نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی اصل نسخه (دستخط مؤلف)
/m/147481
کتابخانه و مخزن نگهداری: نوربخش
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 746

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) ✓
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) —
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

تاریخ کتابت:
1294ق (1294 هـ.ق)
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 1 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
نستعلیق
تعداد برگ و سطر:
30 برگ • 11 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
14×22سم
کاغذ و جلد:
فرنگی سفید • پارچه‌ای سبز

آغاز نسخه

« سپاس از جهان دار یزدان پاک ×× که ایجاد بنمود بازار خاک / زقدرت زمین و زمان آفرید ×× مه و مهر و نه آسمان آفرید »

انجام نسخه

« ایا طالبا روح تو شاد باد ×× هوادار تو شاه فرهاد باد / مخور غم که زان سرشوی سرفراز ×× نگردی زاسکان وی بی نیاز مثنوی فتح نامه قلعه تبر، داستان یاغی شدن دلاوری به نام فضلعلی است که بر کوه تبر در شیراز پناه جسته و شکایت مردم از دست او و مأمور شدن معتمد الدوله فرهاد میرزا به فتح قلعه و کوتاه کردن دست آن دلاور. شاعر در مقدمه داستان می‌گوید: «یکی داستان گویم ای دوستان ×× که بشنیدم از گفته راستان / به شیراز باشد یکی مرغزار ×× که گلزار باشد برش خار زار ... / یکی کوه باشد در آن مرغزار ×× که با چرخ گردون کند کارزار ... / چنین سخت کوهی به دوران ندید ×× نه ارژنگ و اکوان نه دیو سفید ... / بود نامش از قاف مشهور تر ×× مر این کوه را نام باشد تبر ... / شنیدم یکی مرد جنگ آزمای ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه بنهاد تخت / گمانم که بال وپری داشته ×× که بیدق بر آن کوه افراشته »

مهرها، یادداشت‌های تملک و وقفیات نسخه

مهر و نه آسمان آفرید
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 15 • صفحه 763 • ردیف 1
متن فنخا:
تهران؛ نوربخش؛ شماره نسخه: 746 آغاز: سپاس از جهان دار یزدان پاک ×× که ایجاد بنمود بازار خاک / زقدرت زمین و زمان آفرید ×× مه و مهر و نه آسمان آفرید؛ انجام: ایا طالبا روح تو شاد باد ×× هوادار تو شاه فرهاد باد / مخور غم که زان سرشوی سرفراز ×× نگردی زاسکان وی بی نیاز مثنوی فتح نامه قلعه تبر، داستان یاغی شدن دلاوری به نام فضلعلی است که بر کوه تبر در شیراز پناه جسته و شکایت مردم از دست او و مأمور شدن معتمد الدوله فرهاد میرزا به فتح قلعه و کوتاه کردن دست آن دلاور. شاعر در مقدمه داستان می‌گوید: «یکی داستان گویم ای دوستان ×× که بشنیدم از گفته راستان / به شیراز باشد یکی مرغزار ×× که گلزار باشد برش خار زار ... / یکی کوه باشد در آن مرغزار ×× که با چرخ گردون کند کارزار ... / چنین سخت کوهی به دوران ندید ×× نه ارژنگ و اکوان نه دیو سفید ... / بود نامش از قاف مشهور تر ×× مر این کوه را نام باشد تبر ... / شنیدم یکی مرد جنگ آزمای ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه بنهاد تخت / گمانم که بال وپری داشته ×× که بیدق بر آن کوه افراشته»؛ خط: نستعلیق، کاتب = مؤلف، تا: 1294ق؛ در بالای صفحه عنوان آمده: «هذا فتح نامه قلعه تبر من کلام بنده درگاه عبدالله گرجی متخلص به طالب» و در ذیل نسخه چنین نوشته: «امیدوارم به نظر مرحمت ... قبول افتد و به مرحمت این بنده را افتخاری دهند فی شهر جمادی الاولی 1394»، با یادداشت مرحوم شعاع درباره نسخه و سراینده مثنوی؛ کاغذ: فرنگی سفید، جلد: پارچه‌ای سبز، 30گ، 11 سطر، اندازه: 14×22سم [نشریه: 13 - 133]