نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:

اشعار

/m/35937
کتابخانه و مخزن نگهداری: ملی
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 1872/19

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) —
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

تاریخ کتابت:
دوشنبه 6 ذیقعده 1286ق (1286 هـ.ق)
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 1311 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
نستعلیق
تعداد برگ و سطر:
5 برگ • 15 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
14×21/5سم
کاغذ و جلد:
فرنگی • مقوایی، تیماج تریاکی، ترنج و نیم ترنج دار

آغاز نسخه

« بسمله، در کمال حسن رویش چون جمال آمد جبین ×× از صباح روی او فی الحی نادوا مصبحین »

انجام نسخه

« گر تو خواهی تا بهشت خلد بینی‌های به بین ×× هذه جنات عدن فادخلوها خالدین قصیده خولیه است. این قصیده نونیه فارسی که پس از حمد خدا در مسائل کیمیا و عمل اکسیر است بنا بر قول سراینده آن: «بیت آخر از آن داعی نیست حکایت این بیت عجب بود روزی بر سر تربت شیخ سعد الدین در ولیان کوه در شهر تبریز ... نشسته بودم و این قصیده را درین بیت ختم کرده بودم: ملک توران ملک شد کیخسرو آمد بر سریر ×× کین خلف آمد زمن در کشور ایران زمین. شخصی را نشسته دیدم چنانکه می‌فرماید رب اشعث اغبر ... ... سر از گریبان برآورده گفت چون این قصیده را شرحی خواهد بود برین بیت ختم آن: گر تو خواهی تا بهشت خلد بینی هان ببین ×× هذه جنات عدن فادخلواها خالدین. اکنون من نمیدانم این بیت از آن وی بود یا وی را در حفظ بود و در این حیرتم که مرا با وی سابقه سخنی نبود و با وی معرفتی نداشتم وی چه دانست که من قصیده گفته‌ام یا شوخی خواهم کرد که چنین بیتی که لایق این وضع باشد بگوید یا بگوید که در شرح شروع می‌باید کردن و در این امریست که میفرماید هذه جنات عدن فادخلوها خالدین زیرا که بهشت مطلق این سخن شرح ویست قصیده چندانی نیست که این بیت را سزاوار باشد، خالدین در پایان این بیت امریست در مطالعه کردن شرح »
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 3 • صفحه 848 • ردیف 1311
متن فنخا:
1311. تهران؛ ملی؛ شماره نسخه: 1872/19 آغاز: بسمله، در کمال حسن رویش چون جمال آمد جبین ×× از صباح روی او فی الحی نادوا مصبحین؛ انجام: گر تو خواهی تا بهشت خلد بینی‌های به بین ×× هذه جنات عدن فادخلوها خالدین قصیده خولیه است. این قصیده نونیه فارسی که پس از حمد خدا در مسائل کیمیا و عمل اکسیر است بنا بر قول سراینده آن: «بیت آخر از آن داعی نیست حکایت این بیت عجب بود روزی بر سر تربت شیخ سعد الدین در ولیان کوه در شهر تبریز ... نشسته بودم و این قصیده را درین بیت ختم کرده بودم: ملک توران ملک شد کیخسرو آمد بر سریر ×× کین خلف آمد زمن در کشور ایران زمین. شخصی را نشسته دیدم چنانکه می‌فرماید رب اشعث اغبر ... ... سر از گریبان برآورده گفت چون این قصیده را شرحی خواهد بود برین بیت ختم آن: گر تو خواهی تا بهشت خلد بینی هان ببین ×× هذه جنات عدن فادخلواها خالدین. اکنون من نمیدانم این بیت از آن وی بود یا وی را در حفظ بود و در این حیرتم که مرا با وی سابقه سخنی نبود و با وی معرفتی نداشتم وی چه دانست که من قصیده گفته‌ام یا شوخی خواهم کرد که چنین بیتی که لایق این وضع باشد بگوید یا بگوید که در شرح شروع می‌باید کردن و در این امریست که میفرماید هذه جنات عدن فادخلوها خالدین زیرا که بهشت مطلق این سخن شرح ویست قصیده چندانی نیست که این بیت را سزاوار باشد، خالدین در پایان این بیت امریست در مطالعه کردن شرح»؛ خط: نستعلیق، کا: محمد جعفر بن محمد علی سواد کوه را مکوهی، تا: دوشنبه 6 ذیقعده 1286ق؛ کاغذ: فرنگی، جلد: مقوایی، تیماج تریاکی، ترنج و نیم ترنج دار، 5ص (201- 206)، 15 سطر (8×15)، اندازه: 14×21/5سم [ف: 10 - 504]