شناسنامه کتابشناختی اثر
البضاعة المزجية فی اثبات وجود الكلى الطبيعى
al-biḍāʻat-ul muzjāt fī iṯbāt-i wujūd-il kullī-yiṭ ṭabīʻī
پیوند کوتاه:
/w/10245
شناسه یکتا در پایگاه فهارس: #10245
پدیدآور / مؤلف:
تنکابنی، ابوالحسن بن محمد هادی
تاریخ و سده تألیف:
1255 هـ.ق
مأخذ فهرستنویسی:
فنخا، ج 6، ص 56
تا 57
زبان و قالب:
عربی
ردههای موضوعی:
منطق
معرفی و مشخصات کتابشناختی اثر (در مأخذ فنخا)
افلاطون فیلسوف یونانی فلسفه خویش را بر پایه کلی طبیعی موجود که آن را مثال نامیده است نهاده و شاگرد وی ارسطاطالیس وجود کلی را انکار نموده افراد جزئی را موجود دانست و مسئله وجود کلی و مثال افلاطونی میان پیروان این دو فرزانه هماره مورد بحث و گفتگو بوده است. یکی از دانشمندان باختری به نام فرفوریوس (232 یا 233-304م) در دیباچهای که برای منطق ارسطو به نام ایساغوجی (ایساگوگه) یا مدخل نگاشته است در آغاز آن چنین گفت: «درباره اینکه جنس و نوع موجود واقعی مادی محسوس یا مجرد هستند یا جز مفهومی ذهنی بیش نیستند گفتگو نخواهیم کرد زیرا این مسئلهای است بسیار ژرف که بررسی دیگر و کاوش دامنهداری میخواهد». همین گفته فرفوریوس مایه این شد که از روزگار بوئسیوس فیلسوف و سیاسی روم و شارح کتابهای منطقی ارسطو (480-524) تا زمان تجدد (رنسانس) مسئله وجود کلی مورد اختلاف گردد و دانشمندان باختری به سه دسته بخش شوند: 1. واقعیان پیرو افلاطون، 2. اسمیها پیرو آنتیستنس، 3. تصوریهای پیرو ارسطو. این عبارت فرفوریوس به دانشمندان خاوری نیز رسیده و آنها نیز به چنین بحثی پرداختند چنانکه ابوعلی بن زرعه نصرانی (398-331) در کتاب «اغراض ارسطو طالیس المنطقیه» در آغاز «معانی ایساغوجی» میگوید: «و المطالب الصنعية فی هذه الخمسة بان ينظر فيها هل هی موجودة ام ليست بموجودة فان قوما قالو لا وجود فی الامور الكلية. فان كانت موجودة فاما ان يكون اجساماً او غير اجسام، و ان كانت غير اجسام فهل هی مفارقة اصلا للمادة فی الوجود و الوهم كالباری تبارک و تعالی، اولها تعلق بالمادة ضرباً من التعلق و فرفوریوس يتجنب هذه باسرها، و يتسلم تسليما ان الصور فی النفس موجودة ... و ذلک انه ليس لصانع من الصناع ان يتكلم فی موضوع صناعته. يتسلمها تسليما من غير ان يبحث عنه». پیداست که ابوعلی در اینجا به گفتار فرفوریوس مینگرد و از اختلافی که در این مسئله میان دانشمندان هست بیگانه نیست. ابوعلی سینا در فصل 12 مقاله 1 فن 1 منطق شفا و دیگر نگارشهای خویش از این مطلب سخن راند و در کتب حکما و متکلمان نیز درباره وجود کلی بحث شده و اشراقیان و صوفیان هم در برابر مشائیان به اعیان ثابت و ارباب انواع و مثل معلق قائل شدند. صدرالدین محمد شیرازی فیلسوف بزرگ در کتابهای خود بهویژه در اسفار (جلد 1 آغاز مرحله 4) از وجود کلی و مثل گفتگو نمود. چنانکه امام رازی در مباحث مشرقی در فصل 2 باب سوم کتاب در این باره سخن راند. درست میتوان گفت بهترین کتابی که در این زمینه نوشته شده همین «البضاعة المزجاة» است که دانشمند ابوالحسن بن محمد هادی حسینی تنکابنی آن را پرداخته است. این کتاب دارای یک «مقدمه» در 5 «کلمه» و دو «باب» است: 1. ابطال سخن مانعان در 20 «دلیل» و در دلیل یکم گوید که «کلی موجود، فرد خارجی نیست، تا ناگزیر شود که در چند جا باشد و صفتهای گوناگون و ناسازگار پذیرد و در واحد نوعی هم چنین چیزی محال نیست» و در این جا به اعتراضی مینگرد که شیخ در فصل 1 مقاله 5 الهی شفا (ص 486-487 چاپی) و در رسالهای که درباره گفتار دانشمند همدانی نوشته است آورده و آن را رد میکند؛ باب 2. اثبات وجود کلی طبیعی در 40 «قاعده» که در این چهل قاعده بسیاری از مطالب مهم منطق و فلسفه را میآورد و آنها را دلیل وجود کلی میگیرد مانند: بداهت، ایجاب و سلب، تضایف، سبر و تقسیم، وجود، معرفت صدق، انتاج، تکرر اوسط، ترکیب ماهیت، غیر معلل بودن ذاتی و جز اینها و در پایان این باب بدلایلی که دانشمندان آوردهاند اشاره میکند.
بی هیچ گفتگو این نگارش را میتوان از شاهکارهای دانشمندان ایران به شمار آورد. از گفته تنکابنی پیداست که وی این کتاب را در نزدیک به بیست روز پاکنویس نموده و بیشتر آن اندیشه خود او است.
متن فنخا (فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا))
● البضاعة المزجية فی اثبات وجود الكلى الطبيعى / منطق / عربی
al-biḍāʻat-ul muzjāt fī iṯbāt-i wujūd-il kullī-yiṭ ṭabīʻī
تنکابنی، ابوالحسن بن محمد هادی، -1286 قمری
tonekābonī, abo-ol-ḥasan ebn-e moḥammad hādī (-1870)
تاریخ تألیف: شب 15 ربیع الثانی 1255ق
افلاطون فیلسوف یونانی فلسفه خویش را بر پایه کلی طبیعی موجود که آن را مثال نامیده است نهاده و شاگرد وی ارسطاطالیس وجود کلی را انکار نموده افراد جزئی را موجود دانست و مسئله وجود کلی و مثال افلاطونی میان پیروان این دو فرزانه هماره مورد بحث و گفتگو بوده است. یکی از دانشمندان باختری به نام فرفوریوس (232 یا 233-304م) در دیباچهای که برای منطق ارسطو به نام ایساغوجی (ایساگوگه) یا مدخل نگاشته است در آغاز آن چنین گفت: «درباره اینکه جنس و نوع موجود واقعی مادی محسوس یا مجرد هستند یا جز مفهومی ذهنی بیش نیستند گفتگو نخواهیم کرد زیرا این مسئلهای است بسیار ژرف که بررسی دیگر و کاوش دامنهداری میخواهد». همین گفته فرفوریوس مایه این شد که از روزگار بوئسیوس فیلسوف و سیاسی روم و شارح کتابهای منطقی ارسطو (480-524) تا زمان تجدد (رنسانس) مسئله وجود کلی مورد اختلاف گردد و دانشمندان باختری به سه دسته بخش شوند: 1. واقعیان پیرو افلاطون، 2. اسمیها پیرو آنتیستنس، 3. تصوریهای پیرو ارسطو. این عبارت فرفوریوس به دانشمندان خاوری نیز رسیده و آنها نیز به چنین بحثی پرداختند چنانکه ابوعلی بن زرعه نصرانی (398-331) در کتاب «اغراض ارسطو طالیس المنطقیه» در آغاز «معانی ایساغوجی» میگوید: «و المطالب الصنعية فی هذه الخمسة بان ينظر فيها هل هی موجودة ام ليست بموجودة فان قوما قالو لا وجود فی الامور الكلية. فان كانت موجودة فاما ان يكون اجساماً او غير اجسام، و ان كانت غير اجسام فهل هی مفارقة اصلا للمادة فی الوجود و الوهم كالباری تبارک و تعالی، اولها تعلق بالمادة ضرباً من التعلق و فرفوریوس يتجنب هذه باسرها، و يتسلم تسليما ان الصور فی النفس موجودة ... و ذلک انه ليس لصانع من الصناع ان يتكلم فی موضوع صناعته. يتسلمها تسليما من غير ان يبحث عنه». پیداست که ابوعلی در اینجا به گفتار فرفوریوس مینگرد و از اختلافی که در این مسئله میان دانشمندان هست بیگانه نیست. ابوعلی سینا در فصل 12 مقاله 1 فن 1 منطق شفا و دیگر نگارشهای خویش از این مطلب سخن راند و در کتب حکما و متکلمان نیز درباره وجود کلی بحث شده و اشراقیان و صوفیان هم در برابر مشائیان به اعیان ثابت و ارباب انواع و مثل معلق قائل شدند. صدرالدین محمد شیرازی فیلسوف بزرگ در کتابهای خود بهویژه در اسفار (جلد 1 آغاز مرحله 4) از وجود کلی و مثل گفتگو نمود. چنانکه امام رازی در مباحث مشرقی در فصل 2 باب سوم کتاب در این باره سخن راند. درست میتوان گفت بهترین کتابی که در این زمینه نوشته شده همین «البضاعة المزجاة» است که دانشمند ابوالحسن بن محمد هادی حسینی تنکابنی آن را پرداخته است. این کتاب دارای یک «مقدمه» در 5 «کلمه» و دو «باب» است: 1. ابطال سخن مانعان در 20 «دلیل» و در دلیل یکم گوید که «کلی موجود، فرد خارجی نیست، تا ناگزیر شود که در چند جا باشد و صفتهای گوناگون و ناسازگار پذیرد و در واحد نوعی هم چنین چیزی محال نیست» و در این جا به اعتراضی مینگرد که شیخ در فصل 1 مقاله 5 الهی شفا (ص 486-487 چاپی) و در رسالهای که درباره گفتار دانشمند همدانی نوشته است آورده و آن را رد میکند؛ باب 2. اثبات وجود کلی طبیعی در 40 «قاعده» که در این چهل قاعده بسیاری از مطالب مهم منطق و فلسفه را میآورد و آنها را دلیل وجود کلی میگیرد مانند: بداهت، ایجاب و سلب، تضایف، سبر و تقسیم، وجود، معرفت صدق، انتاج، تکرر اوسط، ترکیب ماهیت، غیر معلل بودن ذاتی و جز اینها و در پایان این باب بدلایلی که دانشمندان آوردهاند اشاره میکند.
بی هیچ گفتگو این نگارش را میتوان از شاهکارهای دانشمندان ایران به شمار آورد. از گفته تنکابنی پیداست که وی این کتاب را در نزدیک به بیست روز پاکنویس نموده و بیشتر آن اندیشه خود او است.
نسخههای خطی این اثر
1 نسخه| ردیف | کتابخانه و مرکز نگهداری | شماره نسخه | کاتب | تاریخ کتابت | نوع خط | برگ | مشاهده |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 |
دانشگاه
تهران
|
892/1 | تنکابنی، ابوالحسن بن محمد هادی (مؤلف) | 5 جمادی الاول 1255ق | نسخ | 70 | شناسنامه ← |