نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
عنوان اثر:

دیوان آتشی

پدیدآور اثر: آتشی شیرازی، طاهر
/m/138357
کتابخانه و مخزن نگهداری: دانشگاه
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 2412

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) —
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

نام کاتب:
بی‌کاتب
تاریخ کتابت:
قرن 12
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 1 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
نستعلیق
تعداد برگ و سطر:
656 برگ • 16 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
14×24/5سم
کاغذ و جلد:
سپاهانی • تیماج سرخ

آغاز نسخه

« الهی از می‌لب‌الب ساز جامم را ×× هنوز چون چراغ صبح گردان شمع شامم را »

انجام نسخه

« بساقی بگو آنچه گفتم تمام ×× همین است رسم وفا واسلام دارای 3500 بیت: غزل‌ها به ترتیب تهجی (ص 1-161)، رباعیات و مطایبات (ص 163-176) سپس قصاید آنگاه خسرو و شیرین (ص 325)، از ص 326 و 610 برمی‌آید که او از تهی‌دستی به هند رفت و در بیجاپور نزد مصطفی خان رسید و زری به دست آورد. او از شعبده‌بازی یاد می‌کند که در میدان سعادت سپاهان نزد شاه عباس بازی کرد و دانسته شد که جاسوس دولت روم (ترک عثمانی) است (ص 230)، در آن از وضع سپاهان و قهوه‌خانه‌های آنجا یاد شده است. فهرست عنوان‌ها: 1. در آرزوی شیراز (ص 128)، 2. متهم داشتن دشمنان شاعر او را به کفر و زندقه - تعریف پیل (ص 316)، 3. نام یکی از تالیفات آتشی موسوم به معدن افکار که 2300 بیت بوده (ص 478)، 4. شکایت شاعر از <!-- page: 904 --> کوچکی خانه خود (ص 504)، 5. داستانسرایی میرزا رجب و بیان حکایت پیرمرد لنبانی که زر و سیم دفینه خود را میان چوبی نهاده و بر روی زاینده رود می‌افکند و چگونگی آن (505)، 6. مناجات به درگاه واقف النیات (ص595)، 7. حکایت (ص596)، 8 مناجات به درگاه کافی المهمات و عرض نیاز و خواهش آمرزش از آن کارساز کاینات (ص 604)، 9. مناجات (ص 606)، 10. عرض حال در شکر (ص 607)، 11. فضیلت شکر انعام قادر بیمثال (ص 611)، 12. حکایت پادشاه عادل و گرفتاری گنه کاران و تاثیر شکر (ص 613)، 13. موعظه و خطاب در فضیلت شکر (ص 615)، 14. حکایت ابدال خرقه پوش (ص 616)، 15. گفتگو کردن ابدال با خود از روی اضطرار (ص 621)، 16. عرض حال به درگاه بی زوال نمودن ابدال و استدعای از مرض و افلاس نجات یافتن و مناظره با خود (ص 627)، 17. گنج زر یافتن ابدال و فرخ فال شدن آن نیکو مآل (ص 628)، 18. در تعریف افیون (ص 630)، 19. در ستایش پادشاهان و حقیقت گوهر شاهی و بیان حال ابدال (ص 633)، 20. در گنج زر یافتن آن پادشاه دین پناه در هنگام مراجعت از خانه ابدال (ص 635)، 21. موعظه و بیان بیوفائی روزگار و نوای و تشبیه تمثیل سرای در آن مقام (ص 637)، 22. در سالک را راه نمایی بدرگاه سلطان اولیا وارث انبیا نمودن گفته‌اند (ص 638)، 23. حکایت رفتن شاه ولایت پناه به سیر نخلستان و میل آهنین آسیا را طوق گردن عزت سر پنجه تاب فرمودن (ص 641)، 24. در عرض حال بدرگاه صاحب ذوالفقار یعنی حیدر کرار (ص 645)، 25. نکته در تعریف سخن گفتن و بر سر مدعا رفتن (ص 651)، 26. خطاب با گل سیراب باغ طبیعت شاداب یعنی آفتاب بیزوال سخن (ص 651)، 27. گفتار در صورت خطاب با شاهد شیرین کار یعنی عروس سخن و استدعای وصال آن یادگار دل‌ربای (ص 654)، 28. در ستایش خویش از پرتو سخن و بیان و تأثیر صحبت آن شیرین دهن گوید (ص 655)، 29. اشاره بنام خود (ص 656)، 30. استدعای عفو گناه نمودن و قایل بر کثرت تقصیرات و نادانی خود شدن و طلب آمرزش و مغفرت کردن از پادشاه آگاه (ص 659)، 31. در خواهش باده حلال از ساقی بزم کمال نمودن و سررشته راه ارشاد به دست سالک دادن (ص 661)، 32. شکایت از روزگار و بی‌رونقی هنگامه اعتبار گوید (ص 662)، 33. چند بیت در مرتبه نواب مصطفی خان رحمه الله گفته شد (ص 664)، 34. حکایت سلیمان و ملاقات او با جعفر دوانقی و مآل آن گوید (ص 665)، 35. حکایت گفتن جعفر دوانقی از برای سلیمان و قصه و سرگذشت خود و یافتن فیض از برکت فضایل علی (ص 667)، 36. احوال خود و برادران گفتن پیر شامی از برای جعفر دوانقی (ص 683)، 37. دیدن جعفر دوانقی آن دشمن اولاد علی را و پرسش حال او و آگاه شدن بر سر کار او (ص 674)، 38. استدعای آمرزش و کام نمودن از ساقی کوثر (ص 679)، 39. خواهش یار [با] وقار و مصاحب با اعتبار نمودن از حیدر و کردگار قادر مختار جل شانه (ص 679)، 40. حکایت باز خوش پرواز و گرفتار شدن به چنگ عقاب (ص 681)، 41. در موعظه و ستایش غم و شکوه ابنای روزگار و همه حکایت باز و عقاب (ص 684)، 42. آمدن شیر از دل دشت و ضایع ساختن اسب پادشاه و مآل آن (ص 687)، 43. در صفت نشاط زمان سلطنت شاهزاده پدر به باد داده (ص 689)، 44. تعریف دکن و مانند نمودن او به شیراز (ص 813) »

مهرها، یادداشت‌های تملک و وقفیات نسخه

واقف النیات (ص595)، 7. حکایت (ص596)، 8 مناجات به درگاه کافی المهمات و عرض نیاز و خواهش آمرزش از آن کارساز کاینات (ص 604)، 9. مناجات (ص 606)، 10. عرض حال در شکر (ص 607)، 11. فضیلت شکر انعام قادر بیمثال (ص 611)، 12. حکایت پادشاه عادل و گرفتاری گنه کاران و تاثیر شکر (ص 613)، 13. موعظه و خطاب در فضیلت شکر (ص 615)، 14. حکایت ابدال خرقه پوش (ص 616)، 15. گفتگو کردن ابدال با خود از روی اضطرار (ص 621)، 16. عرض حال به درگاه بی زوال نمودن ابدال و استدعای از مرض و افلاس نجات یافتن و مناظره با خود (ص 627)، 17. گنج زر یافتن ابدال و فرخ فال شدن آن نیکو مآل (ص 628)، 18. در تعریف افیون (ص 630)، 19. در ستایش پادشاهان و حقیقت گوهر شاهی و بیان حال ابدال (ص 633)، 20. در گنج زر یافتن آن پادشاه دین پناه در هنگام مراجعت از خانه ابدال (ص 635)، 21. موعظه و بیان بیوفائی روزگار و نوای و تشبیه تمثیل سرای در آن مقام (ص 637)، 22. در سالک را راه نمایی بدرگاه سلطان اولیا وارث انبیا نمودن گفته‌اند (ص 638)، 23. حکایت رفتن شاه ولایت پناه به سیر نخلستان و میل آهنین آسیا را طوق گردن عزت سر پنجه تاب فرمودن (ص 641)، 24. در عرض حال بدرگاه صاحب ذوالفقار یعنی حیدر کرار (ص 645)، 25. نکته در تعریف سخن گفتن و بر سر مدعا رفتن (ص 651)، 26. خطاب با گل سیراب باغ طبیعت شاداب یعنی آفتاب بیزوال سخن (ص 651)، 27. گفتار در صورت خطاب با شاهد شیرین کار یعنی عروس سخن و استدعای وصال آن یادگار دل‌ربای (ص 654)، 28. در ستایش خویش از پرتو سخن و بیان و تأثیر صحبت آن شیرین دهن گوید (ص 655)، 29. اشاره بنام خود (ص 656)، 30. استدعای عفو گناه نمودن و قایل بر کثرت تقصیرات و نادانی خود شدن و طلب آمرزش و مغفرت کردن از پادشاه آگاه (ص 659)، 31. در خواهش باده حلال از ساقی بزم کمال نمودن و سررشته راه ارشاد به دست سالک دادن (ص 661)، 32. شکایت از روزگار و بی‌رونقی هنگامه اعتبار گوید (ص 662)، 33. چند بیت در مرتبه نواب مصطفی خان رحمه الله گفته شد (ص 664)، 34. حکایت سلیمان و ملاقات او با جعفر دوانقی و مآل آن گوید (ص 665)، 35. حکایت گفتن جعفر دوانقی از برای سلیمان و قصه و سرگذشت خود و یافتن فیض از برکت فضایل علی (ص 667)، 36. احوال خود و برادران گفتن پیر شامی از برای جعفر دوانقی (ص 683)، 37. دیدن جعفر دوانقی آن دشمن اولاد علی را و پرسش حال او و آگاه شدن بر سر کار او (ص 674)، 38. استدعای آمرزش و کام نمودن از ساقی کوثر (ص 679)، 39. خواهش یار [با] وقار و مصاحب با اعتبار نمودن از حیدر و کردگار قادر مختار جل شانه (ص 679)، 40. حکایت باز خوش پرواز و گرفتار شدن به چنگ عقاب (ص 681)، 41. در موعظه و ستایش غم و شکوه ابنای روزگار و همه حکایت باز و عقاب (ص 684)، 42. آمدن شیر از دل دشت و ضایع ساختن اسب پادشاه و مآل آن (ص 687)، 43. در صفت نشاط زمان سلطنت شاهزاده پدر به باد داده (ص 689)، 44. تعریف دکن و مانند نمودن او به شیراز (ص 813)
یادداشت‌های انتقادی و تصحیحی فهرست‌نگار:
• با
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 14 • صفحه 903 • ردیف 1
متن فنخا:
1. تهران؛ دانشگاه؛ شماره نسخه: 2412 آغاز: الهی از می‌لب‌الب ساز جامم را ×× هنوز چون چراغ صبح گردان شمع شامم را؛ انجام: بساقی بگو آنچه گفتم تمام ×× همین است رسم وفا واسلام دارای 3500 بیت: غزل‌ها به ترتیب تهجی (ص 1-161)، رباعیات و مطایبات (ص 163-176) سپس قصاید آنگاه خسرو و شیرین (ص 325)، از ص 326 و 610 برمی‌آید که او از تهی‌دستی به هند رفت و در بیجاپور نزد مصطفی خان رسید و زری به دست آورد. او از شعبده‌بازی یاد می‌کند که در میدان سعادت سپاهان نزد شاه عباس بازی کرد و دانسته شد که جاسوس دولت روم (ترک عثمانی) است (ص 230)، در آن از وضع سپاهان و قهوه‌خانه‌های آنجا یاد شده است. فهرست عنوان‌ها: 1. در آرزوی شیراز (ص 128)، 2. متهم داشتن دشمنان شاعر او را به کفر و زندقه - تعریف پیل (ص 316)، 3. نام یکی از تالیفات آتشی موسوم به معدن افکار که 2300 بیت بوده (ص 478)، 4. شکایت شاعر از کوچکی خانه خود (ص 504)، 5. داستانسرایی میرزا رجب و بیان حکایت پیرمرد لنبانی که زر و سیم دفینه خود را میان چوبی نهاده و بر روی زاینده رود می‌افکند و چگونگی آن (505)، 6. مناجات به درگاه واقف النیات (ص595)، 7. حکایت (ص596)، 8 مناجات به درگاه کافی المهمات و عرض نیاز و خواهش آمرزش از آن کارساز کاینات (ص 604)، 9. مناجات (ص 606)، 10. عرض حال در شکر (ص 607)، 11. فضیلت شکر انعام قادر بیمثال (ص 611)، 12. حکایت پادشاه عادل و گرفتاری گنه کاران و تاثیر شکر (ص 613)، 13. موعظه و خطاب در فضیلت شکر (ص 615)، 14. حکایت ابدال خرقه پوش (ص 616)، 15. گفتگو کردن ابدال با خود از روی اضطرار (ص 621)، 16. عرض حال به درگاه بی زوال نمودن ابدال و استدعای از مرض و افلاس نجات یافتن و مناظره با خود (ص 627)، 17. گنج زر یافتن ابدال و فرخ فال شدن آن نیکو مآل (ص 628)، 18. در تعریف افیون (ص 630)، 19. در ستایش پادشاهان و حقیقت گوهر شاهی و بیان حال ابدال (ص 633)، 20. در گنج زر یافتن آن پادشاه دین پناه در هنگام مراجعت از خانه ابدال (ص 635)، 21. موعظه و بیان بیوفائی روزگار و نوای و تشبیه تمثیل سرای در آن مقام (ص 637)، 22. در سالک را راه نمایی بدرگاه سلطان اولیا وارث انبیا نمودن گفته‌اند (ص 638)، 23. حکایت رفتن شاه ولایت پناه به سیر نخلستان و میل آهنین آسیا را طوق گردن عزت سر پنجه تاب فرمودن (ص 641)، 24. در عرض حال بدرگاه صاحب ذوالفقار یعنی حیدر کرار (ص 645)، 25. نکته در تعریف سخن گفتن و بر سر مدعا رفتن (ص 651)، 26. خطاب با گل سیراب باغ طبیعت شاداب یعنی آفتاب بیزوال سخن (ص 651)، 27. گفتار در صورت خطاب با شاهد شیرین کار یعنی عروس سخن و استدعای وصال آن یادگار دل‌ربای (ص 654)، 28. در ستایش خویش از پرتو سخن و بیان و تأثیر صحبت آن شیرین دهن گوید (ص 655)، 29. اشاره بنام خود (ص 656)، 30. استدعای عفو گناه نمودن و قایل بر کثرت تقصیرات و نادانی خود شدن و طلب آمرزش و مغفرت کردن از پادشاه آگاه (ص 659)، 31. در خواهش باده حلال از ساقی بزم کمال نمودن و سررشته راه ارشاد به دست سالک دادن (ص 661)، 32. شکایت از روزگار و بی‌رونقی هنگامه اعتبار گوید (ص 662)، 33. چند بیت در مرتبه نواب مصطفی خان رحمه الله گفته شد (ص 664)، 34. حکایت سلیمان و ملاقات او با جعفر دوانقی و مآل آن گوید (ص 665)، 35. حکایت گفتن جعفر دوانقی از برای سلیمان و قصه و سرگذشت خود و یافتن فیض از برکت فضایل علی (ص 667)، 36. احوال خود و برادران گفتن پیر شامی از برای جعفر دوانقی (ص 683)، 37. دیدن جعفر دوانقی آن دشمن اولاد علی را و پرسش حال او و آگاه شدن بر سر کار او (ص 674)، 38. استدعای آمرزش و کام نمودن از ساقی کوثر (ص 679)، 39. خواهش یار [با] وقار و مصاحب با اعتبار نمودن از حیدر و کردگار قادر مختار جل شانه (ص 679)، 40. حکایت باز خوش پرواز و گرفتار شدن به چنگ عقاب (ص 681)، 41. در موعظه و ستایش غم و شکوه ابنای روزگار و همه حکایت باز و عقاب (ص 684)، 42. آمدن شیر از دل دشت و ضایع ساختن اسب پادشاه و مآل آن (ص 687)، 43. در صفت نشاط زمان سلطنت شاهزاده پدر به باد داده (ص 689)، 44. تعریف دکن و مانند نمودن او به شیراز (ص 813)؛ خط: نستعلیق چلپیا، بی‌کا، تا: قرن 12؛ کاغذ: سپاهانی، جلد: تیماج سرخ، 656 ص، 16سطر (9×16/5)، اندازه: 14×24/5سم [ف: 9 - 1040]