نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:

اشعار

/m/37101
کتابخانه و مخزن نگهداری: مجلس
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 8076/2

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) ✓
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

نام کاتب:
بی‌کاتب
تاریخ کتابت:
بی‌تاریخ
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 2483 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
شکسته نستعلیق، نستعلیق
تعداد برگ و سطر:
1 برگ • -
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
9/3×19سم
کاغذ و جلد:
چند رنگ • مقوایی با روکش تیماج حنایی سیر
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
له: هلاک دیده احول شوم که روی ترا ×× دو بار بیند با خود یکی حساب کند»، منه: «شبهه را از وحدتش دست تصرف کوتهست ×× کی تواند دیده احول دو دیدن روز را»؛ له: «می‌توانی که بمطلب رسی ناز کنی ×× اگر افشاندن دامان پر پرواز کنی»، ایضا له: «در چشم بد اندیش، هنر عیب نماید ×× من بی هنرم عیب ندارم چه توان گفت»، له: «از خرابی می‌گذشتم منزلم آمد بیاد ×× دست پا گم کرده ای دیدم دلم آمد بیاد / می‌گذشتم از کنار جرگه صید افکنان ×× صید در خون کشته ای دیدم دلم آمد بیاد»، غلام صاحب سفینه حقا قولا»؛ هو. مولوی معنوی: من نیم دهن دارم آخر چقر خندم ×× او همچو درخت گل خنده است ز سر تا پا»، محمد قلی سلیم: «جا بهر دل که گرفت او دگر از جا نرود ×× عکسش از آینه چون صورت زیبا نرود»، له: «تجلی بر نمی تابی ... بی چه بود اینجا ×× که موسی هم تمنا کرد خود را آزمود اینجا / سبکروحان شوق او گرانجانی نمی دانند ×× دود بر باد پیش از شعله خاکستر چو دود اینجا»؛ له: «چشم تو ز بیماری خود بر سر نازست ×× مژگان تو همچون شب بیمار درازست»؛ ؛ ، چلیپا
یادداشت‌های انتقادی و تصحیحی فهرست‌نگار:
• =تا
• رقم:
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 3 • صفحه 953 • ردیف 2483
متن فنخا:
2483. تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 8076/2 در این قسمت از شاعران مختلفی ابیاتی بدون نظم خاصی به دنبال هم آمده است. از این رو جداگانه مدخل گرفت و نام «جنگ - سفینه» یافت. این است محتویات این بخش با سرآغاز شعرها: دو رباعی میرزا ابوالحسن فراهانی: «رفتی رفتی از دل پرخون رفتی ×× وز غمکده سینه محزون رفتی / نیکو کردی که در دلم ننشستی ×× این خانه شکسته بود بیرون رفتی». له: «شوخی که بریده بود پیمان از من ×× بنشست برم کشیده دامان از من / چون برگ گلی که با صبا آمیزد ×× هم با من بود و هم گریزان از من»، چند بیت فرد از میرزا محمد سعید حکیم: «ما ز شرم عاجزی بر خصم غالب گشته ایم ×× سر بزیر افکندن ما تیغ بالا کردنست»، له: «میروم زین شهر اما بسکه رویم بر قفاست ×× می‌توان هنگام رفتن کردن استقبال من»، له: «با همه حسرت نمی خواهم که آیی در برم ×× ترسم از یادم روی بیرون به استقبال خویش»، له: «در انتظارت ای ثمر دل شکوفه وار ×× چشمم سفید گشت و تو در دیده بوده‌ای»، له: «گیرم بریدم از تو امیدی که داشتم ×× این زخم را بگو به چه مرهم نهم علاج»، له: «گر درد نداریم پس این چیست که داریم ×× در سینه شکاف ستم کیست که داریم / تا چند زنی طعنه که در بزم که بودی ×× غیر از تو درین شهر بگو کیست که داریم»، جعفر خان بیک: «بهر کس داد چرخ امروز کامی ×× کشد فردا ازو خوش انتقامی / اگر خط سر زد از رویش عجب نیست ×× همیشه در پی صبح است شامی»، چند بیت فرد از میرزا طاهر: «سخت می‌خواهد دلم ای نوبهار آرزو ×× با تو ته [=تا] مینای عمر خویش را خالی کنم»، له: «بسان مغز بادامی که از توأم جدا ماند ×× در آغوشم نمایانست خالی بودن جایش»؛ له: هلاک دیده احول شوم که روی ترا ×× دو بار بیند و با خود یکی حساب کند»، منه: «شبهه را از وحدتش دست تصرف کوتهست ×× کی تواند دیده احول دو دیدن روز را»؛ له: «می‌توانی که بمطلب رسی و ناز کنی ×× اگر افشاندن دامان پر پرواز کنی»، ایضا له: «در چشم بد اندیش، هنر عیب نماید ×× من بی هنرم عیب ندارم چه توان گفت»، له: «از خرابی می‌گذشتم منزلم آمد بیاد ×× دست و پا گم کرده ای دیدم دلم آمد بیاد / می‌گذشتم از کنار جرگه صید افکنان ×× صید در خون کشته ای دیدم دلم آمد بیاد»، [رقم:] غلام صاحب سفینه حقا قولا»؛ هو. مولوی معنوی: من نیم دهن دارم آخر چقر خندم ×× او همچو درخت گل خنده است ز سر تا پا»، محمد قلی سلیم: «جا بهر دل که گرفت او دگر از جا نرود ×× عکسش از آینه چون صورت زیبا نرود»، له: «تجلی بر نمی تابی ... بی چه بود اینجا ×× که موسی هم تمنا کرد و خود را آزمود اینجا / سبکروحان شوق او گرانجانی نمی دانند ×× دود بر باد پیش از شعله خاکستر چو دود اینجا»؛ له: «چشم تو ز بیماری خود بر سر نازست ×× مژگان تو همچون شب بیمار درازست»؛ خط: نستعلیق و شکسته نستعلیق، بی‌کا، بی‌تا؛ مجدول، چلیپا؛ کاغذ: چند رنگ، جلد: مقوایی با روکش تیماج حنایی سیر، 1گ (5پ-6ر)، اندازه: 9/3×19سم [ف: 27/1 - 134]