث، با اینکه روایت مندرج در فصل 5، گویای زنده بودن ابومنصور الزیادی 527 ق در زمان تألیف است و اگر آن را نقل مستقیم مؤلف بدانیم، مفهوم آن این است که تألیف، پیش از سال 527ق و آن با نقلهای مؤلف از رجال نیمه دوم قرن 6 ق آن هم با واسطه سازگار نیست.
ما میگوییم درگذشت ابو منصور، علی بن عبد الله الزیادی در 527 ق و تألیف کتاب مقتل اثر موفق خوارزمی در سال 544ق، 17 سال فاصله دارد و اما نقل حدیث با واسطه از سدید الدین حمصی که تا تاریخ 583 ق زنده بوده است، مشکل زمانی ایجاد نمیکند؛ زیرا وجود واسطه در نقل، تنها دلالت بر فاصله زمانی ندارد، بلکه فاصله مکانی و عدم دسترسی به منقول عنه را نیز، نشان میدهد، علاوه بر این دلیلی هم وجود ندارد که زمان نقل روایت از حمصی را به آخر روزگار وی پیوند دهیم.
از نکتههای یاد شده، این بهره را میتوان گرفت که روایت از ابومنصور الزیادی درگذشته به سال 527 ق و از کتاب مقتل تألیف شده در سال 544ق و همچنین روایت از سدید الدین حمصی - ولو با واسطه - با توجه به اینکه حمصی از مشایخ منتجب الدین درگذشته به سال 585 ق بوده و بنا به قرائن، قطعاً پیش از منتجب الدین درگذشته است و از معمرین روات بوده است، در محدوده زمانی، بین 40 تا 50 سال، قابل حصول است، ولی این سوال پیش میآید که اگر زمان تألیف را در محدوده سال 527 ق یعنی سال درگذشت ابو منصور الزیادی قرار دهیم که عبارت مؤلف با کلمه ادام الله جماله به آن اشاره میکند، چگونه با نقل از کتابی که در سال 544 ق تألیف شده، سازگاری دارد؟
در جواب این سؤال باید بگوییم زمان تألیف بازنگری افزودن و کاستن در آثار مکتوب ممکن است در زمان بیشتری صورت بگیرد و این امر بستگی به بازتاب اثر در جامعه و یافتههای نوی مؤلف دارد. در ملاحظه بعضی از کتب تاریخ، حدیث و غیر این ها، بسیار دیده میشود که نسخه ها نسبت به هم، کاستی فزونی دارند که غالب این ها به کاتبان و نسخه نویسان نسبت داده میشود، ولی در حقیقت بعضی از این تغییرات، برمیگردد به بازنگریهای مؤلف، که چند نمونه ذکر میکنیم: سید اجل، ابن طاووس حلی - رفع الله درجته - که کتاب شریف اقبال را در سال 650 ق تألیف کرده است، دست کم در سه مورد که همراه ذکر تاریخ انجام گرفته است، مانند فصلی که درباره 28 محرم است و فصلی درباره دهم صفر از سال 656 ق که در آنها از عنایات الهیه، در حفظ او و خانواده اش از حوادث فتح بغداد، به وسیله مغول و ذکر دعوت هلاکو از ایشان و تعیین او برای نقابت علویون، سخن رفته است و در فصلی در اعمال دوازدهم ربیع الاول از سال 662 ق درباره خصیصهای از خصائص خود ذکری به میان آورده است، و ظهور این موارد به دلیل ذکر تاریخ است، ولی آن بخش هائی که نیازی به ذکر تاریخ ندارند، فقط در مقابله نسخه نسخه ها معلوم میشود.
همچنین در کتاب گرانقدر ریاض السالکین سید علی خان مدنی در موارد عدیده، بخشهایی از متن کتاب خود را مشخص میکند که به وسیله بعضی از معاصرین وی - بنا به تعبیر او - سرقت شده است، و امثال اینها که ذکر بیشتر آنان، باعث تطویل است. با ذکر این نمونهها، احتمال بازنگری مؤلف در کتاب مقبول و جامعی، مانند کتاب حاضر، احتمالی عقلی خواهد بود؛ که محتوای نسخههای موجود که در بحث نسخه به آن نیز اشاره خواهیم کرد، این نظریه را تقویت میکند. حدیث مسند در فصل 5 این کتاب که موضوع آن حدیث بسیار مهم «غدیر» است و با شکل خاصی که القاب و عناوین اجتماعی راوی، همراه با دعای «ادام الله جلاله» ذکر شده، بسیار بعید است که «معلق» باشد، یعنی بین مؤلف نیز وجود دارد که مؤلف با ذکر این سند در صدر کتاب، در شاخصترین مبحث متنازع فیه، خواسته است که یکی از طرق روایتی خود را به مشایخ روایتی ذکر نموده و بر همین اساس، بدون تکرار طریق خود، احادیث کتب معروفه را متنا و سندا بیاورد. و اما شکل دیگر قضیه یعنی اینکه سند حدیث یاد شده را محذوف بدانیم که عقیده صاحب الذریعة بر همین است و مؤلف را از دوره زندگانی ابو منصور الزیادی بگسلانیم چگونه و با چه حجتی به دوره معین دیگری پیوند دهیم که ترجیح بلا مرجح نباشد.
نسخههای کتاب: این کتاب نسخههای فراوان دارد و کمیت و کیفیتهای گوناگون است و نسخههایی که در همین کتابخانه (مرعشی) مد نظر ما قرار دارند، بخش عمدهای از اختلافات نسخهها را به همدیگر منعکس میکنند. در این نسخهها اختلاف زیادی وجود دارد که بسیاری از آنها، از سلیقه و اعمال نظر نسخهنویسان و نسخهبرداران که نسخه متقن مصححی در اختیار نداشتهاند، سرچشمه میگیرد، ولی همه این اختلافات را نمیتوان از کاتبان و نسخهنگاران دانست، بلکه قرائنی وجود دارد که احتمال بازنگری و افزودن مؤلف را در مواردی تقویت میکند. تغییراتی که احتمالاً از سوی کاتبان و نسخهنویسان ایجاد شده، اجمالاً مانند موارد زیر است:
1- دوگانگی: ترتیب کتاب از حیث ابواب و فصول، به طوری که بعضی از نسخهها به ابواب و هر بابی به فصولی تقسیم شده که قطعاً تحریف است، زیرا فصول این کتاب به صورتی تنظیم نگردیده که بتوان بخشهایی از آنها را تحت عنوان بابی جمع نموده و به هم مرتبط ساخت.
2- جابهجایی بعضی از فصول و تقدیم و تاخیر آنها که به جز استحسان کاتب توجیه دیگری ندارد.
3- ایجاد تغییر در نام مؤلف بر اساس حدس و گمان
4- تحریف و تصحیف جزیی که شایعترین اختلاف در بین نسخهها است که از نام کتاب و نام مؤلف شروع شده و نامهای راویان حدیث، کلمات و عبارات متن را شامل میشود و به افزودن و کاستن بعضی از عبارات و کلمات و حتی گاهی داخل نمودن بعضی از حواشی در متن، منجر میشود.
در مورد نام مؤلف، که گاهی با وصف الشعیری و به ندرت با نسبت سبزواری و غالباً بدون توصیف محمد بن محمد آمده است، وجود چند اظهار نظر در حاشیه که در دو نسخه از نسخههای این کتابخانه با متن یکسان دیده میشود، این گمان را تقویت میکند که وصف الشعیری عمدا و بر اساس پندار غلطی حذف گردیده است. در دو نسخه یاد شده، که با فاصله بیش از صد سال نوشته شده اند، اظهار نظر میشود که مؤلف همان محمد بن محمد (شیخ مفید) است، این حاشیهها که با عبارات و کلمات یکسان نوشته شده است، نشاندهنده نسخه، یا نسخههای دیگری است که مااخذ این نسخهها بوده و بنیانگذار این بدعت، شخص کم اطلاعی بوده است که در میان علمای اسلام، کسی را به نام محمد بن محمد به جز شیخ مفید، اعلی الله درجته، نمیشناخته است.
نسخه دیگری در میان نسخههای ما، مطلبی را در فصل دوم، از کتاب کشف الغمة، اربلی نقل نموده است که در نسخه دیگری همان مطلب در حاشیه آمده است و روشن است که توسط کاتب به متن کتاب نقل شده است، با توجه به اینکه علی بن عیسی الاربلی در سال 692 ق درگذشته و با تاریخ تألیف این کتاب سازگار نیست.
مورد دیگری که در نسخهها اختلاف زیاد دارد، کلمه است که در سیاق نقل حدیث فصل 5 از ابومنصور الزيادی آمده است و به سه شکل نگاشته شده است «القصه، القضیة و القصبة». در این باره، عقیده صاحب الذریعة بر صحت «القصبة» است که مقصود از آن، در عرف اهل بیهق در آن زمان سبزوار باشد و ظاهراً ظن مقرون به صحت است.
این کتاب علاوه بر حسن ترتیب انتظام و شمول محتوای آن بر اکثر مباحث سنن و آداب ویژگی دیگری دارد که از آن جمله روایات و احادیث منحصر در عبارات و موضوع یا منحصر در طریق روایی است که یک نمونه ذکر میکنیم: در فصل فضائل «بسم الله الرحمن الرحیم» حدیثی در فضیلت سوره مبارکه «یس»، با سندی ذکر نموده که آن حدیث در کتاب ثواب الاعمال «صدوق» است، ولی در سلسله روایات، در سه واسطه اولیه، مغایرات دارند. شایان توجه است که مطالب یاد شده اطلاعات خامی است که در اختیار پژوهندگان آثار اهل البیت قرار دادیم و تاکید داریم که جای تحقیق در این اثر نفیس که قطعا، در اثر حادثه ویرانگر حمله مغول که از خراسان آغاز شد، رشتههای اطلاعات ما با مؤلف و رجال آن، گسسته است، بسیار، باز بوده و مجال تفحص برای علاقمند وسیع است. این کتاب، در الذریعة تحت سه عنوان ، دو بار با عنوان جامع الاخبار با دو ویژگی و یک بار به عنوان معارج الیقین یاد شده است و در عنوان اخیر صاحب الذریعة به نقل ابن ادریس در کتاب السرائر از این کتاب، اشاره نموده است، ولی متأسفانه در نسخههای موجود السرائر به دست نیاوردیم. (سید محمود مرعشی)
آغاز: الحمدلله الاول بلا اول كان قبله والآخر بلا آخر يكون بعده الذي قصرت عن رؤيته ابصار الناظرين وعجزت عن نعته اوهام الواصفين ... اما بعد فانی مذكنت ابن عشرين ... متشوق الى جمع كتاب يشتمل فصولا جامعة للزهد و الموعظة و الترغيب و الترهيب من الاخبار المنقولة.
انجام: و قال عليه السلام حاكيا عن الله تعالى انا عند ظن عبدی بی و قال عليه السلام بشر المستضعفين المقهورين من بعدی بالجنة و قال عليه السلام بشر المشائين الى المساجد فی الظلم بنور تام يوم القيمة تم الكتاب و الله الموفق للصواب و قد وفيت بما شرطته و كتب من اخبار النبى خاتم النبيين و الايمة الراشدين المعصومین و لله الحمد على حسن تأییده و تیسیره اولا و آخرا حمدا متواليا متواترا متضاعفا متكاثرا لا ينقصى عدده و لا ينقطع مده اسئل الله ان يجعل ذالك خالصا لوجهه و لمرضاته و العمل بما فيه حسبنا الله و نعم الوكيل نعم المولى و نعم النصير
چاپ: به دستور آخوند ملا محمد خراسانی تربتی بایگی، به خط محمد بن علی تبریزی، 1283، چاپ سنگی، جامع الاخبار در این چاپ دارای 151 فصل میباشد؛ قم، موسسه آل البيت، 1413ق؛ مشار عربی، صص 239-240؛ ایران، سنگی، بی ناشر، 1270ق، رقعی
[الذريعة 33/5 و 36 و 185/21؛ فهرست منتخب الدین 133 و 42؛ مراة الكتب 172/2؛ طبقات اعلام الشيعة (قرن 6) 284و285؛ تاریخ بیهقی 332؛ چاپ: هند؛ صحيفة الابرار 396؛ ریحانة الادب 9/6؛ فهرستگان نسخههای خطی حدیث 331/3 ( 184 نسخه)؛ مكتبة امیر المومنین 293/1؛ دنا 530/3 - 537 (238 نسخه)]
شرح و حواشی:
1- جامع الاخبار (ترجمه) (2عنوان)
2- تتمة جامع الاخبار
3- جامع الاخبار (ترجمه)
4- جامع الاخبار المبوب
5- كاشف الاستار = ترجمه جامع الاخبار؛ خویدکی، محمد بن رضا (-12)
6- بدائع الانظار فی شرح جامع الاخبار مهدوی؛ قمی، حبیب الله بن زین العابدین (1289-1359)
7- جامع الاخبار (ترجمه)؛ کنتوری، تصدق حسین بن غلام حسین (-14)
نسخههای خطی این اثر
261 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
مرعشی
قم
|
12613 | بیکاتب | قرن 9 | - | - | شناسنامه ← |
| 2 |
حججی
نجف آباد
|
26 | بیکاتب | قرن 9 | نسخ | 185 | شناسنامه ← |
| 3 |
مفتاح
تهران
|
1319/3 | بیکاتب | قرن 10 | نستعلیق | - | شناسنامه ← |
| 4 |
شورا
تهران
|
15627/4 | محمد آقاجانی | قرن 10 | نستعلیق | 44 | شناسنامه ← |
| 5 |
وزیری
یزد
|
1622 | محمد بن عبدالکریم بن محمد اردکانی | شعبان 958ق | نسخ | 84 | شناسنامه ← |
| 6 |
شورا
تهران
|
14437 | بیکاتب | با تاریخ 968ق | نسخ | 122 | شناسنامه ← |
| 7 |
رضوی
مشهد
|
15666 | تقی الدین محمد شریف حموی | جمادی الثانی 973ق | نسخ | 70 | شناسنامه ← |
| 8 |
رضوی
مشهد
|
26137 | بیکاتب | 977ق | نسخ | 164 | شناسنامه ← |
| 9 |
الهیات
مشهد
|
107 | محمود بن لطف الله دزماری | 14 شعبان 977ق | نستعلیق | 130 | شناسنامه ← |
| 10 |
مولوی
مشهد
|
107 | نامشخص | - | - | - | شناسنامه ← |
| 11 |
نجومی، سید مرتضی
کرمانشاه
|
1مجموعه بدون شماره | بیکاتب | 15 ربیع الاول 978ق | - | - | شناسنامه ← |
| 12 |
گلپایگانی
قم
|
7786-126/52 | احمد خوانساری | 981ق | نسخ | 176 | شناسنامه ← |
| 13 |
ملی
شیراز
|
4-ج/112 | فرخ زاد بن سلطان علی | 984ق | نسخ | 164 | شناسنامه ← |
| 14 |
فیضیه
قم
|
1897/2 | عبدالله فهانجی | 985ق، برای مولانا حاجی محمد بن حاجی عبدالکریم | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 15 |
رضوی
مشهد
|
17694 | بهبود عطار سبزواری | 29 ذیقعده 988ق | نسخ | 130 | شناسنامه ← |
| 16 |
مرعشی
قم
|
13858/2 | مظفر بن محمد رستمداری | ذیقعده 988ق | نسخ | 117 | شناسنامه ← |
| 17 |
ملی
تهران
|
2855 | علی بن شمس الدین حسینی | 991ق | نسخ | 135 | شناسنامه ← |
| 18 |
رضوی
مشهد
|
8398 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 172 | شناسنامه ← |
| 19 |
رضوی
مشهد
|
14874 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 139 | شناسنامه ← |
| 20 |
رضوی
مشهد
|
15051 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 97 | شناسنامه ← |
| 21 |
رضوی
مشهد
|
14791 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 81 | شناسنامه ← |
| 22 |
مرکز احیاء
قم
|
4390/2 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 15 | شناسنامه ← |
| 23 |
دانشگاه
تهران
|
3977 | بیکاتب | قرن 10 و 11 | نسخ | 231 | شناسنامه ← |
| 24 |
ملک
تهران
|
2539 | محمد علی | ربیع الاول قرن 11 | نسخ | 71 | شناسنامه ← |
| 25 |
ملک
تهران
|
2661 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 179 | شناسنامه ← |
| 26 |
مدرسه آیة الله بروجردی
کرمانشاه
|
70/3 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 105 | شناسنامه ← |
| 27 |
گوهرشاد
مشهد
|
2418 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 119 | شناسنامه ← |
| 28 |
رضوی
مشهد
|
26845 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 112 | شناسنامه ← |
| 29 |
رضوی
مشهد
|
37196 | عبدالله بن محمد باقر | قرن 11 | نسخ | 149 | شناسنامه ← |
| 30 |
رضوی
مشهد
|
25922 | بیکاتب | قرن 11 | نسخ | 122 | شناسنامه ← |