شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
پیوند کوتاه:
/m/144826
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
✓
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- دستخط مؤلف (صدرائی)
- تاریخ کتابت:
- قرن 14
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نستعلیق، شکسته
- تعداد برگ و سطر:
- 40 برگ • -
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 10/5×17سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • مقوا
آغاز نسخه
« بجز وصال تو بر سر مرا خیالی نیست ×× سوای درد فراقت کنون ملالی نیست
مسوده شاعر است که هنوز اشعارش پاکنویس نشده و تنظیم نیافته است، پیداست که شاعر درد دلهایی داشته است از واعظ شهر و ... آنجا که میگوید: «صحبت پیر خرابات فرح انگیز است ×× دلم از واعظ پرگوی ز خون لبریز است / به به از ساقی و جام و می دیرینه او ×× تف به آن شیخ مزور که بسی پرریز است / میزند سنگ به جام و به سر مست عصا ×× اهل بربر بود آن تحفه و یا تبریز است»، همچنین از قطعهای به دست میآید که سراینده از اجارهنشینی و نداشتن خانه رنج میبرده است چنانکه میگوید: «راحت کسی که صاحب ویرانه لانه شد ×× دارد حیوة تازه چه دارای خانه شد ... راحت نیم بر وزنه در شب مرا قرار ×× مستأجری چه قسمت من در زمانه شد / شاه وزیر را بده از من سلام خاص ×× چون باعث رفاه عموم آن یگانه شد / صدرائی است آنکه آواره از وطن ×× چون او وطن نداشت ز تن بی نشانه شد»، برخی از اشعارش مورخ 23/1/17 و 23/2/2 و 1323/8/12ش میباشد »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
کاغذ مشقی خط دار
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 15 • صفحه 502 • ردیف 1
متن فنخا:
مشهد؛ الهیات؛ شماره نسخه: 22746
آغاز: بجز وصال تو بر سر مرا خیالی نیست ×× سوای درد فراقت کنون ملالی نیست
مسوده شاعر است که هنوز اشعارش پاکنویس نشده و تنظیم نیافته است، پیداست که شاعر درد دلهایی داشته است از واعظ شهر و ... آنجا که میگوید: «صحبت پیر خرابات فرح انگیز است ×× دلم از واعظ پرگوی ز خون لبریز است / به به از ساقی و جام و می دیرینه او ×× تف به آن شیخ مزور که بسی پرریز است / میزند سنگ به جام و به سر مست عصا ×× اهل بربر بود آن تحفه و یا تبریز است»، همچنین از قطعهای به دست میآید که سراینده از اجارهنشینی و نداشتن خانه رنج میبرده است چنانکه میگوید: «راحت کسی که صاحب ویرانه لانه شد ×× دارد حیوة تازه چه دارای خانه شد ... راحت نیم بر وزنه در شب مرا قرار ×× مستأجری چه قسمت من در زمانه شد / شاه وزیر را بده از من سلام خاص ×× چون باعث رفاه عموم آن یگانه شد / صدرائی است آنکه آواره از وطن ×× چون او وطن نداشت ز تن بی نشانه شد»، برخی از اشعارش مورخ 23/1/17 و 23/2/2 و 1323/8/12ش میباشد؛ خط: شکسته، نستعلیق، کاتب = مؤلف، تا: قرن 14؛ کاغذ مشقی خط دار، جلد: مقوا، 40گ، اندازه: 10/5×17سم [ف: 3 - 877]