نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1774 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نسخ
- تعداد برگ و سطر:
- 18 برگ • 11 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 14×21سم
- کاغذ و جلد:
- فرنگی شکری رنگ • تیماج یک لا قرمز
انجام نسخه
« بس خون ز پرند شه دادار فرو ریخت ×× چون قطره باران چکد از ابر بهاری
چند غزل و تغزل است در شیوهای شبیه به شیوه اشعار وزیر نظام و در برخی از آنها تخلص مشتاق دیده میشود اما سبک اشعار مسلم میدارد از منشآت سید علی مشتاق اصفهانی و یا از دیوان مشتاقیه مظفر علی شاه کرمانی نیست و همان گونه که اشارت رفت به شیوه متوسط و سبک اشعار وزیر نظام بسیار شبیه است. اینک نمونههای از این اشعار: مطلع نخستین تغزل: «مدیح و زیور مدحت نثار خالق یکتا ×× که از آب و گلی آرد برون بس صورت زیبا / خداوندی که هر شام و سحر بر درگه فضلش ×× سجود آرند بر خاک جلالش جمله اشیاء»، از غزلی دیگر: «چو صوفیان صفا پیشه سربنه بر دوست ×× که کار مردم صافی محبت است و صفاست ... / قناعت است و توکل مقام درویشان ×× فرو از این چه نشینی محل فقر کجاست / محبت است و ارادت نظر به عین رضا ×× نه این مجاهده با نفس من همین تنهاست / کس این عمل نتواند به جز شه مشتاق ×× که در مفارقتش صد هزار جامه قباست / طبیب شافی نفس است غیر او نبود ×× چو او طبیب بود در مرض امید شفاست»، از غزل دیگر: «افسوس بر آن دیده که حق هیچ ندیده است ×× پیچیده ز حق روی و بغیری نگریده است / آوازه رحمت به سماوات و به ارضین ×× بر گشته و از سمع رضا <!-- page: 897 --> کس نشنیده است / ... گردیده کند باز تو گویی ز تکبر ×× این خلق ز آباء و ز اجداد خریده است / خود را چو سبع ساخته از کلبه درآید ×× یعن منم آنی که ز من خلق رمیده است / با روی ترش کرده و ابروی گرده دار ×× مانا که یکی قطره ز زقوم چشیده است / مشتاق چرا دست نگیرد ز من امروز ×× کز دست لئیمان به لبم جان برسیده است »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 3 • صفحه 896 • ردیف 1774
متن فنخا:
1774. تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 1026/3-طباطبائی
انجام: بس خون ز پرند شه دادار فرو ریخت ×× چون قطره باران چکد از ابر بهاری
چند غزل و تغزل است در شیوهای شبیه به شیوه اشعار وزیر نظام و در برخی از آنها تخلص مشتاق دیده میشود اما سبک اشعار مسلم میدارد از منشآت سید علی مشتاق اصفهانی و یا از دیوان مشتاقیه مظفر علی شاه کرمانی نیست و همان گونه که اشارت رفت به شیوه متوسط و سبک اشعار وزیر نظام بسیار شبیه است. اینک نمونههای از این اشعار: مطلع نخستین تغزل: «مدیح و زیور مدحت نثار خالق یکتا ×× که از آب و گلی آرد برون بس صورت زیبا / خداوندی که هر شام و سحر بر درگه فضلش ×× سجود آرند بر خاک جلالش جمله اشیاء»، از غزلی دیگر: «چو صوفیان صفا پیشه سربنه بر دوست ×× که کار مردم صافی محبت است و صفاست ... / قناعت است و توکل مقام درویشان ×× فرو از این چه نشینی محل فقر کجاست / محبت است و ارادت نظر به عین رضا ×× نه این مجاهده با نفس من همین تنهاست / کس این عمل نتواند به جز شه مشتاق ×× که در مفارقتش صد هزار جامه قباست / طبیب شافی نفس است غیر او نبود ×× چو او طبیب بود در مرض امید شفاست»، از غزل دیگر: «افسوس بر آن دیده که حق هیچ ندیده است ×× پیچیده ز حق روی و بغیری نگریده است / آوازه رحمت به سماوات و به ارضین ×× بر گشته و از سمع رضا کس نشنیده است / ... گردیده کند باز تو گویی ز تکبر ×× این خلق ز آباء و ز اجداد خریده است / خود را چو سبع ساخته از کلبه درآید ×× یعن منم آنی که ز من خلق رمیده است / با روی ترش کرده و ابروی گرده دار ×× مانا که یکی قطره ز زقوم چشیده است / مشتاق چرا دست نگیرد ز من امروز ×× کز دست لئیمان به لبم جان برسیده است»؛ خط: نسخ، بیکا، بیتا؛ کاغذ: فرنگی شکری رنگ، جلد: تیماج یک لا قرمز، 18ص (120-137)، 11 سطر، قطع: وزیری کوچک، اندازه: 14×21سم [ف: 23 - 315]