شناسنامه کتابشناختی اثر
تاریخ غوریان
tārīx-e qūrīyān
1
نسخه ثبتشده
مشاهده فهرست نسخهها
↓
پیوند کوتاه:
/w/11906
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #11906
پدیدآور / مؤلف:
ناشناخته
تاریخ و سده تألیف:
نامشخص
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 6، ص 712
زبان و قالب:
فارسی
ردههای موضوعی:
تاریخ
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
قطعهای است از کتاب تاریخی که در آن وقایع از سال 589 تا 613 تحریر شده است. در این کتاب تاریخ شاهان غوری از سال 589 تا 613 با انشایی مسجع و مصنوع و با عباراتپردازیهای متکلفانه درج شده و بخش اعظم آن اشعار عربی و فارسی است. مؤلف ابتدا بندهایی در پند و اندرز و نصیحت به سلطان میآورد و پس از آن به ذکر تاریخ میپردازد و در اثنا نیز عبارتهایی در تعریف اسب و مرکب و شمشیر و ... آورده است. فهرست بخشهای موجود چنین است: فتح اجمیر کرت دوم در 589، فتح تهنگر، ذکر تفویض ایالت تهنگر به امیر معظم بهاء الدوله طغرل، فتح کادیور هند در 592، تعریف مسجد جامع دهلی، نهضت مبارک بر سمت قلعه کول و خطه بنارس در 590، استخلاصی قلعه کول که در ذیل آن آورده: «و چون رایات عالیه- لازلت محفوفة بالنصر و الظفر - از حضرت خوارزم اجلها الله در شهور سنه ست مائه مراجعه کردند. لشکر خطا - خذلهم الله و ایادیهم - جمعیتی کردند و خدایگان اعظم را - اعظم الله قدره و نظم امره - از آن طایفه که چون ستارگان آسمان بی نهایت بودند ... روی به ملتان آورد و به وقت رسیدن به امیر داد حسن میر علم بلعجبی آغاز نهاد ...»، بهاء الدین محمد، ابن سنکوان که در حدود ملتان اقطاع داشتند، و رایات دولت از دارالملک غزنه روان شد و امیر حاجب سراج الدین ابوبکر، ذکر تفویض ایالت قلعه کالنجر به هویز الدین حسن «... و عنوان شهنشاهی و صدر تاریخ جهانداری به ذکر آن بهجت و بها یافت هفت خوان و قصه مازندران در طی نسیان آمد ... به پیروزی به دار الملک غزنه روان گشت، نهضت مبارک به طرف قلعه کول و تفویض ایالت ابن موضع به ملک حسام الدین فتح کالنجر، ذکر شکسته شدن چشم عزنی و گرفتار شدن ملک تاج الدین در سنه 612، ذکر وفات سلطان السلاطین قطب الدین، ذکر مرتب شدن امراء اطراف در سلک خدمت و مسلم شدن ممالک هند و سند، محمد کوفی و شیخ محمد سرزی. نمونهای از نثر و نظم این رساله چنین است : «فتح احمیر کرت دوم، و در شهور سنه تسع و ثمانین و خمسمائة بدرگاه همایون که قبله امانی و مقصد آمال است انها کردند که هراج والی احمیر رایت ضلال و لواء غوایت بر افراخت و نائره شر که در دل و چشم او روشن بود برافروخت و راه فتنه و فساد که پیوسته بسته داشت بگشاد و اثر عصیان و امارت طغیان پیدا کرد و از غایت خذلان عنان هوا پرستی بدست شیطان داد و سوداء ارتقاء مدارج سروری و معارج مهتری در دماغ گرفت و با مل مکذوب که حجاب تاریک عقل او بود مغرور گشت، شعر: ویل لمغرور عصاک فانه ×× متعرض لمخالب الضرغام. نظم: چنان غرور دهد دشمن ترا گردون ×× که ماه تاب بگیرد بنرخ پیرهنی / کسی که پیرهن کین تو فروپوشد ×× جهان چه گوید بدو زهی کفنی. وجیهی که روی لشکر وی است سپاه او بود شتابان بحدود دهلی آمد.»
مآخذ و منابع کتابشناسی اثر
ص 8
متن فنخا
● تاریخ غوریان / تاریخ / فارسی
tārīx-e qūrīyān
قطعهای است از کتاب تاریخی که در آن وقایع از سال 589 تا 613 تحریر شده است. در این کتاب تاریخ شاهان غوری از سال 589 تا 613 با انشایی مسجع و مصنوع و با عباراتپردازیهای متکلفانه درج شده و بخش اعظم آن اشعار عربی و فارسی است. مؤلف ابتدا بندهایی در پند و اندرز و نصیحت به سلطان میآورد و پس از آن به ذکر تاریخ میپردازد و در اثنا نیز عبارتهایی در تعریف اسب و مرکب و شمشیر و ... آورده است. فهرست بخشهای موجود چنین است: فتح اجمیر کرت دوم در 589، فتح تهنگر، ذکر تفویض ایالت تهنگر به امیر معظم بهاء الدوله طغرل، فتح کادیور هند در 592، تعریف مسجد جامع دهلی، نهضت مبارک بر سمت قلعه کول و خطه بنارس در 590، استخلاصی قلعه کول که در ذیل آن آورده: «و چون رایات عالیه- لازلت محفوفة بالنصر و الظفر - از حضرت خوارزم اجلها الله در شهور سنه ست مائه مراجعه کردند. لشکر خطا - خذلهم الله و ایادیهم - جمعیتی کردند و خدایگان اعظم را - اعظم الله قدره و نظم امره - از آن طایفه که چون ستارگان آسمان بی نهایت بودند ... روی به ملتان آورد و به وقت رسیدن به امیر داد حسن میر علم بلعجبی آغاز نهاد ...»، بهاء الدین محمد، ابن سنکوان که در حدود ملتان اقطاع داشتند، و رایات دولت از دارالملک غزنه روان شد و امیر حاجب سراج الدین ابوبکر، ذکر تفویض ایالت قلعه کالنجر به هویز الدین حسن «... و عنوان شهنشاهی و صدر تاریخ جهانداری به ذکر آن بهجت و بها یافت هفت خوان و قصه مازندران در طی نسیان آمد ... به پیروزی به دار الملک غزنه روان گشت، نهضت مبارک به طرف قلعه کول و تفویض ایالت ابن موضع به ملک حسام الدین فتح کالنجر، ذکر شکسته شدن چشم عزنی و گرفتار شدن ملک تاج الدین در سنه 612، ذکر وفات سلطان السلاطین قطب الدین، ذکر مرتب شدن امراء اطراف در سلک خدمت و مسلم شدن ممالک هند و سند، محمد کوفی و شیخ محمد سرزی. نمونهای از نثر و نظم این رساله چنین است [ص 8]: «فتح احمیر کرت دوم، و در شهور سنه تسع و ثمانین و خمسمائة بدرگاه همایون که قبله امانی و مقصد آمال است انها کردند که هراج والی احمیر رایت ضلال و لواء غوایت بر افراخت و نائره شر که در دل و چشم او روشن بود برافروخت و راه فتنه و فساد که پیوسته بسته داشت بگشاد و اثر عصیان و امارت طغیان پیدا کرد و از غایت خذلان عنان هوا پرستی بدست شیطان داد و سوداء ارتقاء مدارج سروری و معارج مهتری در دماغ گرفت و با مل مکذوب که حجاب تاریک عقل او بود مغرور گشت، شعر: ویل لمغرور عصاک فانه ×× متعرض لمخالب الضرغام. نظم: چنان غرور دهد دشمن ترا گردون ×× که ماه تاب بگیرد بنرخ پیرهنی / کسی که پیرهن کین تو فروپوشد ×× جهان چه گوید بدو زهی کفنی. وجیهی که روی لشکر وی است سپاه او بود شتابان بحدود دهلی آمد.»
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
گلپایگانی
قم
|
7698-52/38 | بیکاتب | بیتاریخ | نسخ | 98 | شناسنامه ← |