شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
قیافه شناسی (2)
پیوند کوتاه:
/m/244147
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- قرن 11
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 3 برگ • -
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 9×19/5سم
- کاغذ و جلد:
- اصفهانی • جلد نامشخص
آغاز نسخه
منطبق بر آغاز اثر (در مأخذ: «برابر»)
« الحمدلله رب العالمین ... اما بعد این مختصری است در علم قیافه مبنی بر دانستن خواص انسانی از قیافه و هیئتبدان که علم بر سه قسم است »
انجام نسخه
« خاتمه در تحقیق در علم فراست. ابن سماحه روایت میکند از استاد خود امام محمد سلمی رحمه الله که گفت چون میل تعلم علم فراست نمودم و هر کتب که در باب فراست بود به دست آوردم و رنج بسیار بردم آخر روزی به موضعی رسیدم مردی بسیار سرخ چهره و به غایت کبود چشم بما رسید الحاح و تضرع بسیار نمود که امشب شما در خانه من مهمان باشید ... منزل آنجا ساختیم آن چه طریقه مروت بود به جای آورد ... این معنی به خلاف آن چه در این علم بود مشاهده رفت و بر فوت عمری که در این علم صرف کرده بودم تأسف میخوردم ... عزم رفتن کردیم با خود گفتم من بعد ترک این علم گویم ... که صاحب خانه نسخه ای بیرون آرد اخراجاتی که کرده بود به اضعاف نوشته به خادم گفتم آن چه میگوید بده و ما را از صحبت او وارهان ... این دو کلمه در قلم آمد تا خواننده این علم را تحقیق گردد که در علم قیافه هیچ شکی و شائبه ای نیست تا بر اهل فطن و ذکاء روشن باشد
کاتب از مرصد دهم تنها عنوان آن را میآورد و میگوید: «آن را ساقط کردیم به واسطه آن که همین مرصد را در چهار ورق قبل از این صفحه نوشتهایم»، مؤلف در خاتمه این رساله از ابن سماحه یاد میکند »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 25 • صفحه 629 • ردیف 1
متن فنخا:
1. تهران؛ نوربخش؛ شماره نسخه: 867/6
آغاز: برابر؛ انجام: خاتمه در تحقیق در علم فراست. ابن سماحه روایت میکند از استاد خود امام محمد سلمی رحمه الله که گفت چون میل تعلم علم فراست نمودم و هر کتب که در باب فراست بود به دست آوردم و رنج بسیار بردم آخر روزی به موضعی رسیدم مردی بسیار سرخ چهره و به غایت کبود چشم بما رسید الحاح و تضرع بسیار نمود که امشب شما در خانه من مهمان باشید ... منزل آنجا ساختیم آن چه طریقه مروت بود به جای آورد ... این معنی به خلاف آن چه در این علم بود مشاهده رفت و بر فوت عمری که در این علم صرف کرده بودم تأسف میخوردم ... عزم رفتن کردیم با خود گفتم من بعد ترک این علم گویم ... که صاحب خانه نسخه ای بیرون آرد اخراجاتی که کرده بود به اضعاف نوشته به خادم گفتم آن چه میگوید بده و ما را از صحبت او وارهان ... این دو کلمه در قلم آمد تا خواننده این علم را تحقیق گردد که در علم قیافه هیچ شکی و شائبه ای نیست تا بر اهل فطن و ذکاء روشن باشد
کاتب از مرصد دهم تنها عنوان آن را میآورد و میگوید: «آن را ساقط کردیم به واسطه آن که همین مرصد را در چهار ورق قبل از این صفحه نوشتهایم»، مؤلف در خاتمه این رساله از ابن سماحه یاد میکند؛ خط: نستعلیق، بیکا، تا: قرن 11؛ کاغذ: اصفهانی، 3گ (29-31ر)، اندازه: 9×19/5سم [نشریه: 13-238]