شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:
شرح مقامات العارفين
پیوند کوتاه:
/m/194596
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
✓
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 3 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نامشخص
- تعداد برگ و سطر:
- 10 برگ • -
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- -
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • جلد نامشخص
آغاز نسخه
« بسمله. رب تمم. دوستی عزیز کی بر ما مهربان بود از ماسوال کرد و گفت کی ما را در قصه ابسال و سلامان که از بعضی حکماء متقدم منقولست اشکال افتاده است و حکیم بزرگ الشيخ الرئيس ابو علی ابن سینا قدس الله سره در اشارات در نمط تاسع در مقامات العارفین گفته است کی: ان سلامان مثل ضرب لک ... ان اطقت» و هر کسی از حکماء متاخر آن را تاویلی گفته اند و ایشان را در اصل این قصه ترددی افتاده و قصه ای از آن یافته آمده که ظاهرش بافسانه میماند بیان فرماید که این قصه را مناسبتی بآن مقصود که در مقامات العارفين اشارت رفته است میتوان یافت و حقیقتی دارد یا نه؟ ما آن دوست عزیز را گفتیم که آن نه علم و اصطلاح ماست چگونه در آن شروع کنیم کی سالکان از یکدیگر طریق خصوصیت پسندند و برون نگرش را از اصطلاح سیر خود روا ندارند. چون خاطر وی نگران بود و ما نظر کردیم که حقیقت سیر در طلب معبود بمعاد خود در جمله مكونات بطریق صحت از هر مذهب و ملت و مصطلحات خود یک اصل بود و صاحب اصلی بود کی در منتهاء کلیات اصول ناظر جمله اصلها باشد پس بنور الهی هر چه بما نموده شد بتاييد وی در آن شروع کردیم و گفتیم: بدان ای دوست عزیز ما که بعضی از حکما معنی ثبت کرده اند و مراد سیر و اتصال عالم علو بعالم سفل و عروج از عالم سفل بعالم علو و کیفیت مراتب آن در قصه وضعی و ضرب المثلی که مفهوم عامه خلائق باشد آورده چنانکه از زبان سباع حکایت کرده اند که ممکن نباشد و مراد از وضع آن حکایت حاصل شده و آن رموز بواسطه حکایات از زبان حیوانات کشف کرده تا صاحب لهو از راه لهو یاد گیرد و باصحاب حد حکمت شناسان رساند تا ایشان آن حکایت وضعی طرح کنند و لب آن فرا گیرند و بدان کار کنند. فاما آن حکیم که قصه سلامان و ابسال در حکایت وضعی کی پادشاه رومی و حکیمی کی با وی صحبت داشت نسبت کرد و ساختن هرمین یکی از برای تفرقه اجزا و یکی از برای بقای مجردات و عقول و ارواح و بشر را بملکی اصلی رسانیدن و حکایت را بآخر آوردن تا حکایت وضعی محو شود و اصل رمز ثبت شود نزد حکمت دان (156ر)
در این رساله داستان سلامان و ابسال تفسیر شده است. در کتابخانه ملک شرحی است بر دو نمط 9 و 10 (مقامات العارفین) به فارسی و در آن داستان سلامان و ابسال از طوسی آمده و تفسیر شده است و در پایان تفسیر سوره عصر طوسی دیده میشود (ش6115) و این یکی جز کتاب ما است. نسخه دیگری هم در آنجا است (ش 4654) و تاریخ روز چهارشنبه 23 رمضان 884 دارد که گویا تاریخ تألیف باشد و آن گزارشی است از یک دانشمند سنی بر مقامات العارفین به فارسی و عربی و جز کتاب ما است. در مقدمه آن از نامههای ابن سینا و میهنی بجز آنچه میدانیم یاد شده است. در شرح داستان سلامان سخن امام رازی نه به نام آمده و این داستان (دو برادر و زن سلامان که شیفته ابسال شده است) از شرح فاضل محقق (گویا طوسی) از شیخ ابوعبید جوزجانی در فهرست تصانیف شیخ آورده شده و رموز آن شرح گردیده و دارد که شیخ در رساله قضا و قدر از داستان سلامان و ابسال و «لمعان البرق من الغيم المظلم الذي ظهر به وجه امراة سلامان لابسال حتى اعرض عنها» یاد گردید. در دیباچه آن بحثی است از کفر و ایمان شیخ و دارد که شیخ احمد بن الحسن النامقی از او بشنود و در فصل الخطاب هم ستایشی از او هست و او خرقانی و میهنی را دیدار کرده است. باری این دانشمند ابهری را که شارح مقامات العارفین است در نسخه ما من نشناختهام. عنوان: «رساله شرح مقامات العارفين من كلام المولى المعظم علامة العالم سلطان المحققين قطب الملة و الدين معين الاسلام و المسلمين حجة الحق على الخلق الابهری قدس الله سره» (155پ) »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 20 • صفحه 750 • ردیف 3
متن فنخا (مأخذ نسخه خطی):
3. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 1237/3
آغاز: بسمله. رب تمم. دوستی عزیز کی بر ما مهربان بود از ماسوال کرد و گفت کی ما را در قصه ابسال و سلامان که از بعضی حکماء متقدم منقولست اشکال افتاده است و حکیم بزرگ الشيخ الرئيس ابو علی ابن سینا قدس الله سره در اشارات در نمط تاسع در مقامات العارفین گفته است کی: ان سلامان مثل ضرب لک ... ان اطقت» و هر کسی از حکماء متاخر آن را تاویلی گفته اند و ایشان را در اصل این قصه ترددی افتاده و قصه ای از آن یافته آمده که ظاهرش بافسانه میماند بیان فرماید که این قصه را مناسبتی بآن مقصود که در مقامات العارفين اشارت رفته است میتوان یافت و حقیقتی دارد یا نه؟ ما آن دوست عزیز را گفتیم که آن نه علم و اصطلاح ماست چگونه در آن شروع کنیم کی سالکان از یکدیگر طریق خصوصیت پسندند و برون نگرش را از اصطلاح سیر خود روا ندارند. چون خاطر وی نگران بود و ما نظر کردیم که حقیقت سیر در طلب معبود بمعاد خود در جمله مكونات بطریق صحت از هر مذهب و ملت و مصطلحات خود یک اصل بود و صاحب اصلی بود کی در منتهاء کلیات اصول ناظر جمله اصلها باشد پس بنور الهی هر چه بما نموده شد بتاييد وی در آن شروع کردیم و گفتیم: بدان ای دوست عزیز ما که بعضی از حکما معنی ثبت کرده اند و مراد سیر و اتصال عالم علو بعالم سفل و عروج از عالم سفل بعالم علو و کیفیت مراتب آن در قصه وضعی و ضرب المثلی که مفهوم عامه خلائق باشد آورده چنانکه از زبان سباع حکایت کرده اند که ممکن نباشد و مراد از وضع آن حکایت حاصل شده و آن رموز بواسطه حکایات از زبان حیوانات کشف کرده تا صاحب لهو از راه لهو یاد گیرد و باصحاب حد حکمت شناسان رساند تا ایشان آن حکایت وضعی طرح کنند و لب آن فرا گیرند و بدان کار کنند. فاما آن حکیم که قصه سلامان و ابسال در حکایت وضعی کی پادشاه رومی و حکیمی کی با وی صحبت داشت نسبت کرد و ساختن هرمین یکی از برای تفرقه اجزا و یکی از برای بقای مجردات و عقول و ارواح و بشر را بملکی اصلی رسانیدن و حکایت را بآخر آوردن تا حکایت وضعی محو شود و اصل رمز ثبت شود نزد حکمت دان (156ر)
در این رساله داستان سلامان و ابسال تفسیر شده است. در کتابخانه ملک شرحی است بر دو نمط 9 و 10 (مقامات العارفین) به فارسی و در آن داستان سلامان و ابسال از طوسی آمده و تفسیر شده است و در پایان تفسیر سوره عصر طوسی دیده میشود (ش6115) و این یکی جز کتاب ما است. نسخه دیگری هم در آنجا است (ش 4654) و تاریخ روز چهارشنبه 23 رمضان 884 دارد که گویا تاریخ تألیف باشد و آن گزارشی است از یک دانشمند سنی بر مقامات العارفین به فارسی و عربی و جز کتاب ما است. در مقدمه آن از نامههای ابن سینا و میهنی بجز آنچه میدانیم یاد شده است. در شرح داستان سلامان سخن امام رازی نه به نام آمده و این داستان (دو برادر و زن سلامان که شیفته ابسال شده است) از شرح فاضل محقق (گویا طوسی) از شیخ ابوعبید جوزجانی در فهرست تصانیف شیخ آورده شده و رموز آن شرح گردیده و دارد که شیخ در رساله قضا و قدر از داستان سلامان و ابسال و «لمعان البرق من الغيم المظلم الذي ظهر به وجه امراة سلامان لابسال حتى اعرض عنها» یاد گردید. در دیباچه آن بحثی است از کفر و ایمان شیخ و دارد که شیخ احمد بن الحسن النامقی از او بشنود و در فصل الخطاب هم ستایشی از او هست و او خرقانی و میهنی را دیدار کرده است. باری این دانشمند ابهری را که شارح مقامات العارفین است در نسخه ما من نشناختهام. عنوان: «رساله شرح مقامات العارفين من كلام المولى المعظم علامة العالم سلطان المحققين قطب الملة و الدين معين الاسلام و المسلمين حجة الحق على الخلق الابهری قدس الله سره» (155پ)؛ بیکا، بیتا؛ 10گ (155پ-164پ) [ف: 7 - 2740]