نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
✓
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- احمد بن محمد طاهر
- تاریخ کتابت:
- 1218ق (1218 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 63 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 1 برگ • 31 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 13/5×24سم
- کاغذ و جلد:
- فرنگی • تیماج مشکی
آغاز نسخه
« بسمله این مختصریست در بیان وضع جفر بدانکه جفر در لغت پوست بزغاله است و در اصطلاح علمای این فن دانستن استخراج امور احوال عالم و آدم بتدریج زمان و طاقت انسان است و وضع در لغت نهادن بود و در اصطلاح علمای جفر عبارت است از ترتیب ابجد هوز تا آخرش که 28 حرف است و هر حرفی بیست و هشت صفحه است و هر صفحه 28 سطر است و هر سطری بیست و هشت خانه است و هر خانهای چهار حرف بر وجهی که چهار ابجد هوز بود از اضلاع و اقطار و مجموع صفحات چون هفتصد و هشتاد و چهار است 784 بدانکه ایشان اقلیم را گویند و یکحرف خواهند از حروف ابجد که مجموع بیست و هشت اقلیم باشد و شهر گویند و صفحه خواهند از صفحات و محله گویند و یکسطر طلبند و خانه گویند و یکخانه خواهند از خانههای یکسطر و در خانه اولین چهار الف باشد و خانه آخرین چهار غین و در ثبت حروف احتیاط تمام باید کرد که غلط نشود که اگر مقدم یا مؤخر فراموش کند تمامی صفحه غلط شود و فایده مذهب و مقصود حاصل نشود و قاعده حقیر اینست: 111، 1111ب، 111ج111ه، 111، 111و، 111ز، 111ط باب اول در بیان دانستن احوال و بیرون آوردن مقصود کلی و جزوی از وضع جفر ... باب دوم در دانستن آنچه استخراج احوال را مهم است »
انجام نسخه
« من الصفحه السادسة عشر من الجزة الثالث فقس علی هذا »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 10 • صفحه 180 • ردیف 63
متن فنخا:
63. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 2896/4
آغاز: بسمله این مختصریست در بیان وضع جفر بدانکه جفر در لغت پوست بزغاله است و در اصطلاح علمای این فن دانستن استخراج امور احوال عالم و آدم بتدریج زمان و طاقت انسان است و وضع در لغت نهادن بود و در اصطلاح علمای جفر عبارت است از ترتیب ابجد هوز تا آخرش که 28 حرف است و هر حرفی بیست و هشت صفحه است و هر صفحه 28 سطر است و هر سطری بیست و هشت خانه است و هر خانهای چهار حرف بر وجهی که چهار ابجد هوز بود از اضلاع و اقطار و مجموع صفحات چون هفتصد و هشتاد و چهار است 784 بدانکه ایشان اقلیم را گویند و یکحرف خواهند از حروف ابجد که مجموع بیست و هشت اقلیم باشد و شهر گویند و صفحه خواهند از صفحات و محله گویند و یکسطر طلبند و خانه گویند و یکخانه خواهند از خانههای یکسطر و در خانه اولین چهار الف باشد و خانه آخرین چهار غین و در ثبت حروف احتیاط تمام باید کرد که غلط نشود که اگر مقدم یا مؤخر فراموش کند تمامی صفحه غلط شود و فایده مذهب و مقصود حاصل نشود و قاعده حقیر اینست: 111، 1111ب، 111ج111ه، 111، 111و، 111ز، 111ط باب اول در بیان دانستن احوال و بیرون آوردن مقصود کلی و جزوی از وضع جفر ... باب دوم در دانستن آنچه استخراج احوال را مهم است؛ انجام: من الصفحه السادسة عشر من الجزة الثالث فقس علی هذا
خط: نستعلیق، کا: احمد بن محمد طاهر، تا: 1218ق؛ کاغذ: فرنگی، جلد: تیماج مشکی، 1ص (58-58)، 31 سطر (8×16)، اندازه: 13/5×24سم [ف: 10 - 1742]