شناسنامه کتابشناختی اثر
تذکرة الاخوان لشرک الشیطان
tazkerat-ol exvān le-šerk-eš šaytān
پیوند کوتاه:
/w/14140
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #14140
پدیدآور / مؤلف:
قزوینی، عبدالوهاب بن محمد علی
تاریخ و سده تألیف:
1249 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 7، ص 798
تا 799
زبان و قالب:
فارسی و عربی
ردههای موضوعی:
کلام و اعتقادات
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
مؤلف نگارنده «علم الهدایة فی غیاهب الظلمات لادراک الاحکام الشرعیة» و مجاز از صاحب مفتاح الکرامة در 1225 است.
فتحعلی شاه قاجار بهوسیله یکی از اطرافیانش سؤالی با این صورت طرح کرده است: «آیا شیطان مشرک است یا نه به این معنی که خود احدی را شریک باری تعالی قرار داده بود یا نه و اینکه همه مشرکین به اغوای او شرک آوردند آیا او را هم مشرک میتوان گفت یا نه، و دیگر نبردن یک فرمان از جناب احدیت موجب شرک میشود یا خیر؟»
مؤلف این رساله پاسخ این سؤال را شفاهاً این طور داده بود: «ان الشرک الجلی المعروف من القول بتعدد الاله صریحا غیر ظاهر فی حقه و لکنه مشرک بالشرک الخفی المعروف مع کفره بالنص الجلی و غیر موحد بالوجه العقلی المرضی و الدلیل النقلی القطعی». سپس متوجه شده است که یکی از فضلا و فقهای معاصرش که ساکن تهران بوده در پاسخ این سؤال این طور نوشته است: «شیطان مشرک نبوده و نیست بلکه در کمال معرفت و نهایت مرحله توحید است جنبه استکباری که در او بود مانع از اطاعت از مرحله سجود شد و عصیان ورزید چنانکه صریح آیه «ابی و استکبر و کان من الکافرین» آن است که کافر شد و تأمل در وجه کفر است آیا آنکه عدم سجود بر آدم از روی تکبر بر آدم چنانکه ظاهر آیه «خلقتنی من نار و خلقته من طین» است و شاید وجه کفر اعتراض بر حکمت پروردگار باشد و اینکه نبایست من اینکار را بکنم که بنا بر این کافر شد و به علت اینکه مشرکین به اغوای او مشرک شدهاند او را مشرک نمیتوان گفت و نبردن فرمان موجب شرک نیست». مؤلف پس از اطلاع از این پاسخ شدیداً آن را تخطئه میکند و آن فقیه مذکور هم ورقه دیگری در تأکید پاسخ قبلی مینویسد. این رساله پاسخ تفصیلی مؤلف به آن سؤال و رد همین پاسخ است: در سه «مقدمه» و یک «مطلب» و یک «خاتمه»: مقدمه 1. فی الاشارة بحقيقة الایمان و الکفر علی وجه الایجاز بالعقل و نقل الکتاب و السنة و الاجماع؛ مقدمه 2. فی الاشارة الی التوحید و حقیقته و مراتبه و الشرک و ماهيته و مراتبه و مقابلته مع التوحید و الفرق بین الشرک المغفور الفرعى و الشرک الاصلی الموجب للخلود فی النار و بیان الفرق بينه و بین الکفر و اتحادهما مصداقا و ان اختلفنا مفهوماً؛ مقدمه 3. فی معرفة الشیطان عرفاً و شرعاً و عقلاً ليعرفنى الله مکایده و یحفظنی عن همزاته؛ المطلب فی اثبات انه لعنة الله جهل مطلق ... فهو جامع لمجامع الكفر و الشرك؛ الخاتمه في الاشارة بهفوات جواب ذلك الفاضل و مفاسده و القول بان الرجيم من الموحدين او من العارفين انما هو من بعض المتصوفة المخذولين المنكرين لخلود الكفار في الجحيم فغفل و كتب في الجواب من غير تامل و التفات الى اصول الدين المبين.
آغاز اثر
« الحمد لوليه و الصلوة على صفيه ثم على وليه »
انجام اثر
« و هنا لنختم المقال بحمدالله الملک المتعال »
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
الذریعه ج 268/279/6
خاتمة الطبع متاجر مفتاح الكرامة-فوائد الرضوية ج 261/1
دنا 1057/2 (3 نسخه)
اعلام الشيعه 2: 1435
فهرستواره منزوی 193/9
متن فنخا
● تذکرة الاخوان لشرک الشیطان / کلام و اعتقادات / فارسی و عربی
tazkerat-ol exvān le-šerk-eš šaytān
قزوینی، عبدالوهاب بن محمد علی، ق13 قمری
qazvīnī, ‘abd-ol-vahhāb ebn-e mohammad ‘alī (- 19c)
تاریخ تألیف: ذیقعده 1249ق
مؤلف نگارنده «علم الهدایة فی غیاهب الظلمات لادراک الاحکام الشرعیة» و مجاز از صاحب مفتاح الکرامة در 1225 است.
فتحعلی شاه قاجار بهوسیله یکی از اطرافیانش سؤالی با این صورت طرح کرده است: «آیا شیطان مشرک است یا نه به این معنی که خود احدی را شریک باری تعالی قرار داده بود یا نه و اینکه همه مشرکین به اغوای او شرک آوردند آیا او را هم مشرک میتوان گفت یا نه، و دیگر نبردن یک فرمان از جناب احدیت موجب شرک میشود یا خیر؟»
مؤلف این رساله پاسخ این سؤال را شفاهاً این طور داده بود: «ان الشرک الجلی المعروف من القول بتعدد الاله صریحا غیر ظاهر فی حقه و لکنه مشرک بالشرک الخفی المعروف مع کفره بالنص الجلی و غیر موحد بالوجه العقلی المرضی و الدلیل النقلی القطعی». سپس متوجه شده است که یکی از فضلا و فقهای معاصرش که ساکن تهران بوده در پاسخ این سؤال این طور نوشته است: «شیطان مشرک نبوده و نیست بلکه در کمال معرفت و نهایت مرحله توحید است جنبه استکباری که در او بود مانع از اطاعت از مرحله سجود شد و عصیان ورزید چنانکه صریح آیه «ابی و استکبر و کان من الکافرین» آن است که کافر شد و تأمل در وجه کفر است آیا آنکه عدم سجود بر آدم از روی تکبر بر آدم چنانکه ظاهر آیه «خلقتنی من نار و خلقته من طین» است و شاید وجه کفر اعتراض بر حکمت پروردگار باشد و اینکه نبایست من اینکار را بکنم که بنا بر این کافر شد و به علت اینکه مشرکین به اغوای او مشرک شدهاند او را مشرک نمیتوان گفت و نبردن فرمان موجب شرک نیست». مؤلف پس از اطلاع از این پاسخ شدیداً آن را تخطئه میکند و آن فقیه مذکور هم ورقه دیگری در تأکید پاسخ قبلی مینویسد. این رساله پاسخ تفصیلی مؤلف به آن سؤال و رد همین پاسخ است: در سه «مقدمه» و یک «مطلب» و یک «خاتمه»: مقدمه 1. فی الاشارة بحقيقة الایمان و الکفر علی وجه الایجاز بالعقل و نقل الکتاب و السنة و الاجماع؛ مقدمه 2. فی الاشارة الی التوحید و حقیقته و مراتبه و الشرک و ماهيته و مراتبه و مقابلته مع التوحید و الفرق بین الشرک المغفور الفرعى و الشرک الاصلی الموجب للخلود فی النار و بیان الفرق بينه و بین الکفر و اتحادهما مصداقا و ان اختلفنا مفهوماً؛ مقدمه 3. فی معرفة الشیطان عرفاً و شرعاً و عقلاً ليعرفنى الله مکایده و یحفظنی عن همزاته؛ المطلب فی اثبات انه لعنة الله جهل مطلق ... فهو جامع لمجامع الكفر و الشرك؛ الخاتمه في الاشارة بهفوات جواب ذلك الفاضل و مفاسده و القول بان الرجيم من الموحدين او من العارفين انما هو من بعض المتصوفة المخذولين المنكرين لخلود الكفار في الجحيم فغفل و كتب في الجواب من غير تامل و التفات الى اصول الدين المبين.
آغاز: الحمد لوليه و الصلوة على صفيه ثم على وليه
انجام: و هنا لنختم المقال بحمدالله الملک المتعال
[الذریعه ج 268/279/6؛ خاتمة الطبع متاجر مفتاح الكرامة-فوائد الرضوية ج 261/1؛ دنا 1057/2 (3 نسخه)؛ اعلام الشيعه 2: 1435؛ فهرستواره منزوی 193/9]
نسخههای خطی این اثر
3 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
فیضیه
قم
|
922 | قزوینی، عبدالوهاب بن محمد علی (مؤلف) | 1249ق | نسخ | 72 | شناسنامه ← |
| 2 |
فیضیه
قم
|
1491 | قزوینی، عبدالوهاب بن محمد علی (مؤلف) | بیتاریخ | نسخ | 36 | شناسنامه ← |
| 3 |
ملی
تهران
|
7312 | بیکاتب | 1250ق | نسخ | - | شناسنامه ← |