نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
✓
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
✓
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- نیمه اول قرن 9
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 39 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 51 برگ • 22 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 21/8×33/3سم
- کاغذ و جلد:
- شکری آهارمهره • تیماج لاکی
آغاز نسخه
« متن: روم و حبش مگوی مه و مهر نی چگوی ×× سلاخ شاه و بند کش خام پخته چش ... هامش: لمولانا شرف الدین شفروه: آنک نمودی بزخم ناوک انگشت ×× از سپر ماه چار ده دو کمان را »
انجام نسخه
« متن: شعری است شامل 22 بیت که مدور نوشته شده است.هامش: چو عیسی تاتوانی خفت بی جفت ×× مده نقد تجرد را ز کف مفت
قسمتی است بی سروته و منتحل از نیمه اول «مونس الاحرار فی دقایق الاشعار» تألیف محمد بن بدرجاجرمی در 741ق، با اضافات و الحاقاتی از آثار ابن یمین و ناصر بخاری و سلمان ساوجی و کمال خجندی شعرای قرن هشتم تا اوایل قرن نهم با حذف قسمتهایی از اشعار مونس الاحرار بدون ذکر فصول و ابواب ولی تقریباً به ترتیب همان کتاب، بعضی منتخبات از اشعار قدما که جزو سقطات نسخههای موجود مونس الاحرارست در این نسخه دیده میشود. فهرست مندرجات و عناوین: 1- متن: مولانا اثیرالدین جاجرمی، افضل الشعرا کمال الدین اسمعیل فی النعت (ص1)، ملک الشعراء و الافاضل جمال الدین عبدالرزاق <!-- page: 700 --> الاصفهانی فی النعت (ص3)، مولانا جمال الدین سلمان فرماید فی النعت (ص5)، مولانا فریدالدین احول (ص6)، حکیم سنایی فرماید، خواجو کرمانی فرماید فی النعت، و ایضاً له فی النعت (ص7)، مولانا شرف الدین شفروه فرماید (ص8)، لمولانا سلمان فی المنقبت امیرالمؤمنین علی (ع)، و له ایضاً فی مرثیه امیرالمؤمنین حسین (ع)، (ص9)، خواجو کرمانی فرماید فی المنقبت، (ص10)، و له فی منقبته فی الترجیع کرم الله وجهه، (ص12)، در منقبت امیرالمؤمنین خواجور است، مولانا سعیدالدین هروی (ص14)، و ایضاً فی منقبت امیرالمؤمنین کرم الله وجهه، (ص15)، حمزه کوچک فرماید در منقبت، و له فی منقبت امیرالمؤمنین (ع) (ص16)، موعظه کمال الدین اسمعیل فرماید (ص17)، خواجه جمال الدین سلمان فرماید (ص19)، نجیب الدین الجربادقانی فرماید، (ص20)، رفیع الدین اللنبانی فرماید (ص21)، افضل الشعرا کمال الدین اسمعیل فرماید (ص22)، مولانا جمال الدین سلمان فرماید (ص23)، سلطان الشعرا کمال الدین اسمعیل فرماید (ص24)، امیر الکلام اثیرالدین اومانی (ص25)، افضل الشعر ارشید الدین وطواط (ص26)، افضل الشعرا ظهیر الفاریابی فرماید، (ص27)، مولانا بدر الدین الجاجرمی فرماید، مولانا شرف الدین التبریزی فرماید (ص29)، حکیم سنائی علیه الرحمه فرماید (ص30)، مولانا کمال الدین خواجو کرمانی فرماید (ص32)، ملک الشعرا حکیم انوری فرماید (ص34)، لمولانا کمال الدین اسمعیل (ص38)، لمولانا رفیع الدین لنبانی (ص40)، نجیب الدین الجربادقانی (ص41)، کمال الدین اسمعیل فرماید در بهاریات (ص42)، حکیم انوری در بهاریات فرماید (ص43)، فرید احول اندر خزانیات فرماید (ص44)، و له ایضاً فی المعنی، (ص45)، خواجه جمال الدین سلمان فرماید، مولانا جمال الدین سلمان فرماید (ص47)، مولانا شمس طبس فرماید، مولانا سعیدالدین الهروی فرماید (ص48)، ترجیعات عراقی (ص49)، ملک الشعرا کمال الدین خواجو فرماید (ص52)، افضل الشعرا کمال الدین اسمعیل فرماید فی الترجیع، (ص54)، مولانا جمال الدین زرکوب فرماید، (ص55)، سید جمال الدین کاشی فرماید فی الترجیع، (ص57)، مولانا جمال الدین سلمان فرماید فی الترجیع، (ص58)، افضل المتأخرین ناصرالدین بخاری (ص62)، من کلام شیخ فخرالدین عراقی علیه الرحمه فی الترجیع (ص63)، ایضاً له فی مدح فخرالملک طاهر طاب ثراه، (ص67)، استاد الشعرا قوامی گنجه فرماید فی ترجمة اسامی الصناعات فی حدایق و دقایق الشعر (ص69)، مولانا بدرالدین الجاجرمی فرماید، این قصیده متقاطع است، چون از مصراع آخر آنچه بسرخی نبشته است با مصرع اول جمع کنی دو بیتی شود (ص71)، ایضاً له این قصیده به سه شکل میتوان خواند، مثنوی و مصرع و راست (ص72)، مختاری الغزنوی فرماید درتقسیم مسلسل (ص72)، ملک الشعرا قوامی گنجه فرماید در تقسیم مسلسل (ص73)، استادالشعرا اعسجدی فرماید در تکرر (ص73)، فلکی الشروانی فرماید علیه الرحمه، ادیب طبری فرماید (ص74)، ملک الشعر الامعی الجرجانی فرماید، فرید الدین احول الاسفراینی فرماید (ص75)، صنعت مسمط عبدالواسع فرماید (ص76)، مسعود سعد سلمان فرماید، رشیدالدین وطواط فرماید در صنعت مرصع، (ص77)، سید عزالدین فرماید، مولانا فریدالدین احول فرماید اندر تجنیس تام (ص78)، مولانا بدرالدین الجاجرمی فرماید، چون از مصراع آخر آنچه به سرخی نبشته با مصرع اول جمع کنی دو بیتی شود، این قصیده متقاطع است، جمال الدین السمرقندی فرماید، چون از مصراع آخر آنچه به طلا نبشته با اول جمع کنی، (کذا)، رشید وطواط فرماید (ص79)، مولانا بدر جاجرمی فرماید، و از یک شکل میتوان خواند بهفت قافیه، ایضاً از بیست و یک شکل برمیتوان خواند به هفت قافیه، در مدح صاحب دیوان طاب مثواه (ص80)، حکیم قطران گوید در ذکر تجنیسات و مکررات (ص81)، ملک الشعرا فرخی سجزی گوید در سؤال و جواب (ص82)، امیر معزی فرماید در صنعت سؤال و جواب (ص82)، اندر صنعت موقوف طنطری فرماید (ص83)، شهاب الدین مهمره فرماید محذوف الالف، رشیدالدین وطواط محذوف الالف (ص84)، مجیرالدین البیلقانی فرماید محذوف نقط، افضل المتأخرین فضل الله القزوینی فرماید رحمه الله، محذوف نقط، استاد فرخاری فرماید در صنعت مسمط علیه الرحمه (ص85)، صنعت منقوطه لواحد من الشعرا، و ایضاً لاادری قایله، صنعت مقطع سید حسن راست، نجم الدین محمود خطاط فرماید به پنج نوع میتوان خواندن بلکه زیادت، طلا باهم ضم کند (ص86)، این صنعت امیر معزی راست، چون با طلا بخوانی رمل مثمن محذوف باشد، و بی طلا رمل مسدس محذوف، و چون طلاها جدا بخوانی بیتی بود از رجز مسجع (ص87)، فصیح الدین فرماید و کلمه شهادت ازین برمیخیزد، فخرالدین کندانی فرماید فی المعنی، ازین قطعه، قطعهای بر سبیل توشیح برمیخیزد، و از قطعه رباعی و از رباعی اسم و القاب ممدوح، و «فخر» لازمست در هر بیتی، در غایت حسن گفته است، قطعه دوم این است که از قطعه اول برمیخیزد، رباعی این است که از قطعه اول برمیخیزد (ص88)، مولانا کمال الدین اسمعیل فرماید لازم موی (ص89)، مولانا جمال الدین سلمان در لازم موی فرماید (ص90)، افضل الشعرا سعید الهروی فرماید درین معنی (ص91)، عزالدین مستملی فرماید در لزوم چشم و لب و بادام و شکر، سوزنی سمرقندی فرماید در لزوم زر، سیفی نیشابوری فرماید، لازم سنگ و سیم [قصیدهای است مصنوع نظیر قصیده سلمان ساوجی که در ستایش شمس الدین حسین وزیر گفته شده و جای عنوان آن نانویس مانده است] (ص93)، این قصیده ملک الشعرا قوام الدین ذوالفقار است، و این القاب برسبیل توشیح از اول قصیده برمیخیزد: جناب صدر اعظم صاحب معظم قدوه اکابر عرب و عجم مربی افاضل سادات آفاق دستور عراقین کهف البنوی نظام ایران فخرالدنیا و الدین محمد الماستری ضاعف الله اقباله قبله دولت باد، و قصیده <!-- page: 701 --> اینست، مفاتیح الکلام فی مدایح الکرام نام نهاده شده (ص97)، من سعدی (ص102) نونویس، 2- هامش: قسمت الف لمولانا شرف الدین شفروه، لمولانا سراج الدین البلخی، لاثیر الدین اخسیکتی، لمولانا مجیرالبیلقانی، شیخ سعدی فرماید، من ویس و رامین (ص1)، در مذمت دنیا و ترک آن گوید، ظهیر الدین الفاریابی، مسعود سعد، سنایی فرماید (ص2)، من شاهنامه، و له فردوسی فرماید، در کار آخرت، شاهنامه (ص3)، حکیم انور[ی] گوید درعزلت و قناعت، و له فی القناعة، ایضاً فی العزلة (ص4)، ایضاً فی القناعة، الفیا فی المعنی، ایضاً فی العزلة، در قناعت گوید (ص5)، مولانا کمال الدین اسمعیل فرماید در نصایح و مواعظ، فی النصیحة (ص6)، من شاهنامه در نیکویی، هم در نصیحت، هم در پند و نصیحت، در رعایت مردم (ص7)، مولانا ظهیرالدین الفاریابی فرماید درگردش روزگار و حوادث آن، ابن یمین راست (ص8)، مولانا کمال الدین الخجندی فرماید (ص10)، 3- هامش، قسمت ب. (کاتب این قسمت تا آخر کتاب غیر از کاتب دو قسمت گذشته است): من خیام، من جامی، خیام، لاادری، (ص15)، یوسف و زلیخا جامی با سر لوح کوچک و بی عنوان، (ص16-92)، و (ص101-102)، نان و حلوای شیخ بهائی، ناقص الاخر، با سر لوح کوچک (ص92-100)، ورق آخر کتاب باید بعد از صفحه 88 قرار گیرد که جزو یوسف و زلیخای جامی است »
مهرها، یادداشتهای تملک و وقفیات نسخه
مهر نی چگوی ×× سلاخ شاه و بند کش خام پخته چش ... هامش: لمولانا شرف الدین شفروه: آنک نمودی بزخم ناوک انگشت ×× از سپر ماه چار ده دو کمان را
واقف: نایینی
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
متن هامش قسمت (الف) نستعلیق معمول نیمه اول قرن نهم، هامش قسمت (ب) نستعلیق تحریری از اوایل قرن دوازدهم؛ ، گوشهها گل بوته ، دارای یک سر لوح؛ ، ، هر صفحه به طور متوسط یکصد بیت در شش ستون 24×15
یادداشتهای انتقادی و تصحیحی فهرستنگار:
•
قصیدهای است مصنوع نظیر قصیده سلمان ساوجی که در ستایش شمس الدین حسین وزیر گفته شده و جای عنوان آن نانویس مانده است
•
ی
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 3 • صفحه 701 • ردیف 39
متن فنخا:
39. مشهد؛ رضوی؛ شماره نسخه: 4487
آغاز: متن: روم و حبش مگوی مه و مهر نی چگوی ×× سلاخ شاه و بند کش خام پخته چش ... هامش: لمولانا شرف الدین شفروه: آنک نمودی بزخم ناوک انگشت ×× از سپر ماه چار ده دو کمان را؛ انجام: متن: شعری است شامل 22 بیت که مدور نوشته شده است.هامش: چو عیسی تاتوانی خفت بی جفت ×× مده نقد تجرد را ز کف مفت
قسمتی است بی سروته و منتحل از نیمه اول «مونس الاحرار فی دقایق الاشعار» تألیف محمد بن بدرجاجرمی در 741ق، با اضافات و الحاقاتی از آثار ابن یمین و ناصر بخاری و سلمان ساوجی و کمال خجندی شعرای قرن هشتم تا اوایل قرن نهم با حذف قسمتهایی از اشعار مونس الاحرار بدون ذکر فصول و ابواب ولی تقریباً به ترتیب همان کتاب، بعضی منتخبات از اشعار قدما که جزو سقطات نسخههای موجود مونس الاحرارست در این نسخه دیده میشود. فهرست مندرجات و عناوین: 1- متن: مولانا اثیرالدین جاجرمی، افضل الشعرا کمال الدین اسمعیل فی النعت (ص1)، ملک الشعراء و الافاضل جمال الدین عبدالرزاق الاصفهانی فی النعت (ص3)، مولانا جمال الدین سلمان فرماید فی النعت (ص5)، مولانا فریدالدین احول (ص6)، حکیم سنایی فرماید، خواجو کرمانی فرماید فی النعت، و ایضاً له فی النعت (ص7)، مولانا شرف الدین شفروه فرماید (ص8)، لمولانا سلمان فی المنقبت امیرالمؤمنین علی (ع)، و له ایضاً فی مرثیه امیرالمؤمنین حسین (ع)، (ص9)، خواجو کرمانی فرماید فی المنقبت، (ص10)، و له فی منقبته فی الترجیع کرم الله وجهه، (ص12)، در منقبت امیرالمؤمنین خواجور است، مولانا سعیدالدین هروی (ص14)، و ایضاً فی منقبت امیرالمؤمنین کرم الله وجهه، (ص15)، حمزه کوچک فرماید در منقبت، و له فی منقبت امیرالمؤمنین (ع) (ص16)، موعظه کمال الدین اسمعیل فرماید (ص17)، خواجه جمال الدین سلمان فرماید (ص19)، نجیب الدین الجربادقانی فرماید، (ص20)، رفیع الدین اللنبانی فرماید (ص21)، افضل الشعرا کمال الدین اسمعیل فرماید (ص22)، مولانا جمال الدین سلمان فرماید (ص23)، سلطان الشعرا کمال الدین اسمعیل فرماید (ص24)، امیر الکلام اثیرالدین اومانی (ص25)، افضل الشعر ارشید الدین وطواط (ص26)، افضل الشعرا ظهیر الفاریابی فرماید، (ص27)، مولانا بدر الدین الجاجرمی فرماید، مولانا شرف الدین التبریزی فرماید (ص29)، حکیم سنائی علیه الرحمه فرماید (ص30)، مولانا کمال الدین خواجو کرمانی فرماید (ص32)، ملک الشعرا حکیم انوری فرماید (ص34)، لمولانا کمال الدین اسمعیل (ص38)، لمولانا رفیع الدین لنبانی (ص40)، نجیب الدین الجربادقانی (ص41)، کمال الدین اسمعیل فرماید در بهاریات (ص42)، حکیم انوری در بهاریات فرماید (ص43)، فرید احول اندر خزانیات فرماید (ص44)، و له ایضاً فی المعنی، (ص45)، خواجه جمال الدین سلمان فرماید، مولانا جمال الدین سلمان فرماید (ص47)، مولانا شمس طبس فرماید، مولانا سعیدالدین الهروی فرماید (ص48)، ترجیعات عراقی (ص49)، ملک الشعرا کمال الدین خواجو فرماید (ص52)، افضل الشعرا کمال الدین اسمعیل فرماید فی الترجیع، (ص54)، مولانا جمال الدین زرکوب فرماید، (ص55)، سید جمال الدین کاشی فرماید فی الترجیع، (ص57)، مولانا جمال الدین سلمان فرماید فی الترجیع، (ص58)، افضل المتأخرین ناصرالدین بخاری (ص62)، من کلام شیخ فخرالدین عراقی علیه الرحمه فی الترجیع (ص63)، ایضاً له فی مدح فخرالملک طاهر طاب ثراه، (ص67)، استاد الشعرا قوامی گنجه فرماید فی ترجمة اسامی الصناعات فی حدایق و دقایق الشعر (ص69)، مولانا بدرالدین الجاجرمی فرماید، این قصیده متقاطع است، چون از مصراع آخر آنچه بسرخی نبشته است با مصرع اول جمع کنی دو بیتی شود (ص71)، ایضاً له این قصیده به سه شکل میتوان خواند، مثنوی و مصرع و راست (ص72)، مختاری الغزنوی فرماید درتقسیم مسلسل (ص72)، ملک الشعرا قوامی گنجه فرماید در تقسیم مسلسل (ص73)، استادالشعرا اعسجدی فرماید در تکرر (ص73)، فلکی الشروانی فرماید علیه الرحمه، ادیب طبری فرماید (ص74)، ملک الشعر الامعی الجرجانی فرماید، فرید الدین احول الاسفراینی فرماید (ص75)، صنعت مسمط عبدالواسع فرماید (ص76)، مسعود سعد سلمان فرماید، رشیدالدین وطواط فرماید در صنعت مرصع، (ص77)، سید عزالدین فرماید، مولانا فریدالدین احول فرماید اندر تجنیس تام (ص78)، مولانا بدرالدین الجاجرمی فرماید، چون از مصراع آخر آنچه به سرخی نبشته با مصرع اول جمع کنی دو بیتی شود، این قصیده متقاطع است، جمال الدین السمرقندی فرماید، چون از مصراع آخر آنچه به طلا نبشته با اول جمع کنی، (کذا)، رشید وطواط فرماید (ص79)، مولانا بدر جاجرمی فرماید، و از یک شکل میتوان خواند بهفت قافیه، ایضاً از بیست و یک شکل برمیتوان خواند به هفت قافیه، در مدح صاحب دیوان طاب مثواه (ص80)، حکیم قطران گوید در ذکر تجنیسات و مکررات (ص81)، ملک الشعرا فرخی سجزی گوید در سؤال و جواب (ص82)، امیر معزی فرماید در صنعت سؤال و جواب (ص82)، اندر صنعت موقوف طنطری فرماید (ص83)، شهاب الدین مهمره فرماید محذوف الالف، رشیدالدین وطواط محذوف الالف (ص84)، مجیرالدین البیلقانی فرماید محذوف نقط، افضل المتأخرین فضل الله القزوینی فرماید رحمه الله، محذوف نقط، استاد فرخاری فرماید در صنعت مسمط علیه الرحمه (ص85)، صنعت منقوطه لواحد من الشعرا، و ایضاً لاادری قایله، صنعت مقطع سید حسن راست، نجم الدین محمود خطاط فرماید به پنج نوع میتوان خواندن بلکه زیادت، طلا باهم ضم کند (ص86)، این صنعت امیر معزی راست، چون با طلا بخوانی رمل مثمن محذوف باشد، و بی طلا رمل مسدس محذوف، و چون طلاها جدا بخوانی بیتی بود از رجز مسجع (ص87)، فصیح الدین فرماید و کلمه شهادت ازین برمیخیزد، فخرالدین کندانی فرماید فی المعنی، ازین قطعه، قطعهای بر سبیل توشیح برمیخیزد، و از قطعه رباعی و از رباعی اسم و القاب ممدوح، و «فخر» لازمست در هر بیتی، در غایت حسن گفته است، قطعه دوم این است که از قطعه اول برمیخیزد، رباعی این است که از قطعه اول برمیخیزد (ص88)، مولانا کمال الدین اسمعیل فرماید لازم موی (ص89)، مولانا جمال الدین سلمان در لازم موی فرماید (ص90)، افضل الشعرا سعید الهروی فرماید درین معنی (ص91)، عزالدین مستملی فرماید در لزوم چشم و لب و بادام و شکر، سوزنی سمرقندی فرماید در لزوم زر، سیفی نیشابوری فرماید، لازم سنگ و سیم [قصیدهای است مصنوع نظیر قصیده سلمان ساوجی که در ستایش شمس الدین حسین وزیر گفته شده و جای عنوان آن نانویس مانده است] (ص93)، این قصیده ملک الشعرا قوام الدین ذوالفقار است، و این القاب برسبیل توشیح از اول قصیده برمیخیزد: جناب صدر اعظم صاحب معظم قدوه اکابر عرب و عجم مربی افاضل سادات آفاق دستور عراقین کهف البنوی نظام ایران فخرالدنیا و الدین محمد الماستری ضاعف الله اقباله قبله دولت باد، و قصیده اینست، مفاتیح الکلام فی مدایح الکرام نام نهاده شده (ص97)، من سعدی (ص102) نونویس، 2- هامش: قسمت الف لمولانا شرف الدین شفروه، لمولانا سراج الدین البلخی، لاثیر الدین اخسیکتی، لمولانا مجیرالبیلقانی، شیخ سعدی فرماید، من ویس و رامین (ص1)، در مذمت دنیا و ترک آن گوید، ظهیر الدین الفاریابی، مسعود سعد، سنایی فرماید (ص2)، من شاهنامه، و له فردوسی فرماید، در کار آخرت، شاهنامه (ص3)، حکیم انور[ی] گوید درعزلت و قناعت، و له فی القناعة، ایضاً فی العزلة (ص4)، ایضاً فی القناعة، الفیا فی المعنی، ایضاً فی العزلة، در قناعت گوید (ص5)، مولانا کمال الدین اسمعیل فرماید در نصایح و مواعظ، فی النصیحة (ص6)، من شاهنامه در نیکویی، هم در نصیحت، هم در پند و نصیحت، در رعایت مردم (ص7)، مولانا ظهیرالدین الفاریابی فرماید درگردش روزگار و حوادث آن، ابن یمین راست (ص8)، مولانا کمال الدین الخجندی فرماید (ص10)، 3- هامش، قسمت ب. (کاتب این قسمت تا آخر کتاب غیر از کاتب دو قسمت گذشته است): من خیام، من جامی، خیام، لاادری، (ص15)، یوسف و زلیخا جامی با سر لوح کوچک و بی عنوان، (ص16-92)، و (ص101-102)، نان و حلوای شیخ بهائی، ناقص الاخر، با سر لوح کوچک (ص92-100)، ورق آخر کتاب باید بعد از صفحه 88 قرار گیرد که جزو یوسف و زلیخای جامی است؛ خط: نستعلیق، بیکا، تا: نیمه اول قرن 9؛ متن و هامش قسمت (الف) نستعلیق معمول نیمه اول قرن نهم، هامش قسمت (ب) نستعلیق تحریری از اوایل قرن دوازدهم؛ مجدول، گوشهها گل و بوته زرین، دارای یک سر لوح؛ واقف: نایینی؛ کاغذ: شکری آهارمهره، جلد: تیماج لاکی، 51گ، هر صفحه به طور متوسط یکصد بیت در شش ستون 24×15، اندازه: 21/8×33/3سم [ف: 7 - 804]