نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- قرن 10ق
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1700 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- - • 14 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 11×18سم
- کاغذ و جلد:
- نخدی رنگ • تیماج مشکی
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
18 تا 20) سه غزل از حسن، که گویا همان حسن دهلوی باشد که در (ص 52-54) یاد او گذشت، غزل یکم ناقص غزل دوم بدین شعر پایان یابد: «از بهر وصل او حسن وجه زری دارد ولی ×× شد وصل او چون کیمیا از کیمیا نایاب تر»، 21 تا 24) چهار غزل ناشناس، میان آنها نیز افتاده است، 25) غزلی از نسیمی که بدین شعر پایان یافته: «ای نسیمی پاک میبازی نظر ×× آفرین بر دیده بینای تو»، 26) غزلی از عطار بدین پایان (تخلص): «قصه عطار از هر سو گذشت ×× عرضه خواهد داشت او بر رای تو»
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 3 • صفحه 891 • ردیف 1700
متن فنخا:
1700. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 225/12
در این بخش 23 غزل درست و چند غزل ناقص از شاعران پراکنده دیده میشود: 1) یک غزل ناقص با قافیه «ی» از شاهی که انجامش این است: «چو او روی تو را میبیند از خود میرود شاهی ×× تو حال او همی دانی ولی با خود نمیآری»، 2) یک غزل از طوسی که پایانش چنین است: «شنیدی درد و آه و ناله زار از پی تیرش ×× هنوز ای طوسی دلخسته تا در دل جهاداری»، 3)یک غزل بی تخلص و ناشناخته، 4) یک غزل از فیضی، گویا وی همان فیضی برادر ابوالفیض پسر شیخ مبارک (م-1104) باشد که وزیر اکبر پادشاه هندی بوده است، پایان این غزل چنین است: «گریبان میدرد فیضی از آن سودا که تا روزی ×× بگیرد دامن وصلش ... دهد یاری»، 5 و 6) دو غزل از طالب شیرای که پایان هر دو این است: «هر چه از خوبی شیراز بگوید طالب ×× اهل معنی همه دانند که صد چندانست / طالبا بی غرض از لفظ اصیلی بشنو ×× شهر شیراز تو یک گوشه اصفهانست»، 7 تا 11) پنج غزل از سکاک: شاید همان بابا فغانی باشد که در (ص 61-63) یاد شد، انجام سه غزل آن این است که یکی از آنها بی تخلص است: «گر رود سکاکرا سر در سر کار بتان ×× ترک ندهد دوستی بین تا چه سان خود دشمنست /گفته ئی سکاک آخر صید ما خواهد شدن ×× این سخن دیرست گویا خود معین کرده است/ صد بار بیش کشت و دگر ساخت زنده ام ×× کوی علیست یار و حکیمی نصیر او»، 12 و 13) دو غزل از آصفی که گویا همان آصفی هروی (م-923ق) باشد، پایان نخستین آنها این است: «ز جان آصفی ای جان نماند جز رمقی ×× بیاد می بسر او که آخرین نفس است»، 14) یک غزل از قاسمی که پایانش چنین است: «قاسمی باز از تو در تو گریخت ×× که مفرهم توئی و ملجا تو»، 15) غزلی از محیی با این پایان: «تا هست و بود و باشد از این روز تا ابد ×× محیی بجان محبست همه اولیای تو»، 16 و 17) دو غزل بی تخلص؛ 18 تا 20) سه غزل از حسن، که گویا همان حسن دهلوی باشد که در (ص 52-54) یاد او گذشت، غزل یکم ناقص و غزل دوم بدین شعر پایان یابد: «از بهر وصل او حسن وجه زری دارد ولی ×× شد وصل او چون کیمیا و از کیمیا نایاب تر»، 21 تا 24) چهار غزل ناشناس، میان آنها نیز افتاده است، 25) غزلی از نسیمی که بدین شعر پایان یافته: «ای نسیمی پاک میبازی نظر ×× آفرین بر دیده بینای تو»، 26) غزلی از عطار بدین پایان (تخلص): «قصه عطار از هر سو گذشت ×× عرضه خواهد داشت او بر رای تو»؛ خط: نستعلیق، بیکا، تا: قرن 10ق؛ افتادگی: آغاز و وسط و انجام؛ کاغذ: نخدی رنگ، جلد: تیماج مشکی، 14 سطر (6×12/5)، اندازه: 11×18سم [ف: 2 - 249]