شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
پیوند کوتاه:
/m/147481
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
✓
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- دستخط مؤلف (گرجی شیرازی، عبدالله)
- تاریخ کتابت:
- 1294ق (1294 هـ.ق)
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق
- تعداد برگ و سطر:
- 30 برگ • 11 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 14×22سم
- کاغذ و جلد:
- فرنگی سفید • پارچهای سبز
آغاز نسخه
« سپاس از جهان دار یزدان پاک ×× که ایجاد بنمود بازار خاک / زقدرت زمین و زمان آفرید ×× مه و مهر و نه آسمان آفرید »
انجام نسخه
« ایا طالبا روح تو شاد باد ×× هوادار تو شاه فرهاد باد / مخور غم که زان سرشوی سرفراز ×× نگردی زاسکان وی بی نیاز
مثنوی فتح نامه قلعه تبر، داستان یاغی شدن دلاوری به نام فضلعلی است که بر کوه تبر در شیراز پناه جسته و شکایت مردم از دست او و مأمور شدن معتمد الدوله فرهاد میرزا به فتح قلعه و کوتاه کردن دست آن دلاور. شاعر در مقدمه داستان میگوید: «یکی داستان گویم ای دوستان ×× که بشنیدم از گفته راستان / به شیراز باشد یکی مرغزار ×× که گلزار باشد برش خار زار ... / یکی کوه باشد در آن مرغزار ×× که با چرخ گردون کند کارزار ... / چنین سخت کوهی به دوران ندید ×× نه ارژنگ و اکوان نه دیو سفید ... / بود نامش از قاف مشهور تر ×× مر این کوه را نام باشد تبر ... / شنیدم یکی مرد جنگ آزمای ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه بنهاد تخت / گمانم که بال وپری داشته ×× که بیدق بر آن کوه افراشته »
مهرها، یادداشتهای تملک و وقفیات نسخه
مهر و نه آسمان آفرید
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 15 • صفحه 763 • ردیف 1
متن فنخا:
تهران؛ نوربخش؛ شماره نسخه: 746
آغاز: سپاس از جهان دار یزدان پاک ×× که ایجاد بنمود بازار خاک / زقدرت زمین و زمان آفرید ×× مه و مهر و نه آسمان آفرید؛ انجام: ایا طالبا روح تو شاد باد ×× هوادار تو شاه فرهاد باد / مخور غم که زان سرشوی سرفراز ×× نگردی زاسکان وی بی نیاز
مثنوی فتح نامه قلعه تبر، داستان یاغی شدن دلاوری به نام فضلعلی است که بر کوه تبر در شیراز پناه جسته و شکایت مردم از دست او و مأمور شدن معتمد الدوله فرهاد میرزا به فتح قلعه و کوتاه کردن دست آن دلاور. شاعر در مقدمه داستان میگوید: «یکی داستان گویم ای دوستان ×× که بشنیدم از گفته راستان / به شیراز باشد یکی مرغزار ×× که گلزار باشد برش خار زار ... / یکی کوه باشد در آن مرغزار ×× که با چرخ گردون کند کارزار ... / چنین سخت کوهی به دوران ندید ×× نه ارژنگ و اکوان نه دیو سفید ... / بود نامش از قاف مشهور تر ×× مر این کوه را نام باشد تبر ... / شنیدم یکی مرد جنگ آزمای ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه شد چون همای ... / ندانم چسان آن یل نیک بخت ×× به بالای آن قلعه بنهاد تخت / گمانم که بال وپری داشته ×× که بیدق بر آن کوه افراشته»؛ خط: نستعلیق، کاتب = مؤلف، تا: 1294ق؛ در بالای صفحه عنوان آمده: «هذا فتح نامه قلعه تبر من کلام بنده درگاه عبدالله گرجی متخلص به طالب» و در ذیل نسخه چنین نوشته: «امیدوارم به نظر مرحمت ... قبول افتد و به مرحمت این بنده را افتخاری دهند فی شهر جمادی الاولی 1394»، با یادداشت مرحوم شعاع درباره نسخه و سراینده مثنوی؛ کاغذ: فرنگی سفید، جلد: پارچهای سبز، 30گ، 11 سطر، اندازه: 14×22سم [نشریه: 13 - 133]