نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 21 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 35 برگ • 14 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 10×17سم
- کاغذ و جلد:
- سمرقندی • تیماج
آغاز نسخه
« بسمله و به ثقتی. کتاب زرادشت فی النجوم و تأثيراتها و الحكم على المواليد و غيره. قال مهانكرد بن مرزبان: هذا سر من فنون زرادشت نفث به لسان النور فی مسامع زرادشت بن اسبتمان فوعاه صدره الظاهر ... اول الكتاب قال زرادشت: ان من صح طالعه صحت دلادته و من فات طالعه فاحتاج الى التخمين »
انجام نسخه
« هذه منازل الكواكب فی زمان سعيد بن خراسان و هو الذی وضع للثانى و اقتصر ما منه على ذكر هذين الكوكبين. تمت الكتاب بعونه و توفيقه و الله اعلم بالصواب.
در این نامه سخنان زردشت پیامبر ایرانی باستان که در اختربینی گفته است آمده و در دیباچه آن مهانکرد پسر مرزبان میگوید که این رازی است از هنرهای زردشت، از آن هنرها که زبان روشنی در گوشهای او دمیده و سینه آشکار او آن را فرا گرفت، این راز سنجیدنی نبوده مایه آن پرتو و دانش خدائی است و از آن گرانمایگان میباشد، سعید پسر خراسان بخره ترجمان چنین گفت: سپهبد سنسباد آنگاه که خود ایندانش را خوب فرا گرفته از من درخواست تا آنچه را مهانکرد از راز دانش زرادشت ترجمانی کرده بود برای او ترجمانی کنم. این راز به زبان مهین زردشت بوده و مهانکرد آنرا برای ماهویه پسر ماناهید مرزبان در آن سالی ترجمه نمود که تازیان به خانه داد یورش برده بودند و بردگان دختران شاهان را بربودند و یزدگرد از تختگاه خویش رانده گشت و او میخواست به جایگاه انوشیروان که جز بزرگان و دینداران اینروزگار بدان راه نبرند برسد. سپهبد سنسباد هنگامیکه عبدالله بن مسلم «امین آل رسول» و خونخواه آنان فرمانروا بود خواست این راز را به زبان تازی درآورند تا آنرا بدانند و از میان نرود. ایندو نامه که در دین هم با ارزش میباشند شاهان دانشمند و دین دوست آنها را ارج مینهند و دیگرگونهشان نمیسازند. از دیباچه برمیآید که این نامه نخست به زبان خود زردشت بوده سپس مهانکرد آنرا برای ماهویه پسر ماناهید در سال یورش تازیان به خانه داد «دارالعدل» ترجمانی کرد، آنگاه سپهبد سنسباد هنگام فرمانروائی عبدالله بن مسلم به سعید بن خراسان دستور داد تا آنرا به تازی درآورند، در دیباچه آن درباره زردشت «الحكيم المؤيد بنور الحكم المخصوص بضياء المعرفة» گفته شده و در متن از دورثیوس شاه مصر که 360 ستارهشناس در دربار خویش داشته است و بهرهایکه زردشت از نمودارها و حدود او برده است یاد گردید، همچنین از سعید بن خراسان و موجه (؟) نگارنده کتاب القرانات، و مهانکرد که طالع کودکی را میآورد (جای آن در گ 29ر سفید است) و نامهای فارسی کدخدا و هیلاج هم در آن هست »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 33 • صفحه 174 • ردیف 21
متن فنخا:
21. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 347/1
آغاز: بسمله و به ثقتی. کتاب زرادشت فی النجوم و تأثيراتها و الحكم على المواليد و غيره. قال مهانكرد بن مرزبان: هذا سر من فنون زرادشت نفث به لسان النور فی مسامع زرادشت بن اسبتمان فوعاه صدره الظاهر ... اول الكتاب قال زرادشت: ان من صح طالعه صحت دلادته و من فات طالعه فاحتاج الى التخمين؛ انجام: هذه منازل الكواكب فی زمان سعيد بن خراسان و هو الذی وضع للثانى و اقتصر ما منه على ذكر هذين الكوكبين. تمت الكتاب بعونه و توفيقه و الله اعلم بالصواب.
در این نامه سخنان زردشت پیامبر ایرانی باستان که در اختربینی گفته است آمده و در دیباچه آن مهانکرد پسر مرزبان میگوید که این رازی است از هنرهای زردشت، از آن هنرها که زبان روشنی در گوشهای او دمیده و سینه آشکار او آن را فرا گرفت، این راز سنجیدنی نبوده مایه آن پرتو و دانش خدائی است و از آن گرانمایگان میباشد، سعید پسر خراسان بخره ترجمان چنین گفت: سپهبد سنسباد آنگاه که خود ایندانش را خوب فرا گرفته از من درخواست تا آنچه را مهانکرد از راز دانش زرادشت ترجمانی کرده بود برای او ترجمانی کنم. این راز به زبان مهین زردشت بوده و مهانکرد آنرا برای ماهویه پسر ماناهید مرزبان در آن سالی ترجمه نمود که تازیان به خانه داد یورش برده بودند و بردگان دختران شاهان را بربودند و یزدگرد از تختگاه خویش رانده گشت و او میخواست به جایگاه انوشیروان که جز بزرگان و دینداران اینروزگار بدان راه نبرند برسد. سپهبد سنسباد هنگامیکه عبدالله بن مسلم «امین آل رسول» و خونخواه آنان فرمانروا بود خواست این راز را به زبان تازی درآورند تا آنرا بدانند و از میان نرود. ایندو نامه که در دین هم با ارزش میباشند شاهان دانشمند و دین دوست آنها را ارج مینهند و دیگرگونهشان نمیسازند. از دیباچه برمیآید که این نامه نخست به زبان خود زردشت بوده سپس مهانکرد آنرا برای ماهویه پسر ماناهید در سال یورش تازیان به خانه داد «دارالعدل» ترجمانی کرد، آنگاه سپهبد سنسباد هنگام فرمانروائی عبدالله بن مسلم به سعید بن خراسان دستور داد تا آنرا به تازی درآورند، در دیباچه آن درباره زردشت «الحكيم المؤيد بنور الحكم المخصوص بضياء المعرفة» گفته شده و در متن از دورثیوس شاه مصر که 360 ستارهشناس در دربار خویش داشته است و بهرهایکه زردشت از نمودارها و حدود او برده است یاد گردید، همچنین از سعید بن خراسان و موجه (؟) نگارنده کتاب القرانات، و مهانکرد که طالع کودکی را میآورد (جای آن در گ 29ر سفید است) و نامهای فارسی کدخدا و هیلاج هم در آن هست؛ خط: نستعلیق، بیکا، بیتا؛ کاغذ: سمرقندی، جلد: تیماج، 35گ (1پ-35پ)، 14سطر (6-10)، اندازه: 10×17سم [ف: 4-930]