شناسنامه کتابشناختی اثر
الجامع
al-jāmi‘
2
نسخه ثبتشده
قرن 9 هـ.ق
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/18414
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #18414
پدیدآور / مؤلف:
سید محمد بن سید حسن
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 9، ص 777
تا 778
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
لغت
عناوین دیگر و همتراز:
مختصر صحاح
(muxtaṣar-i ṣiḥāḥ)
اهدا / به درخواست:
سلطان محمد فاتح پسر سلطان مراد عثمانی (ش855-886)
اثر مرتبط / وابسته به:
صحاح اللغة = تاج اللغة و صحاح العربیة = الصحاح؛ جوهری، اسماعیل بن حماد (-393ق)
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
یکی از بنامترین کتابهای لغت عرب صحاح اللغة جوهری است. سیوطی در «المزهر» گوید نخستین کتاب است که فقط واژههای درست را آورده و از این رو «صحاح» نام گرفته و خود نگارنده نیز در دیباچه میگوید: آنچه را من درست شناختم در این کتاب آوردم. ثعالبی در «یتیمة الدهر» میگوید: صحاح، سید کتابهای پیش از آنست. یاقوت در «معجم الادباء» نیز آن را ستوده است. ولی باز هم از این کتاب ایرادها گرفتهاند و نادرستیها در آن یافته و کتابها درباره آن نگاشتهاند و گویند سبب راه یافتن این نادرستیها در «صحاح» آن ست که نگارنده (جوهری) آن را زیر نظر استاد ابومنصور عبدالرحیم پسر محمد بیشکی نگاشته و تا کتاب «حرف-ض» بر استاد بخواند، و در این هنگام دچار دیوانگی گردید که به خودکشی کشید و باقی کتاب در چرکنویس بماند و شاگرد وی ابراهیم پسر صالح وراق آن را پاکنویس کرد. باری اگر چنین باشد باید پیش از «حرف-ض» بیغلط باشد؛ ولی چنین نیست، و این پوزشی است که دوستدارانش از نادرستیهای وی آوردهاند. نگارنده آن جوهری ابونصر اسماعیل پسر حماد اهل فاریاب بود و مدتی به عربستان رفته زبان عربی را از میان چادرنشینان عرب گرد آورد و به دامغان بازگشت و صحاح را برای استاد خود بیشکی بنگاشت و در پایان عمر خود را از بام مسجد نیشابور پرتاب کرد و بمرد. تاریخ مرگ او بهنگام ثبت نشده و آن را از 393 تا 400 نوشتهاند و درست تر از همه 393ق میباشد. صحاح نخستین کتاب لغت عربی بود که به ترتیب حرفهای الفباء معمولی تنظیم شد در این کتاب آخرین حرف را بخش بزرگ «باب» و نخستین حرف را کوچک بخش «فصل» نامیده است.
دانشمندان درباره این کتاب بررسیهای بسیار کرده و کار بسیار انجام دادهاند، چندین بار آن را کوتاه کرده یا گزارش داده یا حاشیه نگاشتهاند. برخی از آنها در معجم الادباء (ج6: ص 151-165 و ج4: 50 و ج20: 35) یاد شده و نیازی به تکرار نیست. یکی از کوتاه شدههای صحاح «الجامع» نام دارد که جای گفتگو میباشد. نگارنده آن سید محمد پسر حسن پسر سید علی (-866ق) میباشد. چلبی در کشف الظنون این کتاب را یاد کرده و نیز کتابی به نام «راموز» به همین نگارنده نسبت داده، از دیباچه راموز که در کشف الظنون آمده [چلبی گوید: اوله: الحمدلله حق حمده. الخ. و این جمله همان آغاز کتاب «الجامع» است ولی مطالبی را که چلبی از دیباچه این کتاب «راموز» آورده، در دیباچه «الجامع» نسخه دانشگاه نیست] چنین بر میآید که پس از نگارش «الجامع» کتاب قاموس فیروز آبادی به دست وی افتاد، و پس از بررسی آن ناگزیر گردید «راموز» را بنگارد.
چنانکه از فهرست دارالکتب مصری (ج2ص14) بر میآید نسخه راموز که به سال 988 نوشته شده در کتابخانه «ایکی جامع» در استانبول هست. بیش از این درباره سید محمد نگارنده چیزی به دست نیامد. آنچه از خود کتاب جامع برمیآید چنین است که وی کتاب را به نام سلطان محمد فاتح پسر سلطان مراد عثمانی (ش855-886) نگاشته است. در دیباچه نام کتاب «الجامع» و نام خود سید محمد پسر سید حسن را آورده و چکامهای در ستایش سلطان نامبرده سروده و نام او را در این شعر آورده: «ارید بذاک ابن المراد محمدا ×× و لا نال ممدوح بلیل و بالفجر». سپس میگوید کتاب صحاح دریایی ژرف بود و چون مطالب بیجا نیز در آن یافت میشد، یکی از دانشمندان آن را کوتاه کرد، و با این کار گرچه پیرایه آن بریخت، ولی از آرایش آن نیز بکاست، و گرچه چیزها بر آن افزود، ولی برخی از آنها بیپاسخ نبود. همه جا گفتار او را با عنوان: «قال صاحب المختصر» میآورد و گاهی به او با عنوان «اقول ...» پاسخ میگوید و در هیچ جا نام او را نیاورده است. با تطبیق آن با مختصر صحاح که در کتابخانه سپهسالار هست و با «مختار الصحاح» [از زین الدین رازی، محمد بن ابی بکر (-666ق)]، آشکار گردید که وی مختار الصحاح را خواسته و همه جا گفتههای او را پاسخ گفته و آنچه را که در صحاح فراموش شده، از مغرب مطرزی وفائق و نهایه ابن اثیر آورده است. چلبی گوید: این کتاب در شهر ادرنه به سال 854 پایان یافته است ولی از نسخه دانشگاه چنین چیزی بر نمیآید. (علینقی منزوی)
متن فنخا
● الجامع = مختصر صحاح / لغت / عربی
al-jāmi‘ = muxtaṣar-i ṣiḥāḥ
سید محمد بن سید حسن (-866ق)
seyyed mohammad ebn-e seyyed hasan (-1458)
وابسته به: صحاح اللغة = تاج اللغة و صحاح العربیة = الصحاح؛ جوهری، اسماعیل بن حماد (-393ق)
اهداء به: سلطان محمد فاتح پسر سلطان مراد عثمانی (ش855-886)
یکی از بنامترین کتابهای لغت عرب صحاح اللغة جوهری است. سیوطی در «المزهر» گوید نخستین کتاب است که فقط واژههای درست را آورده و از این رو «صحاح» نام گرفته و خود نگارنده نیز در دیباچه میگوید: آنچه را من درست شناختم در این کتاب آوردم. ثعالبی در «یتیمة الدهر» میگوید: صحاح، سید کتابهای پیش از آنست. یاقوت در «معجم الادباء» نیز آن را ستوده است. ولی باز هم از این کتاب ایرادها گرفتهاند و نادرستیها در آن یافته و کتابها درباره آن نگاشتهاند و گویند سبب راه یافتن این نادرستیها در «صحاح» آن ست که نگارنده (جوهری) آن را زیر نظر استاد ابومنصور عبدالرحیم پسر محمد بیشکی نگاشته و تا کتاب «حرف-ض» بر استاد بخواند، و در این هنگام دچار دیوانگی گردید که به خودکشی کشید و باقی کتاب در چرکنویس بماند و شاگرد وی ابراهیم پسر صالح وراق آن را پاکنویس کرد. باری اگر چنین باشد باید پیش از «حرف-ض» بیغلط باشد؛ ولی چنین نیست، و این پوزشی است که دوستدارانش از نادرستیهای وی آوردهاند. نگارنده آن جوهری ابونصر اسماعیل پسر حماد اهل فاریاب بود و مدتی به عربستان رفته زبان عربی را از میان چادرنشینان عرب گرد آورد و به دامغان بازگشت و صحاح را برای استاد خود بیشکی بنگاشت و در پایان عمر خود را از بام مسجد نیشابور پرتاب کرد و بمرد. تاریخ مرگ او بهنگام ثبت نشده و آن را از 393 تا 400 نوشتهاند و درست تر از همه 393ق میباشد. صحاح نخستین کتاب لغت عربی بود که به ترتیب حرفهای الفباء معمولی تنظیم شد در این کتاب آخرین حرف را بخش بزرگ «باب» و نخستین حرف را کوچک بخش «فصل» نامیده است.
دانشمندان درباره این کتاب بررسیهای بسیار کرده و کار بسیار انجام دادهاند، چندین بار آن را کوتاه کرده یا گزارش داده یا حاشیه نگاشتهاند. برخی از آنها در معجم الادباء (ج6: ص 151-165 و ج4: 50 و ج20: 35) یاد شده و نیازی به تکرار نیست. یکی از کوتاه شدههای صحاح «الجامع» نام دارد که جای گفتگو میباشد. نگارنده آن سید محمد پسر حسن پسر سید علی (-866ق) میباشد. چلبی در کشف الظنون این کتاب را یاد کرده و نیز کتابی به نام «راموز» به همین نگارنده نسبت داده، از دیباچه راموز که در کشف الظنون آمده [چلبی گوید: اوله: الحمدلله حق حمده. الخ. و این جمله همان آغاز کتاب «الجامع» است ولی مطالبی را که چلبی از دیباچه این کتاب «راموز» آورده، در دیباچه «الجامع» نسخه دانشگاه نیست] چنین بر میآید که پس از نگارش «الجامع» کتاب قاموس فیروز آبادی به دست وی افتاد، و پس از بررسی آن ناگزیر گردید «راموز» را بنگارد.
چنانکه از فهرست دارالکتب مصری (ج2ص14) بر میآید نسخه راموز که به سال 988 نوشته شده در کتابخانه «ایکی جامع» در استانبول هست. بیش از این درباره سید محمد نگارنده چیزی به دست نیامد. آنچه از خود کتاب جامع برمیآید چنین است که وی کتاب را به نام سلطان محمد فاتح پسر سلطان مراد عثمانی (ش855-886) نگاشته است. در دیباچه نام کتاب «الجامع» و نام خود سید محمد پسر سید حسن را آورده و چکامهای در ستایش سلطان نامبرده سروده و نام او را در این شعر آورده: «ارید بذاک ابن المراد محمدا ×× و لا نال ممدوح بلیل و بالفجر». سپس میگوید کتاب صحاح دریایی ژرف بود و چون مطالب بیجا نیز در آن یافت میشد، یکی از دانشمندان آن را کوتاه کرد، و با این کار گرچه پیرایه آن بریخت، ولی از آرایش آن نیز بکاست، و گرچه چیزها بر آن افزود، ولی برخی از آنها بیپاسخ نبود. همه جا گفتار او را با عنوان: «قال صاحب المختصر» میآورد و گاهی به او با عنوان «اقول ...» پاسخ میگوید و در هیچ جا نام او را نیاورده است. با تطبیق آن با مختصر صحاح که در کتابخانه سپهسالار هست و با «مختار الصحاح» [از زین الدین رازی، محمد بن ابی بکر (-666ق)]، آشکار گردید که وی مختار الصحاح را خواسته و همه جا گفتههای او را پاسخ گفته و آنچه را که در صحاح فراموش شده، از مغرب مطرزی وفائق و نهایه ابن اثیر آورده است. چلبی گوید: این کتاب در شهر ادرنه به سال 854 پایان یافته است ولی از نسخه دانشگاه چنین چیزی بر نمیآید. (علینقی منزوی)
نسخههای خطی این اثر
2 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
علامه طباطبائی
شیراز
|
1346 | بیکاتب | 900ق | نسخ | - | شناسنامه ← |
| 2 |
دانشگاه
تهران
|
213 | بیکاتب | ظاهراً قرن 10 | نستعلیق | 307 | شناسنامه ← |