شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
اسکندرنامه
پیوند کوتاه:
/m/32980
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- حدود قرن 12
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 306 برگ • 22 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 20×33/5سم
- کاغذ و جلد:
- حنایی • میشن دارچینی ضربی
آغاز نسخه
« نیست بنشین تا هر گاه که بتو بفرمایم بتقدیم رسانی اما چون فیلقوس »
انجام نسخه
« فریدونرا ندیدند در پای قصرش بیهوش دیدند بهوشش آوردن.
در این نسخه، داستان از زمانی که فیلقوس در مصر به رمالی زندگی را میگذراند آغاز میشود و بعد به کمک همین حرفه وزیر پادشاه مصر شده و بعد قیصر روم و به دنبال آن به جنگ با هما دختر بهمن بن اسفندیار برمیخیزد که از داراب پسر هما شکست میخورد و نهایتاً از ازدواج داراب و دختر فیلقوس، اسکندر زاده میشود و بعد از آن شروع داستانهای اغراقآمیز از جمله رفتن اسکندر به جنگ داراب بن داراب (برادرش) و به جانب دخمه بهمن و طلسم دخمه را شکستن و برادر را دفن کردن، کشته شدن زینب سامری به دست اسکندر، شفا دادن عیسی (ع) نسیم را و رفتن سرهنگ زمان به غار دیو سفید و ... <!-- page: 505 --> میباشد. این نسخه کامل نیست و با آوردن اشعاری از حافظ در حین نقل داستان و لغاتی از جمله «سنبک» و «حسب الاشاره» و «کشیک» و نیز لغات ترکی «الکه» و غیره نشان دهنده این است که نسخه متأخر از قرن هشتم بوده و نثر ساده عهد صفوی را یادآور میباشد. اینک قسمتی از داستان را به عنوان نمونه نقل میکنیم: «اما افلاطون با غلامان در سنبک بر روی آب میرفتند تا بعد از هفت شبانروز حکیم زمان بجزیره افتاد تا انشاالله در جلد سیوم این دفتر در الکه مغرب بیان کنیم ... »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
واگذاری بنیاد مستضعفان در شهریور 1367
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 3 • صفحه 504 • ردیف 1
متن فنخا:
1. مشهد؛ رضوی؛ شماره نسخه: 15967
آغاز: نیست بنشین تا هر گاه که بتو بفرمایم بتقدیم رسانی اما چون فیلقوس؛ انجام: فریدونرا ندیدند در پای قصرش بیهوش دیدند بهوشش آوردن.
در این نسخه، داستان از زمانی که فیلقوس در مصر به رمالی زندگی را میگذراند آغاز میشود و بعد به کمک همین حرفه وزیر پادشاه مصر شده و بعد قیصر روم و به دنبال آن به جنگ با هما دختر بهمن بن اسفندیار برمیخیزد که از داراب پسر هما شکست میخورد و نهایتاً از ازدواج داراب و دختر فیلقوس، اسکندر زاده میشود و بعد از آن شروع داستانهای اغراقآمیز از جمله رفتن اسکندر به جنگ داراب بن داراب (برادرش) و به جانب دخمه بهمن و طلسم دخمه را شکستن و برادر را دفن کردن، کشته شدن زینب سامری به دست اسکندر، شفا دادن عیسی (ع) نسیم را و رفتن سرهنگ زمان به غار دیو سفید و ... میباشد. این نسخه کامل نیست و با آوردن اشعاری از حافظ در حین نقل داستان و لغاتی از جمله «سنبک» و «حسب الاشاره» و «کشیک» و نیز لغات ترکی «الکه» و غیره نشان دهنده این است که نسخه متأخر از قرن هشتم بوده و نثر ساده عهد صفوی را یادآور میباشد. اینک قسمتی از داستان را به عنوان نمونه نقل میکنیم: «اما افلاطون با غلامان در سنبک بر روی آب میرفتند تا بعد از هفت شبانروز حکیم زمان بجزیره افتاد تا انشاالله در جلد سیوم این دفتر در الکه مغرب بیان کنیم ...»؛ خط: نستعلیق، بیکا، تا: حدود قرن 12؛ افتادگی: آغاز و انجام؛ واگذاری بنیاد مستضعفان در شهریور 1367؛ کاغذ: حنایی، جلد: میشن دارچینی ضربی، 306گ، 22 سطر، اندازه: 20×33/5سم [ف: 17 - 10]