نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
/m/99480
کتابخانه و مخزن نگهداری: مرعشی
شهر و کشور: قم
شماره نسخه: 1747

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح ✓
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) —
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله ✓

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

نام کاتب:
بی‌کاتب
تاریخ کتابت:
بی‌تاریخ
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 1 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
نستعلیق
تعداد برگ و سطر:
112 برگ • 11 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
-
کاغذ و جلد:
کاغذ نامشخص • جلد نامشخص

آغاز نسخه

« بسمله. بعد ستایش حضرت پروردگار که بی علت و ماده سایر موجودات را از ممکن غیب بوجود آورده و انسان را که بحسب ظاهر بچندین پستی جاداده لیکن بنوای الانسان سر و أنا سره تشریف نبوت پوشانیده »

انجام نسخه

« که از آن رفع خودی بوده باشد لیکن اینقدر خودی مانده باشد که علم این حال نیز مانده باشد »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
. ؛ ؛ دارای خط‌خوردگی‌هایی در متن، نام کتاب در صفحه عنوان «رساله جواهرالانوار» ثبت شده، وی در شرح حال خود می گوید: «چنانچه اول احوال خود واضح می‌سازم که به سن چهارده سالگی بجناب استاد البلد مولانا سید شعیب الحق مسافر رحمة الله علیه حاضر گشته، بدرس کتب صرف نحو فقهیه مستعد بودم شان که بباطن وحدت وجود بود بظاهر ننمود فقط بطور متکلمان عقیده خود را می‌نمودند بلکه روافضان بیشتر بخارجی نسبت می‌کردند حقیقت را که نمی‌دانستم تا هشت سال بسبب کثرت صحبت استاد خود معتقد ... تقلید می‌داشتم اگر قصه استاد خویش در اینجا تحریرسازم بطول می‌انجامد غرض دیگر بود. من بعد بحلقه بزرگان عرفان یقین درآمدم، پس از مدت گوش فهم قابل شنیدن کلام قدسی ایشان گشت، با این همه از دل یقین بر وحدت وجود نمی‌شد. آخر الامر صاحب دعوی گردیدم. چندی بر این استقامت ورزیدم چنان مشاهده می‌نمود که اگر نوبت جاندهی هم ازین امر سر می‌کشید هرگز در یقین فتور نمی‌افتاد، بعد چند سال چنانچه معتقده شهود بآن است بر دل غالب آمد، مدت دراز برین نوع سپری شد آن مضمون ماسبق در ذهن کفر معلوم می‌شد، بعد ازین بطفیل شیخ خود ازین مهلکات نجات یافتم یعنی معتقده بمتابعت وجودیان مع الشهود که ذکر حال شان جایی کرده خواهد شد قرار گرفت قلب اطمینان یافت در آن میان دلایل عقلی نقلی را یکجا کرده بودم بحضرت مرشدان خود نیز مذکور این معنی بمیان می‌آوردم سؤال جواب پیش می‌آمد، لیکن عقل قول خود را ترجیح می‌داد ...»
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 11 • صفحه 36 • ردیف 1
متن فنخا:
قم؛ مرعشی؛ شماره نسخه: 1747 آغاز: بسمله. بعد ستایش حضرت پروردگار که بی علت و ماده سایر موجودات را از ممکن غیب بوجود آورده و انسان را که بحسب ظاهر بچندین پستی جاداده لیکن بنوای الانسان سر و أنا سره تشریف نبوت پوشانیده؛ انجام: که از آن رفع خودی بوده باشد لیکن اینقدر خودی مانده باشد که علم این حال نیز مانده باشد. نسخه اصل: کتابخانه ندوة العلماء، لکهنو، هند، شماره 66 (ردیف 85)؛ خط: نستعلیق، بی‌کا، بی‌تا؛ افتادگی: وسط و انجام؛ دارای خط‌خوردگی‌هایی در متن، نام کتاب در صفحه عنوان «رساله جواهرالانوار» ثبت شده، وی در شرح حال خود می گوید: «چنانچه اول احوال خود واضح می‌سازم که به سن چهارده سالگی بجناب استاد البلد مولانا سید شعیب الحق مسافر رحمة الله علیه حاضر گشته، بدرس کتب صرف و نحو و فقهیه مستعد بودم و مذهب شان که بباطن وحدت وجود بود و بظاهر ننمود فقط بطور متکلمان عقیده خود را می‌نمودند بلکه روافضان بیشتر بخارجی نسبت می‌کردند و حقیقت را که نمی‌دانستم تا هشت سال بسبب کثرت صحبت استاد خود معتقد ... تقلید می‌داشتم و اگر قصه استاد خویش در اینجا تحریرسازم بطول می‌انجامد و غرض دیگر بود. من بعد بحلقه بزرگان عرفان و یقین درآمدم، پس از مدت گوش فهم قابل شنیدن کلام قدسی ایشان گشت، با این همه از دل یقین بر وحدت وجود نمی‌شد. آخر الامر صاحب دعوی گردیدم. چندی بر این استقامت ورزیدم و چنان مشاهده می‌نمود که اگر نوبت جاندهی هم ازین امر سر می‌کشید هرگز در یقین فتور نمی‌افتاد، بعد چند سال چنانچه معتقده شهود بآن است بر دل غالب آمد، مدت دراز برین نوع سپری شد و آن مضمون ماسبق در ذهن کفر معلوم می‌شد، بعد ازین بطفیل شیخ خود ازین مهلکات نجات یافتم یعنی معتقده بمتابعت وجودیان مع الشهود که ذکر حال شان جایی کرده خواهد شد قرار گرفت و قلب اطمینان یافت و در آن میان دلایل عقلی و نقلی را یکجا کرده بودم و بحضرت مرشدان خود نیز مذکور این معنی بمیان می‌آوردم و سؤال و جواب پیش می‌آمد، لیکن عقل قول خود را ترجیح می‌داد ...»؛ 112ص، 11 سطر [عکسی ف: 5 - 191]