نسخه آزمایشی پایگاه فهارس نسخه‌های خطی • دربردارنده بیش از ۷۶ هزار اثر و ۴۳۸ هزار نسخه خطی
شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
/m/116449
کتابخانه و مخزن نگهداری: سلطنتی
شهر و کشور: تهران
شماره نسخه: 166

نشان‌های نسخه‌شناسی و کالبدشناسی

اصل نسخه (دستخط مؤلف) —
حواشی به خط مؤلف —
تذهیب و سرلوح —
نگاره و نقاشی —
تصحیح‌شده (مصحح) —
دارای حواشی (محشی) —
سطور مجدول (جدول‌بندی) ✓
دارای رکابه (پای‌صفحه) —
مقابله و بلاغ —
چاپ عکسی / فاکسیمیله —

مشخصات کاتب و تاریخ کتابت

نام کاتب:
بی‌کاتب
تاریخ کتابت:
بی‌تاریخ
محل کتابت:
نامشخص
ردیف ثبت در مأخذ:
ردیف 13 (در فنخا)

ویژگی‌های مادی و ظاهری نسخه

نوع و اقلام خط:
شکسته نستعلیق، نسخ
تعداد برگ و سطر:
298 برگ • 20 سطر
ابعاد و اندازه (سانتی‌متر):
10/9×19/3سم
کاغذ و جلد:
کاغذ نامشخص • جلد نامشخص

آغاز نسخه

« ... عقل داند که چو مهتاب زند دست بتیغ ×× ردو منعش نه باندازه درع قصب است / عرصه مملکت غورچه نامحدود است ×× که در آن عرصه چنان لشگر نامعدود است / چشم بد دور که بس منتظمست این دولت ×× آری این دولت را منتظمی معهود است. صاحب جامع الحکایات آورده که انوری پسر رئیس مهینه بود در نیشابور آمده تحصیل کمالات نموده در علم حکمت و نجوم تصانیف دارد بعد از وفات پدر به مهینه برگشته اموال پدر را منصرف شد و دست اسراف برگشاد و در اندک روزی با حریفان باده و جام همه را بباد داد و بمذلت و تنگدستی افتاد بحدی که جامه زمستانی در برش نماند و در آن حالت این قطعه گوید ... ای بس که جهان جبه درویش گرفتی ×× از فضله زنبور برو دوختنی جیب / اکنون همه شب منتظرم تا که برآید ×× شمعی که بهر خانه فروغی دهد از غیب »

انجام نسخه

« ... بمدح نعسان حین ارتحل راجعا من عندهم. لا يبعد الله جيراناً تركتهم ×× مثل المصابيح تجلو ليلة الظلم / حدبت على بطون ضنّه گلها ×× ان ظالما فيهم و ان مظلوما / لولا بنوعوف بن بهثة اصبحت ×× بالنّعف ام بنی ابیک عفیما »

مهرها، یادداشت‌های تملک و وقفیات نسخه

مهر ناصرالدین شاه قاجار
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
به نظر میرسد که کتابت آن به وسیله شخص مؤلف به انجام رسیده؛ دار؛ ؛ کاغذ ترمه اصفهانی جلد مقوای روکش چرم مشکی
فنخا مشخصات مأخذ و استناد فهرست‌نگاری:

فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.

جلد 12 • صفحه 666 • ردیف 13
متن فنخا:
13. تهران؛ سلطنتی؛ شماره نسخه: 166 آغاز: ... عقل داند که چو مهتاب زند دست بتیغ ×× ردو منعش نه باندازه درع قصب است / عرصه مملکت غورچه نامحدود است ×× که در آن عرصه چنان لشگر نامعدود است / چشم بد دور که بس منتظمست این دولت ×× آری این دولت را منتظمی معهود است. صاحب جامع الحکایات آورده که انوری پسر رئیس مهینه بود در نیشابور آمده تحصیل کمالات نموده در علم حکمت و نجوم تصانیف دارد بعد از وفات پدر به مهینه برگشته اموال پدر را منصرف شد و دست اسراف برگشاد و در اندک روزی با حریفان باده و جام همه را بباد داد و بمذلت و تنگدستی افتاد بحدی که جامه زمستانی در برش نماند و در آن حالت این قطعه گوید ... ای بس که جهان جبه درویش گرفتی ×× از فضله زنبور برو دوختنی جیب / اکنون همه شب منتظرم تا که برآید ×× شمعی که بهر خانه فروغی دهد از غیب؛ انجام: ... بمدح نعسان حین ارتحل راجعا من عندهم. لا يبعد الله جيراناً تركتهم ×× مثل المصابيح تجلو ليلة الظلم / حدبت على بطون ضنّه گلها ×× ان ظالما فيهم و ان مظلوما / لولا بنوعوف بن بهثة اصبحت ×× بالنّعف ام بنی ابیک عفیما خط: شکسته نستعلیق و نسخ، بی‌کا، بی‌تا؛ افتادگی: انجام؛ به نظر میرسد که کتابت آن به وسیله شخص مؤلف به انجام رسیده؛ مجدول کمنددار؛ مهر ناصرالدین شاه قاجار؛ کاغذ ترمه اصفهانی جلد مقوای روکش چرم مشکی، 298ص، 20 سطر، اندازه: 10/9×19/3سم [ف: 7 - 336]