شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
پیوند کوتاه:
/m/170633
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
✓
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- محمد بن حاجی طالب
- تاریخ کتابت:
- ربیع الاول 847ق (847 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نسخ
- تعداد برگ و سطر:
- 35 برگ • 17 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 12×19/5سم
- کاغذ و جلد:
- سمرقندی • تیماج مشکی
آغاز نسخه
منطبق بر آغاز اثر (در مأخذ: «برابر»)
« بنام آنکه عالم آفرید است ×× محمد بر خلایق بر گزیده است / خداوندی که روزی داد ما را ×× همی داند نهان و آشکارا »
انجام نسخه
« چو القصه بکام دل رسیدند ×× ز پس شادی قلم در غم کشیدید / بگو عبدالرحیم احوال ایشان ×× که دیدی یا شنیدی حال ایشان / من ایشان را بچشم خویش دیدم ×× نه روزی از کسی وصفی شنیدم / چو ایشان را بهم دیدم همایون ×× بگفتم قصه سعد همایون / کنون ده نامه سعد و همایست ×× حدیثی دلربای و جان فزایست / بآواز خوش از سوز دل و جان ×× اگر داری هوای دوست بر خوان / اگر نیک و گر بد گفتم اشعار ×× بپوشان عیب من معذور میدار / که من هرگز نرفتم پیش استاد ×× مرا ایزد عطایی این چنین داد / معلم هیچ تعلیمم نفرمود ×× ز طبعم چشمه اشعار بگشود / در ایامی که هفده بود سالم ×× ز شادی و طرب خوش بود عالم / بدام زلف خوبان اوفتادم ×× غم عشق بتان بود اوستادم / هوای عشق بازی در سرم بود ×× تمنای کتاب و دفترم بود / حسد میبرد میبر هر دبیری ×× بر آوردم ز جان روزی نفیری / چه بد عبدالرحیم در جهان نام ×× ز رحمان و رحیم آمد مرا کام / کنون شد ختم در دور همایون ×× خجسته نامه سعد و همایون / سراسر گفته شد این داستانم ×× چو گفتم جمله تاریخش بخوانم / به ذوالحجه بود از اول ماه ×× که ختم این سخن کردم بناگاه / بتاریخ این حدیث نغز شیرین ×× سنه سبعمائه تاسع و سبعین »
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 18 • صفحه 138 • ردیف 1
متن فنخا:
1. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 3075/1
آغاز: برابر؛ انجام: چو القصه بکام دل رسیدند ×× ز پس شادی قلم در غم کشیدید / بگو عبدالرحیم احوال ایشان ×× که دیدی یا شنیدی حال ایشان / من ایشان را بچشم خویش دیدم ×× نه روزی از کسی وصفی شنیدم / چو ایشان را بهم دیدم همایون ×× بگفتم قصه سعد همایون / کنون ده نامه سعد و همایست ×× حدیثی دلربای و جان فزایست / بآواز خوش از سوز دل و جان ×× اگر داری هوای دوست بر خوان / اگر نیک و گر بد گفتم اشعار ×× بپوشان عیب من معذور میدار / که من هرگز نرفتم پیش استاد ×× مرا ایزد عطایی این چنین داد / معلم هیچ تعلیمم نفرمود ×× ز طبعم چشمه اشعار بگشود / در ایامی که هفده بود سالم ×× ز شادی و طرب خوش بود عالم / بدام زلف خوبان اوفتادم ×× غم عشق بتان بود اوستادم / هوای عشق بازی در سرم بود ×× تمنای کتاب و دفترم بود / حسد میبرد میبر هر دبیری ×× بر آوردم ز جان روزی نفیری / چه بد عبدالرحیم در جهان نام ×× ز رحمان و رحیم آمد مرا کام / کنون شد ختم در دور همایون ×× خجسته نامه سعد و همایون / سراسر گفته شد این داستانم ×× چو گفتم جمله تاریخش بخوانم / به ذوالحجه بود از اول ماه ×× که ختم این سخن کردم بناگاه / بتاریخ این حدیث نغز شیرین ×× سنه سبعمائه تاسع و سبعین
خط: نسخ، کا: محمد بن حاجی طالب، تا: ربیع الاول 847ق؛ مجدول؛ کاغذ: سمرقندی، جلد: تیماج مشکی، 35گ (1-35)، 17 سطر (7/5×14/5)، اندازه: 12×19/5سم [ف: 11 - 2019]