شناسنامه کالبدشناسی نسخه خطی
پیوند کوتاه:
/m/116449
نشانهای نسخهشناسی و کالبدشناسی
اصل نسخه (دستخط مؤلف)
—
حواشی به خط مؤلف
—
تذهیب و سرلوح
—
نگاره و نقاشی
—
تصحیحشده (مصحح)
—
دارای حواشی (محشی)
—
سطور مجدول (جدولبندی)
✓
دارای رکابه (پایصفحه)
—
مقابله و بلاغ
—
چاپ عکسی / فاکسیمیله
—
مشخصات کاتب و تاریخ کتابت
- نام کاتب:
- بیکاتب
- تاریخ کتابت:
- بیتاریخ
- محل کتابت:
- نامشخص
- ردیف ثبت در مأخذ:
- ردیف 13 (در فنخا)
ویژگیهای مادی و ظاهری نسخه
- نوع و اقلام خط:
- شکسته نستعلیق، نسخ
- تعداد برگ و سطر:
- 298 برگ • 20 سطر
- ابعاد و اندازه (سانتیمتر):
- 10/9×19/3سم
- کاغذ و جلد:
- کاغذ نامشخص • جلد نامشخص
آغاز نسخه
« ... عقل داند که چو مهتاب زند دست بتیغ ×× ردو منعش نه باندازه درع قصب است / عرصه مملکت غورچه نامحدود است ×× که در آن عرصه چنان لشگر نامعدود است / چشم بد دور که بس منتظمست این دولت ×× آری این دولت را منتظمی معهود است. صاحب جامع الحکایات آورده که انوری پسر رئیس مهینه بود در نیشابور آمده تحصیل کمالات نموده در علم حکمت و نجوم تصانیف دارد بعد از وفات پدر به مهینه برگشته اموال پدر را منصرف شد و دست اسراف برگشاد و در اندک روزی با حریفان باده و جام همه را بباد داد و بمذلت و تنگدستی افتاد بحدی که جامه زمستانی در برش نماند و در آن حالت این قطعه گوید ... ای بس که جهان جبه درویش گرفتی ×× از فضله زنبور برو دوختنی جیب / اکنون همه شب منتظرم تا که برآید ×× شمعی که بهر خانه فروغی دهد از غیب »
انجام نسخه
« ... بمدح نعسان حین ارتحل راجعا من عندهم. لا يبعد الله جيراناً تركتهم ×× مثل المصابيح تجلو ليلة الظلم / حدبت على بطون ضنّه گلها ×× ان ظالما فيهم و ان مظلوما / لولا بنوعوف بن بهثة اصبحت ×× بالنّعف ام بنی ابیک عفیما »
مهرها، یادداشتهای تملک و وقفیات نسخه
مهر ناصرالدین شاه قاجار
فوائد و رسائل مندرج در نسخه:
به نظر میرسد که کتابت آن به وسیله شخص مؤلف به انجام رسیده؛ دار؛ ؛ کاغذ ترمه اصفهانی جلد مقوای روکش چرم مشکی
فنخا
مشخصات مأخذ و استناد فهرستنگاری:
فهرستگان نسخههای خطی ایران (فنخا)، به کوشش مصطفی درایتی، تهران، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران.
جلد 12 • صفحه 666 • ردیف 13
متن فنخا:
13. تهران؛ سلطنتی؛ شماره نسخه: 166
آغاز: ... عقل داند که چو مهتاب زند دست بتیغ ×× ردو منعش نه باندازه درع قصب است / عرصه مملکت غورچه نامحدود است ×× که در آن عرصه چنان لشگر نامعدود است / چشم بد دور که بس منتظمست این دولت ×× آری این دولت را منتظمی معهود است. صاحب جامع الحکایات آورده که انوری پسر رئیس مهینه بود در نیشابور آمده تحصیل کمالات نموده در علم حکمت و نجوم تصانیف دارد بعد از وفات پدر به مهینه برگشته اموال پدر را منصرف شد و دست اسراف برگشاد و در اندک روزی با حریفان باده و جام همه را بباد داد و بمذلت و تنگدستی افتاد بحدی که جامه زمستانی در برش نماند و در آن حالت این قطعه گوید ... ای بس که جهان جبه درویش گرفتی ×× از فضله زنبور برو دوختنی جیب / اکنون همه شب منتظرم تا که برآید ×× شمعی که بهر خانه فروغی دهد از غیب؛ انجام: ... بمدح نعسان حین ارتحل راجعا من عندهم. لا يبعد الله جيراناً تركتهم ×× مثل المصابيح تجلو ليلة الظلم / حدبت على بطون ضنّه گلها ×× ان ظالما فيهم و ان مظلوما / لولا بنوعوف بن بهثة اصبحت ×× بالنّعف ام بنی ابیک عفیما
خط: شکسته نستعلیق و نسخ، بیکا، بیتا؛ افتادگی: انجام؛ به نظر میرسد که کتابت آن به وسیله شخص مؤلف به انجام رسیده؛ مجدول کمنددار؛ مهر ناصرالدین شاه قاجار؛ کاغذ ترمه اصفهانی جلد مقوای روکش چرم مشکی، 298ص، 20 سطر، اندازه: 10/9×19/3سم [ف: 7 - 336]