شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
پیوند کوتاه:
/m/140585
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
—
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 1 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- نسخ
- تعداد برگ و سطر:
- 102 برگ • 20 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 9/5×17سم
- کاغذ و جلد:
- خطایی • تیماج
آغاز نسخه
« گذارم سوی گلشن بی رخ او چون همی افتد ×× بروی گل زاشک من بود گرشبنمی افتد
این دیوان شامل قصاید و ترکیب بند و رباعیات و مثنوی و قطعهها و فردهایی میباشد و نسخه این کتابخانه در حدود 1000 بیت است، در کتب تذکره و تاریخ، تارک تخلص نام برده نشده و از مندرجات نسخه این دیوان، شیرازی بودن او آشکار است. او دم از محبت اهل بیت پیغمبر (ص) میزده و در این باب ابیاتی چند دارد و از آنها این بیت است: «زفارسم من و سلمان بر اهل فارس ممداست ×× وسیله اوست مرا در سلام خواجه سلمان» و گذشته از این بیت در چند جای دیگر (ص 37 و 41 نسخه) شیرازی بودن خود را تصریح کرده است. در جای دیگر از دیوان خود را حافظ قرآن معرفی نموده: «تارک آنروز ترا حافظ قرآن خوانم ×× طرق نهصد و شصت از بر اگر بر خوانی» و طریقه خود را میان سعدی و حافظ تصور نموده: «باعتدال طرق رفت و عاقبت منزل ×× میان سعدی و حافظ گرفت تارک ما» و در یکی از رباعیات اینگونه از اشعار خود را برتر از خیام و افضل الدین کاشی دانسته است: «چو ساقی طبع من مفرح انگیخت ×× پیوسته شراب ناب در ساغر ریخت / تا صیت چهار مصرعم گشت رفیع ×× خیام ز خیمه افضل از فضل گریخت». در تصوف از مریدان شیخ محمد نوربخش (- 912) بوده و او را ستوده و از وی استمداد همت کرده و <!-- page: 82 --> در تاریخ وفات او قطعهای انشاء نموده و نیز از چند ماده تاریخی که در این دیوان است معلوم میشود که در اوایل سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی زندگانی مینموده و تاریخ ورود او را به شیراز در آخر قصیدهای (42-51 نسخه) چنین آورده: «نامهام کز بهر حظ هوشمندان نام یافت ×× سال تاریخش ز «حظ» (=908) آرد برون هر هوشیار »
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
ظاهراً دیوان از خطوط اوایل قرن دهم هجری میباشد
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 15 • صفحه 81 • ردیف 1
متن فنخا:
تهران؛ مجلس؛ شماره نسخه: 958
آغاز: گذارم سوی گلشن بی رخ او چون همی افتد ×× بروی گل زاشک من بود گرشبنمی افتد
این دیوان شامل قصاید و ترکیب بند و رباعیات و مثنوی و قطعهها و فردهایی میباشد و نسخه این کتابخانه در حدود 1000 بیت است، در کتب تذکره و تاریخ، تارک تخلص نام برده نشده و از مندرجات نسخه این دیوان، شیرازی بودن او آشکار است. او دم از محبت اهل بیت پیغمبر (ص) میزده و در این باب ابیاتی چند دارد و از آنها این بیت است: «زفارسم من و سلمان بر اهل فارس ممداست ×× وسیله اوست مرا در سلام خواجه سلمان» و گذشته از این بیت در چند جای دیگر (ص 37 و 41 نسخه) شیرازی بودن خود را تصریح کرده است. در جای دیگر از دیوان خود را حافظ قرآن معرفی نموده: «تارک آنروز ترا حافظ قرآن خوانم ×× طرق نهصد و شصت از بر اگر بر خوانی» و طریقه خود را میان سعدی و حافظ تصور نموده: «باعتدال طرق رفت و عاقبت منزل ×× میان سعدی و حافظ گرفت تارک ما» و در یکی از رباعیات اینگونه از اشعار خود را برتر از خیام و افضل الدین کاشی دانسته است: «چو ساقی طبع من مفرح انگیخت ×× پیوسته شراب ناب در ساغر ریخت / تا صیت چهار مصرعم گشت رفیع ×× خیام ز خیمه افضل از فضل گریخت». در تصوف از مریدان شیخ محمد نوربخش (- 912) بوده و او را ستوده و از وی استمداد همت کرده و در تاریخ وفات او قطعهای انشاء نموده و نیز از چند ماده تاریخی که در این دیوان است معلوم میشود که در اوایل سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی زندگانی مینموده و تاریخ ورود او را به شیراز در آخر قصیدهای (42-51 نسخه) چنین آورده: «نامهام کز بهر حظ هوشمندان نام یافت ×× سال تاریخش ز «حظ» (=908) آرد برون هر هوشیار»؛ خط: نسخ، بیکا، بیتا؛ افتادگی: آغاز و وسط و انجام؛ ظاهراً دیوان از خطوط اوایل قرن دهم هجری میباشد؛ کاغذ: خطایی، جلد: تیماج، 102گ، 20 سطر، اندازه: 9/5×17سم [ف: 3 - 201]